آفتابگردون🌻
چند تا کتاب جدید از کتابخونه برداشتم بخونم چون قبلیا تموم شد حالا میفرستم براتون که چیه
خب بذارید تا براتون کتاب هایی که میخوام بخونم و شروع کنم رو بگم. اولین کتاب مغازه خودکشی از ژان تولی هستش که خب قطعا همتون دیگه میشناسید این کتاب رو و این نویسنده رو اما این ورژنی که من دارم قدیمیه و خب برا چند سال پیشه و بابام خریده بودن، یه تفاوتی که داره اینه که ترجمه مستقیم فرانسوی به فارسیه.ولی الان دیگه این چاپ نمیشه الان به جاش یه دور کتاب ترجمه شده به انگلیسی و دوباره انگلیسی به فارسی این ازکتاب اول کتاب دوم از ریموند کارور که خب باز نویسنده خیلی معروفی عه داستانهای کوتاهش (پاکت ها و چند داستان دیگه) میخوام بخونم که مترجمش هم آقای مصطفی مستور هس. من واقعا نمیدونستم آقای مستور کتاب ترجمه کردن و برای همین خیلی برام عجیبه که چی شده که این رو ترجمه کردن آیا سبک قلم نویسنده به سبک قلم خودشون نزدیک هست یا نه؟ این از کتاب دوم کتاب بعدی که انتخاب کردم بخونم از کافکا عه که بازم خیلی نویسنده معروفی عه کتاب مسخ و داستان های دیگر که احتمالا اسمش رو شنیدین و احتمالا هم خوندین ولی میگم من به خاطر اون دوره زمانی که نمیتونستم کتاب بخونم و حالم بد میشد، نخوندم دیگه، عقب افتادم، ببخشید. و کتاب آخر از دیوید سداریس که یکی از معروفترین نویسنده های آمریکایی توی حوزه طنز نویسی هست کتاب بالاخره یه روزی قشنگ حرف میزنم ترجمه پیمان خاکسار رو میخوام بخونم این هم از کتاب آخر اینه کتاب هایی هم که تو این مدت تمومشون کردم، «مردی به نام اوه» بوده، «گور سفید»، 《سه گزارش کوتاه از نوید و نگار》 و 《عرفه جان سوخته》از نهال تجدد (خیلی وقت پیش شروع کرده بودم ولی نمیدونم چرا نصفه تمومش کردم) و چند تا چیز دیگه همین...
خیلی خوشحالم امشب ۱۰۰ صفحه از مغازه خودکشی رو توی یک ساعت خوندم و احتمالا فردا تموم میشه میام نظرم رو نسبت بهش میگم براتون( شاید ۱۰۰ صفحه توی یک ساعت برای خیلی هاتون چیزی نباشه و اتفاقا کم باشه ولی برای من خوبه چون من کلا آدم آرومیم و حتی خوندنم هم آرومه ولی تا اینجا انقدر باحال بوده که تونستم و درضمن برای منی که تا چند وقت پیش به خاطر اینکه تا قبلش وحشیانه کتاب میخوندم و به خاطر همین با کتاب خوندن سر گیجه و سر درد میگرفتم بعد یه مدت، خیلی خوبه! شایدم برای بعضی نرمال یا حتی زیاد باشه که خب باید بگم بیاید شما هم شروع کنید تا با هم بتونیم بهتر شیم🌻)
《اون هنوز میتونه منو ببینه که توی برف میرقصم، تا قبل از اینکه بیاد پایین هیچ وقت برف نیومده بود.》
امشب فیلم ادوارد دست قیچی رو دیدم؛ بزارین از خط داستانی شروع کنم. خط داستانی نه اونقدر کند بود که خسته بشی و نه اونقدر تند که نفهمی داره چی میشه و اتفاقات به جا و درست چیده شده بودن. خود داستان هم به نظرم خیلی خوب و خاص بود و ایده خیلی جالبی داشت. شروع و پایان هم به نظرم واقعا مناسب بود و تعلیق داستان هم به اندازه بود. در مورد بازیگران، جانی دپ که اتفاقا نقش اصلی رو هم داره، بهترین بازی رو داشت اصلا فرض کنید جانی دپ باشه بعد بازی خوبی نداشته باشه؟؟؟ خیلی خوب احساسات و عواطف ادواردو رو نشون میداد. وینونا رایدر هم میشه گفت بازی خوبی داشت بقیه بازیگران رو هم که دیگه اسم نمیبرم واقعا خوب بودن. شما بادیدن این فیلم واقعا میروید توی حال و هوای ۱۹۹۰ و این موضوع رو میتونید توی اتفاقات، مدل لباس پوشیدن، آرایش، دغدغه و رنگ ها به خوبی متوجه بشید. این فیلم با ژانر درام، فانتزی به کار گردانی تیم برتون ساخت آمریکاست و یکی از آثار مطرح جانی دپ هست.
در کل من از فیلم لذت برم و اگر از این سبک فیلم خوشتون میاد پیشنهاد میشه.
۱۰/۹.۵