eitaa logo
سلوک معنوی ـ حیات عارفانه
793 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
204 ویدیو
7 فایل
🎈#سلوک_معنوی #حیات_عارفانه، معارفِ تدوین شده و بازنویسیِ سخنانِ ارزش‌مندِ توحیدی، ولایی، عرفانی و معنویِ سالکانِ راه در حوزۀ نظری و معرفتی (معرفتِ توحیدی، معرفتِ نفس، معرفتِ هستی)، و حوزۀ عملی (تهذیبِ نفس، و حضورِ دین در متنِ زندگی) است. @Useriran
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 ﷽ 📚 📚"وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَمْلَيْتُ لِلَّذِينَ كَفَرُوا ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ ۖ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ" (رعد، ۳۲)؛ پیامبرانِ قبل از تو را هم مسخره می‌کردند؛ من به آن مسخره‌کننده‌ها تا می‌شد مهلت دادم و وقتی مهلت‌شان تمام شد، گریبان‌شان را گرفتم! خُب، چطور بود مجازاتِ من؟! 🔹در این‌جا دو سنّتِ خدا اشاره شده: یکی ""، که مهلت دادن به کافران و فاسقان است تا برگردند یا حجّت بر ایشان تمام شود؛ و دوم، سنّتِ "" است. ️♦۱. املاء ـ استدراج 🔹کسی که در سنّتِ املاء افتاد، عذاب‌ها برایش ذخیره می‌شود و موقّتاً به‌تعویق می‌افتد؛ آن‌وقت در اواخرِ عمر (یا قبل از آن با ظلمی فاحش که به مظلومی روا می‌دارد) این سد شکسته شده و بَلا به‌شکلِ سیلی مُنهَمِر جاری شده و او را در خود غرق می‌کند و پس از مدّتی عذابِ دنیوی او را بسوی عذابِ برزخی خواهد بُرد. پناه بر خدا! 🔹در سورهٔ قلم هم هست: "وَأُمْلِي لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ" (قلم، ۴۵)؛ آن‌هایی که قرآن را دروغ می‌پندارند، به من واگذار! آنان را اندک‌اندک فرومی‌کشم آن‌طور که نفهمند دارند فروکشیده می‌شوند، در حالی‌که آنان را به مستیِ غفلت دچار می‌کنم. آری، کیدِ من حساب‌شده است. 🔹"" کاری است که خدا با تکذیب‌کنندگانِ دینش می‌کند؛ (تکذیب‌کنندگان! نه کسانی‌که دل‌شان به نورِ ایمان روشن نشده. بینِ این‌ها فرق است). خداوند، مکذّبینِ دینش را کم‌کم ـ بی‌آن‌که متوجّه شوند ـ درجه به درجه فرومی‌کشد، یعنی نورِ وجودشان را خاموش می‌کند. 🔹استدراج دوبار در قرآن آمده و هر دوبار همراهش این عبارتِ "أُمْلِي لَهُمْ ۚ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ" بکار رفته، یعنی استدراجِ دشمنانِ دینِ خدا همیشه همراه با املاء است. امّا املاء نسبت به کسانی که دشمنی با دینِ خدا ندارند، بدونِ استدراج است. 🔹املاء در لغت به‌معنای امتداد و کشیدن بکار می‌رود و به این دلیل به دیکته، املاء می‌گویند چون صدا را می‌کشند و قدری وقت می‌دهند تا محصّل آن‌ها را بنویسد. امّا کاربردِ این واژه در قرآن، منفی است؛ لذا املاء - که از سنّت‌های خدا با کافرین و ظالمین است - مطلقِ وقت دادن نیست، بلکه اغواء کردنِ با وقت است به‌گونه‌ای که وقت را به غفلت بگذرانند و تلنگری به ایشان داده نشود. 🔹املاء، درواقع رها کردنِ خداست کافرین را در همان غفلتی که به آن خوش‌اَند، تا وقت بگذرد و فرصت بسوزد و حینِ مرگ رسد. املاء دقیق‌ترین نقشه‌ای است که می‌شود بر سرِ کسی پیاده کرد، چون رهایی از آن ناممکن است. پناه بر خدا از کفر و ظلم و تکذیبی که به املاء ختم شود. 🔹خداوند، تکذیب‌کنندگانِ دین را به استدراج و املاء حواله داده، یعنی همان‌طور که خودشان می‌خواهند آن‌ها را رها می‌کند تا در بُعد و دوری از خدا وقت‌شان به اباطیل بگذرد و نورِ وجودشان اندک‌اندک خاموش شود. آری، کیدِ خدا متین است، یعنی طرح و نقشه‌ای که از آستانش صادر می‌گردد حساب‌شده و دقیق است. (در واژه "متین"، هدف‌گیریِ درست و اصابه به واقع و مطابقت با حق و عدل نیز مستتر است). 🔹سنّتِ استدراج، خاموش شدنِ نورِ الهیِ مکذّب است چه ثروت‌مند باشد چه فقیر. املاء نیز واگذاریِ کافرین و مکذّبین و ظالمین در غفلت است، چه غنی باشند و چه فقیر. درموردِ دشمنانِ دین، این دو سنّت با هم جاری می‌شود و آن‌ها در غفلتِ خویش رها و اندک‌اندک خفه و خاموش می‌گردند. ♦️۲. اخذ 🔹اخذ نوعی عذابِ دنیوی برای کافران است. مقصود از اخذ، بازداشتِ کافر است به‌نحوی که قدرتِ عمل از او سلب شود. اخذ، سنّتِ جاریِ خداست و هر روز پیرامونِ ما رُخ می‌دهد. وقتی اخذ آمد، پایانِ جولان و کَرّ و فَرّ است در زندگی. ♦۳. نتیجه 🔸وقتی کسی راهِ غلط می‌رود، خداوند به‌ترتیب با او چنین می‌کند: ◈اوّلش حلم به‌خرج می‌دهد و خطاهایش را زیرِ پَرِ ستّاریّتِ خود می‌گیرد، بلکه توبه کند. ◈اگر بازنگشت، بلاهای کوچک و بزرگ سرش می‌آورَد بلکه بازگردد. ◈اگر بازنگشت، او را مبتلا به تنهایی می‌کند، بلکه باعثِ گم‌راهیِ دیگران نشود. ◈اگر بازنگشت، او را فقیر می‌کند تا با پول و قدرتش کمتر بدی کند. ✔️[این‌ها نوعی "اخذ" است]. اگر بازنگشت، او را رها می‌کند تا هر غلطی خواست بکند. ✔️[این سنّت نامش "املاء" است]. ◈اگر بازنگشت، - که در این مرحله احتمالش خیلی کم است که بازگردد - او را "طَمس" می‌کند، یعنی فهمش را می‌گیرد؛ طمس، کوریِ باطن است. ◈مرحلهٔ بعد "مَسخ" است، یعنی ملکوتش از "انسان" برمی‌گردد و "حیوان" می‌شود. در همین مرحله است که ذُریّهٔ او هم دیگر فاسد می‌شوند و لیاقتِ داشتنِ نسلِ پاک را از دست می‌دهد. ◈مرحلهٔ بعد - که آخرین مرحله در دنیاست - "حذفِ فیزیکی"ِ اوست با اخذِ ناگهانی به بلایی کُشنده. @sulookmanavi
📚 ﷽ 📚 🖌وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (اعراف، ۹۶) 🔹این آیه از زیباترین آیات در موردِ اثرِ دنیاییِ ایمان و تقوی است. ایمان و تقوی باعث می‌شود درهای انواعِ برکت در زندگیِ انسان باز شود. مخاطبِ این آیه، هم سرزمین است، هم تک‌تکِ مردمِ آن سرزمین. 🔹مثلاً در بابِل، فقط ابراهیم (ع) ایمان آورد، در این‌صورت خودِ ابراهیم (ع) مشمولِ این آیه می‌شود و ابوابِ برکات در زندگی‌اَش مفتوح می‌گردد و سرنوشتش از بقیّهٔ مردم جدا می‌شود؛ حتّی شاید محیطش عوض شود و خدا او را در سرزمینی جدید ساکن کند. 🔹مقصود از برکاتِ آسمانی و زمینی، برکاتِ معنوی و مادّی است. هروقت نعمتی، خیرِ بسیار در پی داشت و انسان را به‌طرفِ خدا سوق داد، می‌گویند آن نعمت برکت داشته. 🔹خدا به دو نفر خانه‌ای مشابه می‌دهد. یکی شکر می‌کند و از خدا می‌داند و در خانه عبادت می‌کند و در آن به دیگران خدمت می‌نماید؛ دومی - امّا - فکر می‌کند شانس آورده یا زرنگیِ خودش بوده و در خانه به غفلت می‌گذرانَد و بساطِ فسق به‌پا می‌کند. خانه برای اوّلی برکت داشته و برای دومی نکبت و وَبال بوده است؛ فرزند و ثروت هم می‌شود که مبارک باشند و می‌شود که نکبت و اسبابِ عذابِ انسان گردند. 🔹در معنویات هم همین‌طور است: خدا به دو نفر توفیقِ عبادت یا علمِ کتاب یا اشراف نسبت به موضوعات می‌دهد؛ یکی قدرِ آن‌را می‌داند و آن‌ها را وسیلهٔ خدمت و قربت به پرورگار می‌کند، و دیگری آن‌ها را خرجِ خود می‌کند، یعنی اسبابِ جمع کردنِ مرید و حکومت بر قلوب می‌کند و راهِ انانیّت و شیطنت را می‌رود. 🔹پس هم در نعماتِ دنیوی، هم در نعماتِ معنوی، برکت و نکبت قابلِ درج است. خدا، مۇمنینِ متّقی را از برکاتِ نعماتِ مادّی و معنوی برخوردار می‌سازد و هرچه به آن‌ها می‌دهد، در آن برکت می‌گذارَد و تحویلِ آن‌ها می‌دهد؛ پولِ آن‌ها پولِ با برکت است، عمرِ آن‌ها عمرِ با برکت است، علمِ آن‌ها علمِ با برکت است، خانه و فرزند و شغل و حتّی کارهای آن‌ها - مثلِ سفری که می‌روند، مشورتی‌که می‌دهند، دستی که می‌جنبانند، شفاعتی که می‌کنند، ... - همه و همه با برکت است. 🔹امّا امان از کسانی که بجای راهِ ایمان و تقوی، تکذیب و عمل به هوی را برمی‌گزینند. برکت از زندگیِ چنین بخت‌برگشتگانی برمی‌خیزد و به سنّتِ "" مبتلا می‌شوند؛ یعنی با هر کاری که می‌کنند (مَا یَکسِبون) ـ چون برای خدا نمی‌کنند ـ بندی بر تقدیرِ خویش می‌زنند و پیلهٔ بدبختیِ خویش را تنیده‌تر و خود را گرفتارتر می‌کنند. اخذ، حلولِ تدریجیِ نکبت است بواسطهٔ کارهایی که خودِ آدم می‌کند؛ و خودکرده را تدبیر نیست. 🔹از این آیه و آیاتِ قبل برمی‌آید که فراخیِ معیشت، دلیلِ حسنِ‌نظرِ خدا نسبت به انسان و رضایتِ او از نیست؛ شاید گشایشِ ظاهری، بوده و باطنش نکبت و وسیلهٔ مکر و عذابِ خدا باشد. رفاه و گشایش برای خوبان خوب است و مبارک، امّا برای بدکاران و بددلان و مُعرضان از آستانِ خدا، بی‌برکت و مقدّمهٔ عذابی عنقریب و ناگهانی است. 🔹نکتهٔ دیگر آن‌که کلمه "بَرَكَاتٍ" با تنوین آمده، یعنی برخی برکات مراد است نه همهٔ آن‌ها. خدا برکاتِ بسیار بلکه بی‌انتها دارد که برخی از آن‌ها بهرهٔ زندگیِ دنیویِ مۇمنانِ متّقی است؛ برکاتِ اصلی آن‌طرف است و پس از مرگ - که برای مۇمن خلعِ خرقه است - رخ می‌نماید. آن‌چه تاکنون شناخته‌ایم، گوشهٔ ناچیزی از برکاتِ الهی است. @sulookmanavi