باشد که میان لحاف سیاهی زده ی نیمه شب اشکانت را به آغوش کشم و بر غم چشمان سرخت بوسه زنم. گمانم لبخندی شود که اندوههایت را بر دوش کشد و جلایی بر قلب تپندهات پهن کند. شاید به افتخار آنروز که فریادت همبازی نشاط باشد نه غمبار مروارید های اشکهایت.
#چرکنویسهایکاغذی