📚 ﷽ 📚
#سلوک_معنوی
#حیات_عارفانه
🍁 جهان پُر از رنج است، با اینحال ـ امّا ـ درختانِ گیلاس شکوفه میدهند.
در سيّارهٔ رنج، صبورترينِ انسانها باش ...
@sulookmanavi
📚 ﷽ 📚
#سلوک_معنوی
#حیات_عارفانه
🌓 هدایتِ ذاتی ـ شقاوتِ ذاتی
[قسمت ۳]
🔹انسان طبقِ آنچه روایاتِ بسیار میگویند در "عالَمِ اضلال" خلق شده و خلقتش بهگونهای است که از همان بَدوِ خلق شدن، مختار است و سنّتِ خدا بهگونهای است که از همانوقت امتحانش میکنند.
🔹انسان پس از طیّ امتحاناتِ بندگی و عرضهٔ معرفتِ الله به او و اقرارگیری به عهدِ اَلَست - که او بنده است و خدا مولا - واردِ " عالَمِ اشباح" میشود؛ و پس از طیّ عالَمِ اشباح، برای ورود به "عالَمِ ارواح"، روحی برایش میسازند. یعنی اصلِ وجودِ انسان، روحش نیست بلکه چیزی باطنتر از روح است و روح هم کالبد و محملی برای آن "ذرّه" است. اصلِ وجودِ انسان، آن ذرّه است؛ به همین دلیل به آن عوالم، "عوالمِ ذر" گویند.
🔹در هر حال، روح ترکیبی از "عِلّین" و "سِجّین" ساخته شده. (عِلّین خاکِ بهشت است و سِجّین خاکِ جهنّم).
پس از طیِ آزمونهای عالَمِ ارواح و تعالی یا تنزّلِ روح - و درنتیجه، فزونیِ عِلّین یا سِجّین در او - روح در بدنی دمیده میشود تا مرحلهٔ "عالَمِ ابدان" را طی کند.
🔹روحی که هزاران سال عصیان کرده و وجودش پُر از سجّین است، قبولِ هدایت و حرکت بسوی ایمان برایش سختتر است، نه اینکه ناممکن باشد و او مجبور! اینها با این سابقهٔ کفر که تا بهحال در عوالمِ قبل داشتهاند، احتمالِ ایمان آوردنشان کم است؛ خمیرمایهٔ آنها بهدلیلِ عصیانهای مکرّر، چنان تغییر یافته که گوشِ شنوایی برای آنها نمانده. این تغییر، حقیقتِ مُهر خوردن بر دلهاست: كَذَٰلِكَ نَطْبَعُ عَلَىٰ قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ (یونس، ۷۴).
درمقابل، روحی که تا این مرحله سعی در بندگی کرده و خود را به ربِّ خویش نزدیک نموده، اینجا هم که ایمان توسّطِ نبیّ به او عرضه میشود، توفیقِ بیشتری برای ایمان دارد و بهنوعی نصرت میشود و به هدایت نزدیکتر است و دلش برای پیامِ انبیاء انشراح دارد، نه اینکه مجبور باشد!
@sulookmanavi
📚 ﷽ 📚
#سلوک_معنوی
#حیات_عارفانه
🙏 خدایا
پناه میبریم به تو از گناهانی که دیگران را منع کنیم و خودمان انجام دهیم ...
🎈#مناجات
@sulookmanavi
📚 ﷽ 📚
#سلوک_معنوی
#حیات_عارفانه
🖌وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَىٰ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ وَلَٰكِنْ كَذَّبُوا فَأَخَذْنَاهُمْ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ (اعراف، ۹۶)
🔹این آیه از زیباترین آیات در موردِ اثرِ دنیاییِ ایمان و تقوی است. ایمان و تقوی باعث میشود درهای انواعِ برکت در زندگیِ انسان باز شود. مخاطبِ این آیه، هم سرزمین است، هم تکتکِ مردمِ آن سرزمین.
🔹مثلاً در بابِل، فقط ابراهیم (ع) ایمان آورد، در اینصورت خودِ ابراهیم (ع) مشمولِ این آیه میشود و ابوابِ برکات در زندگیاَش مفتوح میگردد و سرنوشتش از بقیّهٔ مردم جدا میشود؛ حتّی شاید محیطش عوض شود و خدا او را در سرزمینی جدید ساکن کند.
🔹مقصود از برکاتِ آسمانی و زمینی، برکاتِ معنوی و مادّی است. هروقت نعمتی، خیرِ بسیار در پی داشت و انسان را بهطرفِ خدا سوق داد، میگویند آن نعمت برکت داشته.
🔹خدا به دو نفر خانهای مشابه میدهد. یکی شکر میکند و از خدا میداند و در خانه عبادت میکند و در آن به دیگران خدمت مینماید؛ دومی - امّا - فکر میکند شانس آورده یا زرنگیِ خودش بوده و در خانه به غفلت میگذرانَد و بساطِ فسق بهپا میکند. خانه برای اوّلی برکت داشته و برای دومی نکبت و وَبال بوده است؛ فرزند و ثروت هم میشود که مبارک باشند و میشود که نکبت و اسبابِ عذابِ انسان گردند.
🔹در معنویات هم همینطور است: خدا به دو نفر توفیقِ عبادت یا علمِ کتاب یا اشراف نسبت به موضوعات میدهد؛ یکی قدرِ آنرا میداند و آنها را وسیلهٔ خدمت و قربت به پرورگار میکند، و دیگری آنها را خرجِ خود میکند، یعنی اسبابِ جمع کردنِ مرید و حکومت بر قلوب میکند و راهِ انانیّت و شیطنت را میرود.
🔹پس هم در نعماتِ دنیوی، هم در نعماتِ معنوی، برکت و نکبت قابلِ درج است. خدا، مۇمنینِ متّقی را از برکاتِ نعماتِ مادّی و معنوی برخوردار میسازد و هرچه به آنها میدهد، در آن برکت میگذارَد و تحویلِ آنها میدهد؛ پولِ آنها پولِ با برکت است، عمرِ آنها عمرِ با برکت است، علمِ آنها علمِ با برکت است، خانه و فرزند و شغل و حتّی کارهای آنها - مثلِ سفری که میروند، مشورتیکه میدهند، دستی که میجنبانند، شفاعتی که میکنند، ... - همه و همه با برکت است.
🔹امّا امان از کسانی که بجای راهِ ایمان و تقوی، تکذیب و عمل به هوی را برمیگزینند. برکت از زندگیِ چنین بختبرگشتگانی برمیخیزد و به سنّتِ "#اخذ" مبتلا میشوند؛ یعنی با هر کاری که میکنند (مَا یَکسِبون) ـ چون برای خدا نمیکنند ـ بندی بر تقدیرِ خویش میزنند و پیلهٔ بدبختیِ خویش را تنیدهتر و خود را گرفتارتر میکنند. اخذ، حلولِ تدریجیِ نکبت است بواسطهٔ کارهایی که خودِ آدم میکند؛ و خودکرده را تدبیر نیست.
🔹از این آیه و آیاتِ قبل برمیآید که فراخیِ معیشت، دلیلِ حسنِنظرِ خدا نسبت به انسان و رضایتِ او از نیست؛ شاید گشایشِ ظاهری، #استدراج بوده و باطنش نکبت و وسیلهٔ مکر و عذابِ خدا باشد. رفاه و گشایش برای خوبان خوب است و مبارک، امّا برای بدکاران و بددلان و مُعرضان از آستانِ خدا، بیبرکت و مقدّمهٔ عذابی عنقریب و ناگهانی است.
🔹نکتهٔ دیگر آنکه کلمه "بَرَكَاتٍ" با تنوین آمده، یعنی برخی برکات مراد است نه همهٔ آنها. خدا برکاتِ بسیار بلکه بیانتها دارد که برخی از آنها بهرهٔ زندگیِ دنیویِ مۇمنانِ متّقی است؛ برکاتِ اصلی آنطرف است و پس از مرگ - که برای مۇمن خلعِ خرقه است - رخ مینماید. آنچه تاکنون شناختهایم، گوشهٔ ناچیزی از برکاتِ الهی است.
@sulookmanavi
سلام همراهان گرامی؛
اگر فکر میکنید مطالبی که در این کانال به اشتراک گذاشته میشود میتواند برای دوستان و عزیزانِ شما مفید باشد، لطفاً لینکِ آن را با آنها سهیم شوید.
👇👇👇👇👇👇👇👇
🌷سلام
دعوتنامه: کانال "سلوکمعنوی"
پیام رسان ایتا:
https://eitaa.com/sulookmanavi
سلوک معنوی ـ حیات عارفانه
✔️ پیشنهادِ مطالعهٔ مجدّد 👇👇👇👇
📚 ﷽ 📚
#سلوک_معنوی
#حیات_عارفانه
📚 قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِيلًا (اسراء،۸۴)
🔹"شاکله" طنابی است به پای اَنعام میبستند تا در دایرهای که شعاعِ طناب اجازه میداده بچرَد و علفِ زمین را بخورَد . پس ، شاکله نوعی قید و بند است که دایرهٔ آزادی و ارتزاقِ هر کس را تعیین میکند . هر آدمی بر حسبِ طینت و تربیّتِ خود ، شاکلهای دارد و آن شاکله تعیینکنندهٔ حدودِ کاری است که میکند و چیزی است که میشود .
🔹قِسمی از شاکله مربوط به طینت است که آدم آنرا با خود به دنیا آورده و بخشی از سرنوشت است . این قِسم مثلِ نقطهای است که میخِ طویله را در آن فرو میکنند و طنابِ حیوان را به آن میبندند ؛ اگر در شورهزار باشد ، ارتزاقِ حیوان هم از شورهزار است و اگر در بوستان باشد ، ارتزاقِ حیوان از بوستان است .
🔹قسمِ دیگرِ شاکله ، تربیّتی است ؛ و تربیّت بهمنزلهٔ طنابی است که به آن میخ بسته شده و دایرهٔ فعل و سمت و سوی آنرا مشخّص میکند .
🔹آیا از طینتِ بد - به تربیّتِ درست - میشود به سعادت رسید؟ بله ، شدنی است . چنانکه طنابِ مهارِ حیوان بسیار بسیار بلند باشد ، در اینصورت حتّی اگر میخِ وجودش در طینتِ شورهزار باشد ، میرود و میرود تا به بُستان برسد و از نعمتِ هدایت برخوردار شود ، و آنقدر فربه میشود که میخ را از جا میکَنَد و - به حُسنِ اختیار و تربیّتِ مناسب و شفاعتِ مربیّانِ الهی - سعادتمند میگردد و تغییرِ وجودی میکند .
🔹البتّه از طینتِ خوب هم ممکن است کسی بدمستی کند و - خلافِ شاکلهٔ بُستانیِ خویش - راهِ شورهزار را بگیرد و در بیابانِ ضلالت گم شود . امان از سوءِ عاقبت!!
🔹پس شاکله ، نوعی اقتضاست و جبر ایجاد نمیکند . البتّه تغییرِ شاکله هم به کثرتِ عبادت و خدمت و قرار گرفتن در مسیرِ نفحاتِ الهی و حضور در وادیهای مقدّس و اوقاتِ مبارک و دَمهای عیسوی ممکن است و بنا به رحمتِ الهی ، حتمی .
@sulookmanavi
📚 ﷽ 📚
#سلوک_معنوی
#حیات_عارفانه
در پیشِ بیدردان چرا فریادِ بیحاصل کنم
گر شِکوهای دارم ز دل، با یارِ صاحبدل کنم
در پرده سوزم همچو گُل، در سینه جوشم همچو مُل
من شمعِ رسوا نیستم تا گریه در محفل کنم ...
🖌#رهی_معیری
@sulookmanavi