4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و آنروز که ناامیـدی به امــید دل بـــست.
قلمش با رویا میرقصید.
او نقاش کابوسهاست.
درمیان خطوط رنگها گم میشد و با نجوای پاییزی درختان شعر میسرود.
درمیان پرواز برگهای سرخنشان بهپا میخواست و تبریک کلاغهای سیاهبخت دشت را پاسخ میگفت.
و وقتی چشم میگشود... رؤیایی بیش نمیدید.
رؤیاهایی که تنها بر بوم ذهن و جانش نشسته بودند.
#چرکنویسهایکاغذی
گاهی میدونم بابت چی ناراحتم و چیو باید توضیح بدم. ولی کلمه ای براش نیست.
درسته که همه راجب موریارتی و شرلوک حرف میزنن ولی هنوزم شرلوک و واتسون در هر جهانی🛐🛐🛐