مطالعات شیعه در غرب
#معرفی_کتاب بخش اول «مواجهات الهیاتی مسلمانان با علم»؛ نقدی بر افسانه انحطاط و ارائه مدلی جدید نوی
#نقد_کتاب بخش دوم
اساساً در نظام تحلیلی فقیهان شیعه، هیچگاه تعارضی میان علم و دین به آن شکلی که در مسیحیت رخ داد، وجود نداشته است. دلیل این امر چیست؟ فقیهان شیعه همواره تمایز روشنی میان «موضوع» حکم شرعی و «نفس» حکم شرعی قائل بودهاند. موضوعات احکام (مثلاً اینکه آیا روزه برای یک بیمار خاص ضرر دارد یا نه) کاملاً به نظر کارشناسان علمی (پزشکان) واگذار شده است. تنها اگر داده علمی با درجه قطعیت (یقین) به دست آید، مبنای فتوا قرار میگیرد و در صورت تعارض با برخی روایات، آن روایات به عنوان «تفسیر به رأی فاسد» کنار گذاشته میشوند. این یعنی در ساختار فقه شیعه، علم هیچگاه در مقام «رقیب» دین ظاهر نمیشود، بلکه به عنوان «خدمتگزار» در تشخیص موضوعات وارد میشود.
دوم: نمونههای عینی از فتاوای فقیهان شیعه
کتاب موسی با ذکر نمونههایی از فتاوای علمای سنتی مانند «تھانوی» نشان میدهد که چگونه گاهی نص بر داده علمی ترجیح داده شده است. در مقابل، در فقه شیعه نمونههای متعددی از تقدم نظر متخصص بر فهم ابتدایی از نص وجود دارد.
در مسئله «مضررات سیگار»، آیتالله مکارم شیرازی به دلیل ضرر اثباتشده توسط پزشکان، سیگار را حرام اعلام میکند، مگر آنکه پزشک متخصص تجویز کند. در مسئله «روزه برای بیمار چشمی»، آیتالله خامنهای فتوا میدهد که اگر پزشک متخصص و مورد اعتماد بگوید روزه برای چشم ضرر دارد، نه تنها روزه واجب نیست، بلکه جایز هم نیست. در جریان همهگیری کرونا و «برگزاری مراسم محرم»، آیتالله سیستانی تأکید میکند که تمام ضوابط بهداشتیِ اعلامشده توسط مقامات ذیصلاح باید رعایت شود و تعداد افراد محدود گردد. این نمونهها نشان میدهد که در فقه شیعه، کارشناس علمی نه یک «تهدید» برای شریعت، که یک «رکن» در فرآیند صدور حکم است. این ساختارِ نهادمند، راهکاری عینی و عملیاتی است که فراتر از پیشنهادهای نظریِ کتاب موسی قرار دارد.
محور سوم: نمونه موردی؛ مناظره سحابی و علامه طباطبایی در مسئله فرگشت
یکی از مهمترین مواردی که نشان میدهد الهیات شیعه مسیری کاملاً متفاوت از آنچه موسی از متکلمان سنت اسلامی ترسیم کرده طی میکند، مناظره یدالله سحابی (زمینشناس معاصر) و علامه سید محمدحسین طباطبایی (مفسر بزرگ قرآن) در سال ۱۳۴۶ شمسی درباره سازگاری نظریه فرگشت با خلقت انسان است.
یکم: رویکرد علامه طباطبایی؛ جمع عرفی و تفکیک سطوح دانش
برخلاف موضع انکارگرایانه بسیاری از متکلمان سنی (و حتی برخی از علمای شیعه)، علامه طباطبایی رویکردی سهلایه ارائه داد.
لایه اول: پذیرش اصل تغییر و تدریج در خلقت. از نظر آیات و روایات منعی ندارد که خلقت به صورت تدریجی صورت گرفته باشد؛ آنچه مهم است اثبات «نوع خاص» انسان به صورت دفعی یا تدریجی است.
لایه دوم: تفکیک میان نظریه علمی فرگشت (که دادههای تجربی قابل توجهی دارد) و جهانبینی ماتریالیستیِ همراه با آن (که ریشه فلسفی دارد و ربطی به علم تجربی ندارد).
لایه سوم: ارجاع نهایی به فیلسوف و متکلم، نه فقیه. طباطبایی این بحث را به سطح فلسفی-کلامی ارتقا داد و از تقلیل آن به یک مسئله فقهی یا تفسیریِ صِرف پرهیز کرد.
دوم: مرتضی مطهری؛ تکمیل رویکرد علامه طباطبایی
مرتضی مطهری (درگذشته ۱۹۷۹) با تکیه بر مبانی فلسفه صدرایی، تمایز میان «نظریه علمی اثباتشده» و «جهانبینی الحادی» را نظاممندتر کرد. او نشان داد که بسیاری از متدینان به اشتباه، نظریه علمی فرگشت را با الحاد یکی میگیرند و به همین دلیل به انکار دادههای علمی میپردازند.
این رویکردِ تفکیکی (جداسازی علم تجربی از جهانبینی) که در آثار متفکران شیعی به کمال رسیده، بسیار پیچیدهتر از دوگانه «پذیرش کامل علم» یا «طرد کامل علم» است که در کتاب موسی به عنوان چارچوب اصلی منازعه مطرح شده است. موسی گویی جز این دو گزینه، گزینه سومی نمیشناسد، در حالی که اندیشه شیعی نشان میدهد که میتوان هم علم را پذیرفت و هم جهانبینیِ همراه آن را نقد کرد.
محور چهارم: کاستیهای روششناختی کتاب
یکم: تمرکز جغرافیایی محدود (جنوب آسیا)
موسی بیشترین تمرکز خود را بر تجربه شبهقاره هند و علمای دیوبند معطوف کرده است. این انتخاب جغرافیایی، تصویری از «جهان اسلام» ارائه میدهد که به شدت ناقص و نامتوازن است. تمدن ایرانی-اسلامی با محوریت تشیع، الگوی متفاوتی از مواجهه با علم داشته که در این کتاب تقریباً به طور کامل غایب است. گویی نویسنده گمان کرده است آنچه در یک منطقه از جهان اسلام (هند) رخ داده، نماینده کل سنت اسلامی است.
مطالعات شیعه در غرب
#معرفی_کتاب بخش اول «مواجهات الهیاتی مسلمانان با علم»؛ نقدی بر افسانه انحطاط و ارائه مدلی جدید نوی
#نقد_کتاب بخش سوم
دوم: غفلت از تمایز میان «فقیه» و «متکلم»
یکی از نقاط قوت سنت شیعی، تمایز روشن میان فقیه (که در پی کشف حکم شرعیِ ناظر به موضوعات عینی است) و متکلم (که در پی تبیین مبانی اعتقادی و پاسخ به شبهات فلسفی-کلامی است) است. موسی این دو ساحت را چنان که باید از هم جدا نمیکند. در حالی که در شیعه، فقیهان همواره موضوعات احکام را به کارشناسان علمی ارجاع دادهاند، متکلمان درگیر بحثهای فلسفی درباره خلقت و فرگشت بودهاند. این تمایز نهادمند، راهکاری است که کتاب موسی از آن بیبهره است. خلط این دو ساحت موجب میشود که خواننده گمان کند هر متکلمی باید به جایگاه علم در شریعت نیز پاسخ گوید، در حالی که در نظام شیعی این دو حوزه از هم جدا هستند.
سوم: تکیه بر مدلهای مسیحی در تحلیل نسبت علم و دین
موسی تحت تأثیر ادبیات غربیِ «علم و دین» (که عمدتاً بستر مسیحی دارد)، چهارچوبهای تحلیلی خود را تنظیم کرده است (چارچوبهایی مانند تعارض، استقلال، گفتگو، همگرایی). اما تجربه شیعی در بسیاری از موارد در این چهارچوبها نمیگنجد. در سنت شیعی، اساساً پرسش از «تعارض علم و دین» یک پرسشِ وامگرفته از مسیحیت است. فقیه شیعی از سر ناچاری به سراغ علم میرود (برای تشخیص موضوع)، نه از سر دغدغه اپولوژتیک یا آشتیسازی. این تفاوت ریشهای در «مسئله اصلی» را نمیتوان با مدلهای وارداتی فهمید.
جمعبندی و ارزیابی نهایی
کتاب موسی از حیث نقد روایت انحطاط و بازخوانی رابطه فلسفه و کلام در تاریخ اسلام اثری ارزشمند و روشنگر است. پیشنهاد مدل «هماهنگ و تافته» (symphonic and braided) نیز گامی رو به جلو در جهت عبور از دوگانههای سادهانگارانه است.
با این حال، کاستیهای زیر در این کتاب قابل اغماض نیست:
کاستی اول: غفلت از سنت عقلگرای شیعی
کتاب موسی «عقل به عنوان منبع مستقل» و «قاعده ملازمه» در اصول فقه شیعه را که از ارکان اصلی این سنت است، نادیده گرفته است.
کاستی دوم: ناآشنایی با نظریه منطقهالفراغ
نظریه شهید صدر، سازوکاری نهادمند برای جذب یافتههای علمیِ متغیر در متن شریعت ارائه میدهد که بسیار عینیتر و عملیاتیتر از پیشنهادات انتزاعی کتاب موسی است.
کاستی سوم: تمرکز جغرافیایی محدود
موسی تجربه جنوب آسیا را به مثابه «نماینده جهان اسلام» قلمداد کرده و تمدن ایرانی-اسلامی با محوریت تشیع را نادیده گرفته است.
کاستی چهارم: تحریف علت تعارض علم و دین
در سنت شیعی، علم و دین در سطح موضوعشناسی با یکدیگر همکاری میکنند، نه تعارض. فقیه شیعی هرگز علم را رقیب دین نمیبیند، بلکه آن را خدمتگزار خود در تشخیص موضوعات میداند.
کاستی پنجم: غفلت از تمایز فقیه و متکلم
موسی این دو ساحت معرفتیِ مستقل در نظام معرفتی شیعه را با یکدیگر خلط کرده و در نتیجه تحلیلی نادرست از نسبت فقیهان شیعه با علم ارائه داده است.
سخن پایانی
کتاب موسی برای مسلمانِ شیعه «خواندنی» است، اما برای «فهم» نسبت اسلام (به معنای جامع آن) با علم در متن تمدن ایرانی-اسلامی کافی نیست و نیازمند تکمیل است. آنچه شیعه به عنوان یک سنت فکریِ زنده میتواند به این گفتگو اضافه کند، نه یک «مدل رقیب»، بلکه مکمل و غنیکننده مباحث مطرح شده در این کتاب ارزشمند است. نقد وارد بر موسی این نیست که چه گفته، بلکه این است که چه چیزهایی را ندانسته یا نادیده گرفته است. کتاب او تصویری از «یک اسلامِ سنیِ هند محور» ارائه میدهد و آن را به جای «اسلام» مینشاند. یک گفتگوی واقعی بینالمللی درباره علم و اسلام نیازمند ورود جدی صدای تشیع به این گفتگوست.
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
مطالعات شیعه در غرب
#معرفی_کتاب بخش اول «مواجهات الهیاتی مسلمانان با علم»؛ نقدی بر افسانه انحطاط و ارائه مدلی جدید نوی
#نقد_کتاب بخش اول
نقد کتاب «مواجهات الهیاتی مسلمانان با علم» بر اساس مبانی اندیشه شیعی
چرا نقد این کتاب از منظر شیعی ضروری است؟
کتاب موسی تلاشی جدی و ارزشمند برای بازتعریف نسبت الهیات اسلامی با علم است. نویسنده با نقد روایت «انحطاط اسلامی» و نشان دادن رابطه پیچیده فلسفه و کلام در تاریخ اسلام، گام مهمی در جهت عبور از دوگانههای سادهانگارانه برمیدارد. با این حال، کاستی اصلی این کتاب در غفلت از سنت فکری تشیع به عنوان یکی از دو شاخه اصلی تمدن اسلامی است. تحلیل نویسنده عمدتاً بر منابع اهل سنت و تجربه تاریخی شبهقاره هند متمرکز شده، در حالی که تمدن علمی-فلسفی و الهیاتی شیعه، بهویژه در ایران، الگوهای متفاوتی برای مواجهه با علم ارائه میدهد که میتواند بسیاری از معضلات مطرح شده در کتاب را به گونهای دیگر حلاجی کند. نقد حاضر در چهار محور اصلی سامان یافته است.
محور اول: نادیده گرفتن ساختار معرفتی متفاوت شیعه در مواجهه با علم
یکم: عقل به مثابه منبع مستقل، نه فقط ابزار
کتاب موسی تصویری از متکلمان سنتی ترسیم میکند که عمدتاً رابطه دوگانهای با عقل دارند: یا آن را کاملاً تابع نقل میکنند (اشاعره) یا در تقابل با آن قرار میگیرند. اما در اندیشه شیعی، عقل نه تنها به عنوان یک ابزار، بلکه به عنوان «منبع مستقل» معرفت دینی شناخته میشود.
در نظام اصولی شیعه، «قاعده ملازمه» یا «ملازمه میان حکم عقل و حکم شرع» یک اصل بنیادین است. بر اساس این قاعده، هر آنچه عقل مستقل به خوبی یا بدی آن حکم کند، شرع نیز همان حکم را دارد. این به معنای اعتبار معرفتیِ همپایه برای عقل در کنار قرآن، سنت و اجماع است. این ساختارِ معرفتی، تفاوت بنیادین شیعه با مدلهایی است که موسی از سنت اسلامی ترسیم میکند. در کتاب موسی، عقل عمدتاً در جایگاه یک «ابزار» برای فهم نقل یا «رقیب» برای آن ظاهر میشود، در حالی که در اندیشه شیعی عقل به عنوان «شریک» نقل در تولید معرفت دینی حضور دارد.
دوم: تفکیک «منطقه الفراغ» و مدیریت علمیِ شریعت
یکی از نقاط قوت اندیشه شیعی که در کتاب موسی کاملاً نادیده گرفته شده، نظریه «منطقه الفراغ» (حوزه خلأ قانونی) است که شهید سید محمدباقر صدر (درگذشته ۱۹۸۰) آن را صورتبندی کرد.
بر اساس این نظریه، در قلمروهایی که حکم الزامآور شرعیِ مشخصی وجود ندارد (منطقه الفراغ)، حاکم اسلامی یا فقیه جامعالشرایط میتواند بر اساس مقتضیات زمان و مکان و با تکیه بر نظر کارشناسان علمی، قانون وضع کند. این نظریه یک سازوکار نهادمند و عملیاتی برای جذب یافتههای علمیِ متغیر در ساختار شریعت ارائه میدهد، بدون آنکه نیاز به تغییر در اصول ثابت دین باشد. این راهکار بسیار پیشرفتهتر از مدل انتزاعی «هماهنگ و تافته»ای است که موسی پیشنهاد میکند، زیرا به جای توصیههای کلی درباره «گفتگوی مسالمتآمیز علم و دین»، یک مکانیسم حقوقی-اجتهادی مشخص برای ورود علم به فرآیند تصمیمگیری شرعی ارائه میدهد.
سوم: عقلگرایی معتدل به عنوان هویت مکتب شیعه
برخلاف تصویری که از برخی جریانهای سنی در کتاب ترسیم شده، عقلگرایی معتدل، جریان اصلی و هویتبخش مکتب تشیع است. در دوره غیبت، عقل ضرورتی دوچندان یافته است، زیرا دسترسی مستقیم به امام معصوم وجود ندارد و استنباط احکام ناظر به مسائل نوپدید (از جمله مسائل علمی) بدون تکیه بر عقل و استدلال عقلی ممکن نیست.
حضور و رشد مکاتب فلسفی (از ابنسینا تا ملاصدرا)، عرفان نظری (ابنعربی تا امام خمینی)، اصول فقه عقلگرا (از شیخ طوسی تا آخوند خراسانی و شهید صدر) و تفسیر عقلی قرآن (از سیدرضا تا علامه طباطبایی) در متن فرهنگ شیعی، گواه این عقلگراییِ نهادینه شده است. موسی در تحلیل خود از «ظهور متنگرایی» در جهان اسلام، عملاً این سنت غنی عقلگرای شیعی را نادیده گرفته و گویی تنها الگوی مواجهه با علم در اسلام، همان الگوی علمای دیوبند یا افرادی مانند تھانوی بوده است.
محور دوم: تحریف ناخواسته «علت» تعارض علم و دین در اسلام
یکم: علم و دین در شیعه هرگز در تعارض نبودهاند
یکی از ادعاهای محوری موسی این است که استعمار، علم را در جهان اسلام بدنام کرد و شکافی عمیق میان علم و الهیات ایجاد نمود. این تحلیل درباره برخی از جریانهای اهل سنت در شبهقاره ممکن است صادق باشد، اما درباره سنت فقهی و کلامی شیعه صدق نمیکند.
#فراخوان_بورسیه #فرصت_شغلی
❇️ فرصت تحقیقاتی فوق دکتری - جمهوری چک
🔹مهلت درخواست: ۱ ژوئن ۲۰۲۶
🔸موضوعات:
تمامی رشتههای علمی شامل الهیات و مطالعات ادیان، فلسفه، تاریخ، حقوق، علوم انسانی، علوم اجتماعی، زیستشناسی، شیمی، فیزیک، پزشکی، ریاضیات، کامپیوتر، اقتصاد، جغرافیا، روانشناسی، آموزش و... بجز مهندسی و دامپزشکی
🔹مزایا:
- حقوق ماهیانه: ۳,۰۶۸ یورو
- بیمههای اجتماعی و درمانی
- کمک هزینه جابجایی: ۴۰۰ یورو در ماه
- کمک هزینه خانواده: ۲۰۰ یورو در ماه
- کمک هزینه تحقیقات: ۶۰۰ یورو در ماه
- کمک هزینه آموزش: ۲۰۰ یورو در ماه
- قرارداد کاری رسمی با دانشگاه
- کارآموزی ۳ تا ۶ ماهه در بخش غیر دانشگاهی
- حضور در کنفرانسهای بینالمللی
- برنامه راهنمایی و آموزش تخصصی
🔺شرایط، موضوعات تفصیلی، لینک های مرتبط و سایر توضیحات در کانال اختصاصی🔺
برای دریافت اطلاعات بیشتر و عضویت در کانال #اختصاصی #مطالعات_شیعه_در_غرب به آیدی @ebnosiam پیام دهید.
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
#فراخوان_مقاله #مطالعات_اسلامی
❇️ چهل و هشتمین کنفرانس بینالمللی در اقتصاد، مالی و کسبوکار - رم، ایتالیا
🔹مهلت درخواست: ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶
🔸موضوعات مرتبط:
اقتصاد اسلامی، مالی اسلامی، بانکداری اسلامی، مدیریت اسلامی
🔹مزایا:
انتشار رایگان مقالات برگزیده در مجله SCOPUS Q1 (Journal of Risk and Financial Management) / نمایهشده در Web of Science، Google Scholar، RePEc و Econlit / شبکهسازی بینالمللی
🔺شرایط، موضوعات تفصیلی، لینک های مرتبط و سایر توضیحات در کانال اختصاصی🔺
برای دریافت اطلاعات بیشتر و عضویت در کانال #اختصاصی #مطالعات_شیعه_در_غرب به آیدی @ebnosiam پیام دهید.
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
هدایت شده از مطالعات شیعه در غرب
#فرصت_شغلی #انگلستان #مطالعات_اسلامی
@studiesofshia
❇️ فراخوان جذب استادیار آموزشی فلسفه اسلامی _ انگلستان
🔴 فرصت ویژه برای اساتید حوزوی و دانشگاهی فلسفه اسلامی
🔹مهلت درخواست: ۲۵ مه ۲۰۲۶
🔸موضوع محوری: تاریخ فلسفه اسلامی
🔹مزایا:
- حقوق سالانه ۴۷,۳۸۹ تا ۵۹,۹۶۶ پوند
(متناسب با سابقه و تجربه)
- قرارداد ۱۲ ماهه تماموقت
- شروع از سپتامبر ۲۰۲۶
- و...
🔺شرایط، موضوعات تفصیلی، لینک های مرتبط و سایر توضیحات در کانال اختصاصی🔺
برای دریافت اطلاعات بیشتر و عضویت در کانال #اختصاصی #مطالعات_شیعه_در_غرب به آیدی @ebnosiam پیام دهید.
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
هدایت شده از مطالعات شیعه در غرب
#فراخوان_بورسیه #فرصت_شغلی
❇️ برنامه متمرکز پسادکتری در رشته های مختلف - آلمان
📅 مهلت درخواست: از ۱ سپتامبر ۲۰۲۶
📚 موضوعات کلی:
🔹علوم انسانی و اجتماعی:
تاریخ، فلسفه، فلسفه دین، مطالعات ادیان، تاریخ هنر، تاریخ علم، مطالعات فرهنگی، باستانشناسی، زبانشناسی، علوم ادبی، جامعهشناسی، علوم سیاسی، انسانشناسی اجتماعی، روانشناسی، اقتصاد، حقوق، انسانشناسی فرهنگی، تاریخ حقوق، نظریه حقوقی، حقوق بینالملل، حقوق عمومی، حقوق تطبیقی، علوم اعصاب شناختی، روانشناسی رشد، روانشناسی اجتماعی، علوم شناختی، مطالعات مهاجرت، مطالعات تعارض و امنیت، مطالعات نابرابری، مطالعات جنسیت، مطالعات پسااستعماری، تاریخ فکری، تاریخ اجتماعی، تاریخ اقتصادی، تاریخ سیاسی، اخلاق، معرفتشناسی، نظریه سیاسی، فلسفه علم، فلسفه ذهن، انسانشناسی دین، جامعهشناسی دین، مطالعات تطبیقی ادیان، مطالعات میراث، ارتباطات فرهنگی، دیپلماسی فرهنگی، مطالعات رسانه، علوم اجتماعی محاسباتی، مطالعات علم و فناوری (STS)
🔹علوم زیستی و پزشکی:
زیستشناسی، پزشکی، ژنتیک، علوم اعصاب، بیوشیمی، زیستشناسی سلولی، ایمونولوژی، میکروبیولوژی، بیوفیزیک، زیستشناسی تکاملی، زیستشناسی مولکولی، بیوانفورماتیک، اپیدمیولوژی، فارماکولوژی، زیستشناسی گیاهی، اکولوژی، فیزیولوژی، بیولوژی محاسباتی
🔹علوم طبیعی و فناوری:
فیزیک، شیمی، اخترفیزیک، علوم مواد، ریاضیات، علوم کامپیوتر، مهندسی، نجوم، زمینشناسی، ژئوفیزیک، هواشناسی، اقیانوسشناسی، نانوتکنولوژی، شیمی فیزیک، شیمی آلی، شیمی معدنی، فیزیک نظری، فیزیک تجربی، علوم پلیمر، مهندسی مکانیک، مهندسی برق، مهندسی شیمی، دینامیک سیالات، ترمودینامیک، مکانیک کوانتوم، نسبیت، کیهانشناسی
💠 مزایا:
- قرارداد حداقل ۳ سال
- حقوق حدود €۵۸,۰۰۰–€۷۳,۰۰۰ سالانه
- بیمه کامل
- برنامه منتورینگ
- کمک هزینه سفر و کنفرانس
- و ...
🔺شرایط، موضوعات تفصیلی، لینک های مرتبط و سایر توضیحات در کانال اختصاصی🔺
برای دریافت اطلاعات بیشتر و عضویت در کانال #اختصاصی #مطالعات_شیعه_در_غرب به آیدی @ebnosiam پیام دهید.
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
#فراخوان_مقاله #مطالعات_اسلامی
❇️ کنفرانس بینالمللی اسلام، فلسفه و الهیات - پرتغال
🔹مهلت درخواست: ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶
🔸موضوعات:
فلسفه اسلامی (کلاسیک، اشراق، حکمت متعالیه، معاصر)، علم کلام، منطق در فقه و الهیات، متافیزیک و معرفتشناسی، فلسفه تطبیقی اسلام و یهودیت، فلسفه سیاسی و اجتماعی، قرآن و حدیث، تمدن اسلامی
🔹مزایا:
انتشار مقالات، نمایهشده در پایگاههای علمی، شبکهسازی با پژوهشگران فلسفه اسلامی، دریافت گواهی حضور
🔺شرایط، موضوعات تفصیلی، لینک های مرتبط و سایر توضیحات در کانال اختصاصی🔺
برای دریافت اطلاعات بیشتر و عضویت در کانال #اختصاصی #مطالعات_شیعه_در_غرب به آیدی @ebnosiam پیام دهید.
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
#معرفی_کتاب #تازه_های_نشر #۲۰۲۶
@studiesofshia
❇️ دانش و مرجعیت در اسلام شیعی: روحانیون و نظام حوزههای علمیه در خاورمیانه
Knowledge and Authority in Shi'i Islam: Clerics and the Hawza System in the Middle East
نویسنده: Robert Gleave (رابرت گلیو)
تاریخ انتشار: ۱۹ مارس ۲۰۲۶
ناشر: I.B. Tauris (Bloomsbury Publishing)
🔸معرفی نویسنده
رابرت گلیو (Robert Gleave) استاد مطالعات عربی در دانشگاه اکستر بریتانیا و یکی از برجستهترین پژوهشگران جهان در زمینه فقه و حقوق اسلامی شیعه است. او دکترای خود را از دانشگاه منچستر با رسالهای درباره فقه اخباری دریافت کرده است.
گلیو تاکنون پروژههای تحقیقاتی بینالمللی متعددی را رهبری کرده است، از جمله پروژه بزرگ Law, Authority and Learning in Imami Shi'ite Islam (LAWALISI) که به مدت شش سال (۲۰۱۶-۲۰۲۲) با حمایت شورای تحقیقات اروپا (ERC) انجام شده است.
از دیگر آثار مهم او میتوان به کتابهای Inevitable Doubt (Brill, 2000)، Scripturalist Islam (Brill, 2007) و Islam and Literalism (EUP, 2012) اشاره کرد. گلیو سردبیر مجلات معتبر Islamic Law and Society و Journal of Abbasid Studies بوده و رئیس انجمن بینالمللی مطالعات حقوق اسلامی (ISILS) نیز بوده است.
🔸معرفی کتاب
کتاب دانش و مرجعیت در اسلام شیعی به بررسی نظام حوزههای علمیه (Hawza) و ساختار مرجعیت دینی در تشیع معاصر خاورمیانه میپردازد. این کتاب حاصل پروژه تحقیقاتی گسترده است و توسط انستیتوی بریتانیایی مطالعات ایران منتشر شده است. این اثر با مشارکت پژوهشگران متعددی از جمله دکتر پل گلد هیل، دکتر وسام حلوی، دکتر کامران زرگر، دکتر امین احتشامی، دکتر رها رفیعی، دکتر کمیل راجانی، دکتر پویا رضویان و دکتر عمر عنچسی به انجام رسیده است.
🔹سرفصلهای کتاب
سرفصل اول: شکلگیری تاریخی حوزههای علمیه
این سرفصل به بررسی روند شکلگیری و تحول نهاد حوزههای علمیه شیعه از دوره صفویه تا دوران معاصر میپردازد. پژوهشگران در این فصل نشان میدهند که چگونه حوزههای نجف، قم و کربلا در طول تاریخ به مراکز اصلی آموزش و تولید دانش دینی تبدیل شدهاند و چه عواملی در نهادینه شدن این نظام آموزشی نقش داشته است.
سرفصل دوم: ساختار مرجعیت روحانی
این سرفصل به تحلیل مفهوم «مرجع تقلید» و چگونگی شکلگیری و کارکرد نظام مرجعیت در تشیع میپردازد. پژوهش نشان میدهد که پیروان مراجع تقلید، بیشتر به دنبال الگوهای برگرفته از سنت دینی و فرهنگ ایرانی هستند تا جذابیتهای شخصی مرجع؛ این موضوع تأکید میکند که مقوله مرجعیت بیش از آنکه صرفاً یک نظام حقوقی باشد، کارکرد هویتبخشی برای شیعیان دارد.
سرفصل سوم: نظریه حقوقی و هرمنوتیک در فقه شیعه
این سرفصل به تحلیل روششناختی فقه شیعه و مبانی اصول فقه اختصاص دارد. پژوهشگران در این فصل به بررسی ریشههای تاریخی دانش اصول، تحولات آن در طول زمان و تفاوتهای بنیادین میان دو مکتب اخباری و اصولی میپردازند. همچنین نقش اجتهاد و تقلید در نظام فتوایی شیعه مورد کنکاش قرار میگیرد.
سرفصل چهارم: تقابل اخباری و اصولی
این سرفصل به تحلیل جدال تاریخی میان دو مکتب فقهی شیعه و تأثیر آن بر نظام آموزشی و فتوایی میپردازد. مرگ یوسف بحرانی در سال ۱۷۷۲ میلادی و همزمانی آن با افول شمار زیادی از علمای اخباری، نقطه عطفی بود که به اصولیان اجازه داد جنبش اخباری را که از آغاز قرن هفدهم بر محافل امامیه مسلط بود، سرکوب کنند.
سرفصل پنجم: تحولات معاصر نظام حوزه
این سرفصل به بررسی چالشها و تحولات پیش روی حوزههای علمیه در دوران معاصر میپردازد. موضوعاتی مانند مدرنیزاسیون آموزش دینی، تعامل حوزه و دولت، و مسئله مشروعیت مرجعیت در عصر غیبت در این فصل مورد بحث قرار میگیرد.
مخاطبان کتاب
این کتاب برای پژوهشگران، دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد در حوزههای مطالعات اسلامی و شیعهشناسی، فقه و اصول فقه، جامعهشناسی دین (به ویژه جامعهشناسی روحانیت)، مطالعات خاورمیانه و تاریخ سیاسی اسلام توصیه میشود.
🔻تذکر: هر گونه کپی بدون ذکر نام و آیدی کانال مجاز نیست
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
❇️ دومین کنفرانس سالانه مطالعات اسلامی معتدل - اندونزی
🔹مهلت درخواست: ۴ ژوئیه ۲۰۲۶
🔸موضوعات
اعتدال دینی به عنوان ستون صلح، یکپارچگی دانش، فرهنگ و فناوری؛ زیرمجموعهها شامل: مطالعات اسلامی و مدیریت، نوآوری و یادگیری دیجیتال، فناوری اطلاعات برای آموزش، اقتصاد و کارآفرینی، علوم اجتماعی، زبان و هنر و فرهنگ، حقوق و شریعت اسلامی
🔹مزایا
دریافت گواهی الکترونیکی؛ گواهی ویژه برای بهترین ارائهدهنده؛ دسترسی به کتاب چکیده و فایلهای ضبط شده؛ انتشار مقالات در مجموعه مقالات کنفرانس با شابک الکترونیکی؛ امکان انتشار مقالات برگزیده در ژورنالهای دارای رتبه سینتا ۲ تا ۵
🔺شرایط، موضوعات تفصیلی، لینک های مرتبط و سایر توضیحات در کانال اختصاصی🔺
برای دریافت اطلاعات بیشتر و عضویت در کانال #اختصاصی #مطالعات_شیعه_در_غرب به آیدی @ebnosiam پیام دهید.
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia
#معرفی_کتاب #تازه_های_نشر #۲۰۲۶
❇️ قدرت و دانش در اسلام قرون وسطی: رویاروییهای شیعه و سنی در بغداد
🔹Power and Knowledge in Medieval Islam: Shi'i and Sunni Encounters in Baghdad
نویسنده: Tariq al-Jamil (طارق الجمیل)
تاریخ انتشار: ۲۲ ژوئن ۲۰۲۶
ناشر: I.B. Tauris (Bloomsbury Publishing)
معرفی نویسنده
طارق الجمیل (Tariq al-Jamil) دانشیار دین در کالج سوارثمور (Swarthmore College) در ایالات متحده آمریکا است . او دکترای خود را از دانشگاه پرینستون دریافت کرده و پیش از آن کارشناسی را از کالج اوبرلین و کارشناسی ارشد الهیات را از دانشگاه هاروارد گرفته است.
الجمیل متخصص تاریخ اجتماعی و حقوق اسلامی در قرون وسطی است و تمرکز ویژهای بر تشیع دارد . حوزههای پژوهشی او شامل اسلام و خشونت میانفرقهای، هویت دینی پیشامدرن، تقیه، انتقال دانش در اسلام و حقوق زنان در فقه اسلامی میشود.
معرفی کتاب
کتاب قدرت و دانش در اسلام قرون وسطی به بررسی روابط فکری و اجتماعی میان جوامع شیعه و سنی در بغداد طی دوره اشغال مغول (۱۳۸۶-۱۲۵۸ میلادی) میپردازد . نویسنده در این اثر نشان میدهد که بغداد در این دوره، علیرغم ویرانیهای ناشی از حمله مغول، همچنان به عنوان یکی از مهمترین مراکز علمی جهان اسلام باقی مانده و محل تبادلات فکری عمیق میان عالمان دو مذهب بوده است.
از نکات برجسته کتاب، بررسی نقش علامه حلی (Allamah al-Hilli) به عنوان یک عالِم برجسته امامیه و ابن تیمیه (Ibn Taymiyya) به عنوان عالِم مشهور سنی است که هر دو در این دوره در بغداد حضور داشتند و در فرآیند انتقال دانش در آن سوی مرزهای مذهبی مشارکت داشتند.
الجمیل در این کتاب چالش مهمی را متوجه گفتمانهای معاصر (اعم از دانشگاهی و رسانههای عمومی) میکند که تمایل دارند مناقشات سیاسی فعلی در عراق را به روابط پیشامدرن شیعه و سنی در این منطقه نسبت دهند . او به جای این رویکرد، چارچوبی تاریخی برای درک چگونگی مذاکره و تعامل میان مرزهای جوامع دینی شیعه و سنی ارائه میدهد و فهم ما را از معنای «شیعه بودن» یا «سنی بودن» در آن دوره تاریخی عمیقتر میکند .
سرفصلهای کتاب
سرفصل اول: زمینههای اجتماعی و سیاسی عراق در دوره اشغال مغول
این سرفصل به تحلیل شرایط اجتماعی و سیاسی عراق پس از سقوط بغداد به دست مغولان میپردازد. نویسنده نشان میدهد که چگونه ساختار قدرت جدید، فضایی را ایجاد کرد که در آن عالمان شیعه و سنی میتوانستند با آزادی عمل بیشتری به تبادل نظر و رقابت برای کسب مشروعیت و اقتدار بپردازند.
سرفصل دوم: مراکز علمی بغداد و نقش عالمان شیعه و سنی
در این بخش، جایگاه بغداد به عنوان مرکز دیرپای علم در جهان اسلام و نقش عالمان برجسته دو مذهب در آن مورد بررسی قرار میگیرد. نویسنده به ویژه بر حضور و فعالیتهای علمی علامه حلی (عالِم بزرگ امامیه) و ابن تیمیه (عالِم مشهور سنی) تمرکز دارد و نشان میدهد که آنها هم به عنوان شاگرد و هم به عنوان استاد، در انتقال دانش در میان خطوط فرقهای مشارکت داشتند.
سرفصل سوم: رقابت برای مشروعیت و اقتدار
این سرفصل به ماهیت پویا و پیچیده روابط شیعه و سنی در این دوره اختصاص دارد. نویسنده تحلیل میکند که چگونه دو جامعه مذهبی، در عین حفظ مرزهای هویتی خود، برای کسب مشروعیت و اقتدار دینی با یکدیگر رقابت میکردند و این رقابت در چه قالبهایی (مانند مناظرات کلامی، نگارش آثار فقهی، و جذب حامیان سیاسی) تجلی مییافت.
سرفصل چهارم: چالشسازی با گفتمانهای معاصر
در این فصل، نویسنده به نقد گفتمانهای رایج معاصر (اعم از آکادمیک و رسانهای) میپردازد که مناقشات سیاسی فعلی در عراق را ناشی از ریشههای تاریخی و پیشامدرن روابط شیعه و سنی قلمداد میکنند. الجمیل نشان میدهد که درک تاریخ این دوره مستلزم فراتر رفتن از چنین تقلیلگراییهایی است.
سرفصل پنجم: چارچوبی نوین برای فهم تعاملات فرقهای
سرفصل پایانی کتاب، چارچوبی نظری برای فهم چگونگی مذاکره و تعامل میان مرزهای جوامع دینی شیعه و سنی ارائه میدهد. نویسنده با تکیه بر شواهد تاریخی، دانش تاریخی نقادانه درباره معنای شیعهبودن یا سنیبودن را گسترش میدهد و مدلی برای تحلیل روابط میانفرقهای در جوامع اسلامی پیشامدرن ارائه میکند.
مخاطبان کتاب
این کتاب برای پژوهشگران و دانشجویان دکتری و کارشناسی ارشد در حوزههای زیر توصیه میشود:
- مطالعات اسلامی و شیعهشناسی
- تاریخ خاورمیانه (به ویژه تاریخ عراق و دوره ایلخانی مغول)
- مطالعات روابط میانفرقهای در اسلام
- تاریخ فکری و علوم اسلامی
- جامعهشناسی سیاسی جهان اسلام
🔻تذکر: هر گونه کپی بدون ذکر نام و آیدی کانال مجاز نیست
#حتما_ببینید #به_اشتراک_بگذارید
مرجع تخصصی #مطالعات_شیعه_در_غرب
@studiesofshia