eitaa logo
سلوک معنوی ـ حیات عارفانه
793 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
204 ویدیو
7 فایل
🎈#سلوک_معنوی #حیات_عارفانه، معارفِ تدوین شده و بازنویسیِ سخنانِ ارزش‌مندِ توحیدی، ولایی، عرفانی و معنویِ سالکانِ راه در حوزۀ نظری و معرفتی (معرفتِ توحیدی، معرفتِ نفس، معرفتِ هستی)، و حوزۀ عملی (تهذیبِ نفس، و حضورِ دین در متنِ زندگی) است. @Useriran
مشاهده در ایتا
دانلود
📚 ﷽ 📚 🙏! بر دل‌هایِ ما اندوهِ دنیا را حرام کن. 🎈 @sulookmanavi
📚 ﷽ 📚 🖌قُلْ إِنَّمَا حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَالْإِثْمَ وَالْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَأَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَأَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ (اعراف، ۳۳) 🔹حرام‌های خدا این‌هاست: فَحشاءِ ظاهر، فَحشاءِ باطن، اِثم، بَغی، شرک، بدعت. هیچ گناهی در هستی از دایرهٔ این شش گناه بیرون نیست؛ برای همین، این آیه محکم‌ترین آیهٔ قرآن در زمینهٔ معصیت‌شناسی و شایستهٔ تدقیق است. 🔹مقصود از " الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا" گناهانی است که زشتی‌اش آشکار است و همهٔ آدمیان آن‌ها را کریه می‌دانند. مراد از فحشای باطنی (مَا بَطَنَ)، گناهانِ زشتِ قلبی و باطنی ازجمله کبر، حرص، حسد، ... است. 🔹امّا "الْإِثْمَ "؛ این کلمه در قرآن برای مواردِ زیر بکار رفته: خوردنِ چیزهای حرام (بقره، ۱۷۳)، تغییرِ عامدانهٔ وصیّتِ کسی (بقره، ۱۸۱)، محروم کردنِ ورثه از ارث (بقره، ۱۸۲)، سرِ مردم کلاه گذاشتن و اموال‌شان را بالا کشیدن (بقره، ۱۸۸)، تخلّف از مناسکِ حجّ (بقره، ۲۰۳)، شراب‌خواری (بقره، ۲۱۹)، قمار (بقره، ۲۱۹)، ندادنِ مهریهٔ زن (نساء، ۲۰)، بهتان به بی‌گناه (نساء، ۱۱۲)، شهادتِ دروغ (مائده، ۱۰۷)، سوءظنّ بی‌جا (حجرات، ۱۲)، ... به‌عبارتی، مقصود از "اِثم"، خلافِ شرع - یعنی حکمِ صریحِ خدا - عمل کردن است. 🔹مراد از "الْبَغْيَ بِغَيْرِ الْحَقِّ" ستم بر دیگران است. این عبارت چنان وسیع است که تمامِ حقّ‌النّاس را دربرمی‌گیرد. 🔹گناهِ پنجم، شرکِ به خداست: "أَنْ تُشْرِكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا". شرکِ جَلی، عبادتِ علنیِ اصنام و کاهنان و طواغیتی چون فرعون است؛ و شرکِ خَفی، ترسیدن از غیرخدا و امیدبستن به غیرخدا و استعانت از جز خدا. 🔹گناهِ ششم به این تعبیر بیان شده: "أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ". این تعبیر - به‌روشنی و بی‌هیچ تٲویلی - بر دین‌تراشی و فرقه‌سازی و بدعت‌گذاشتن در دینِ حق دلالت دارد. @suloomanavi
📚 ﷽ 📚 🍇 🍇🍇 🍇 در شهرِ تو هر چیز دهد مزّهٔ باده انگور، رطب، یا که همین چاییِ ساده ... @sulookmanavi
لطفاً با دقّت مطالعه فرمایید. 👇👇👇👇
📚 ﷽ 📚 🌓 هدایتِ ذاتی ـ شقاوتِ ذاتی [قسمت ۱] 🔹ارواحِ انسان‌هایی که به این دنیا قدم می‌گذارند همه یک‌جور نیستند و برخی از توفیقاتی برخوردارند و برخی هم مبتلا به خِذلان‌اَند. توفیق و خذلانِ اوّلیّه - یا ذاتی - که انسان‌ها با آن به دنیا می‌آیند، آن‌ها را مجبور به ایمان یا کفر نمی‌کند و فقط زمینه‌ساز و تسهیل‌گر است. علّتِ این توفیق یا خذلانِ ذاتی، اعمالِ اختیاری است که انسان در "عوالمِ پیش از این دنیا" مرتکب شده. 🔹هدایتِ ذاتی یا شقاوتِ ذاتی را انسان با خودش به این دنیا آورده. ایمان و عملِ صالح در هر عالَم، باعثِ توفیق در زندگی‌های بعدی است؛ و تکذیب در هر عالَم، موجبِ سلبِ توفیق در عوالمِ بعد می‌گردد. 🔹آن‌طور که از روایاتِ معصومین (ع) مستفیض است، خلقتِ ما خیلی قبل از این "عالَمِ ابدان" صورت گرفته و عوالمِ "اَضلال" و "اَشباح" و "اَرواح" را پشتِ سر گذاشته و امتحاناتِ بسیار پس داده تا به این‌جا رسیده. البتّه این‌جا هم میانهٔ راه است و باید بعدش به "عوالمِ برزخ" - که خودش چندین عالَم است - برود و بعد تازه "عوالمِ آخرت" آغاز می‌شود؛ منتها از عوالمِ آخرت، مسیرِ مۇمنین و کافرین کاملاً از هم جدا می‌شود و بخلافِ این‌جا دیگر با هم نیستند. 🔹به‌دلیلِ انتخاب‌های درست یا غلطی که یک روح تاکنون کرده، این‌جا در خانه‌ای اهلِ کفاف و علم و فضیلت به‌دنیا می‌آید یا از معلّمِ خوبِ معنوی برخوردار می‌شود و دلش برای ایمان شرح می‌گردد؛ یا برعکس در محیطی ناملایم و پر از وسوسهٔ اطرافیان و غَدر ایشان زاده می‌شود، امّا خداوند - طبقِ رحمتِ عامّش - سرِ راهِ او معلّمی معنوی قرار می‌دهد و پیامِ حق را دوباره به او می‌رسانَد و حتّی دلش را به نورِ ایمان روشن می‌کند؛ اگر قدرِ ایمان را دانست و پی‌اَش را گرفت، نور و هدایتش فزون می‌گردد و اگر - بخصوص آن که همه‌چیز برایش مهیّا بود - کفران کرد و دنیا را بر خدا ترجیح داد و بدان دل داد، نورِ امانیِ ایمان از وی برمی‌خیزد و در ظلمتِ کفر تنها می‌مانَد. @sulookmanavi
دوستانِ گرامی ـ در صورتِ تمایل ـ نیّت کنند؛ تفٲلّی با دیوانِ خواجهٔ شیراز ـ حافظ بزرگوار ـ خواهیم زد (ساعاتی دیگر). 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
📚 ﷽ 📚 🍎 هدیهٔ شیرین‌سخن سَحرم دولتِ بیدار به بالین آمد گفت برخیز که آن خسروِ شیرین آمد قدحی درکش و سرخوش به تماشا بِخَرام تا ببینی که نگارت به چه آیین آمد مژدگانی بِده ای خلوتیِ نافه‌گشای که ز صحرای خُتَن آهوی مُشکین آمد گریه آبی به رُخِ سوختگان بازآورد ناله فریادرسِ عاشقِ مسکین آمد مرغِ دل باز هوادارِ کمان‌ابرویی‌ست ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد ساقیا می بِده و غم مخور از دشمن و دوست که به کامِ دل ما آن بشد و این آمد رسمِ بدعهدیِ ایّام چو دید ابرِ بهار گریه‌اش بر سَمن و سُنبل و نسرین آمد چون صبا گفتهٔ حافظ بشنید از بلبل عنبرافشان به تماشای رَیاحین آمد @sulookmanavi
در شهرِ تو هر چیز دهد مزّهٔ باده انگور، رطب، یا که همین چاییِ ساده ... 🍇@sulookmanavi
لطفاً با دقّت مطالعه فرمایید. 👇👇👇👇
📚 ﷽ 📚 🌓 هدایتِ ذاتی ـ شقاوتِ ذاتی [قسمت ۲] 🔹غیر از این توفیق و خِذلانِ اوّلیّه یا ذاتی، هر کارِ نیکی که آدم کند و یا هر تضرّعی که به‌درگاهِ خدا نماید، توفیقی ثانویه برای ایمان و عملِ صالح نصیبش می‌کند و هر کارِ بدی که کند و هر خودپرستی که از او صادر شود، خذلانی ثانویه گریبان‌گیرش می‌گردد. 🔹دیگر چیزهایی که موجب می‌شوند ایمانِ اوّلیّه آدم - که معمولاً اوائلِ جوانی نصیبش می‌شود - در دلش استقرار و فزونی یابد، عبارتند از: ✦ شفاعتِ اولیاءِ الهی یا دعای صاحب‌نَفَسان که شٲنِ نازلهٔ همان شفاعت است. ✦ دعای والدین، چون چنین حقّی به ایشان داده شده. ✦ قبول شدنِ یکی از حسناتِ انسان (توجّه کنید که همهٔ کارهای انسان معلوم نیست مقبولِ حق شود؛ خدا از متّقین، آن‌هم عملِ خالص را می‌پذیرد. پس آدم باید بسیار نیکی کند تا یکی از آن‌ها پذیرفته شود و عاقبتش را به‌خیر کند). ✦ از دیگر مُعِدّاتِ استقرارِ ایمان، قبول شدنِ دعاست. (شرایطی برای قبولِ دعا هست، منجمله صدق؛ پس باید با صداقت، دعای بسیار کرد). 🔹امّا چیزهایی‌ ‌که موجب می‌شوند ایمانِ اعطاییِ عمومی به انسان از او وداع کند، غیر از خذلانِ اوّلیّه، عبارتند از: ✦ ظلمی که به آه بیانجامد ✦ عاقِ والدین ✦ گناه روی گناه ✦ دوستی با گمراهان ✦ استغراق در ذنوبِ ثلاثه (کبر و حرص و حسد) ✦ ترکِ طولانیِ عبادت ........... 🔹پس هر آدمی اوّلش برای مدّتی مۇمن است. بعد کفران و بدی می‌کند و کافر می‌شود. کفرش که طول کشید، بر دلش مُهر می‌خورَد و قفل می‌شود. (در این حالت، احتمالِ توبه و بازگشت به ایمان خیلی کم می‌شود). از مهم‌ترین علائمِ این مُهرِ بر قلب، خاموش شدنِ نورِ عقلِ انسان است. نورِ عقل که خاموش شد، آدم احمق می‌شود و فقاهتش را از دست می‌دهد. (فقاهت بخشی از عقل است که به کارِ فهمِ رضا و سَخَطِ خدا می‌آید). کسی‌که فقاهتش را از دست بدهد، نمی‌فهمد چه کاری مرضیّ خداست و چه کاری باعثِ سَخَطِ خدا می‌شود؛ پس بی‌مهابا گناه می‌کند و خودش را سیاه‌بخت‌تر می‌سازد. خلاصه این‌که آدم با بدی‌هایی که انجام می‌دهد از ایمان منخلع می‌گردد و کم‌کم بر دلش مُهر می‌خورَد و نورِ فهمش کور می‌گردد. @sulookmanavi