راستی من خیلی مریض شدم لطفا برام دعا کنین زودتر خوب بشم؛ اینکه غذا بخوری ولی اصلا نفهمی چه مزه ای داره اصلا حس خوبی نمیده.
این اولین باریه که دارم انرژی منفی نمیدم( البته به جز اینجا ) ؛ در حدی که هی میخوام بهشون بگم ممکنه من نباشم اونموقع و هی پیامم رو پاک میکنم.
چون ممکنه همه چیز درست بشه و این فقط غر زدنی بیش نباشه؛ اونوقت باز من میمونم و تصوری که از من به عنوان یه آدم غرغرو و ضعیف تو ذهنشون میمونه.
کم کم داشتم فکر میکردم شاید هیچوقت ارتباطی بین ما شکل نگرفته بوده و من بازهم دچار کمبود بودم.
اِبیلین اگر یه ذره بیشتر تو رو یادم میموند و کنار خودم حست میکردم شاید زندگیم قشنگ تر میبود.
-
در عرض چند دقیقه تمام برنامه ریزی هام بهم ریخت. حالا برنامه ریزیام چی بودن؟ یک مشت کارای روزمره برا
من هی برای خودم دلخوشی ایجاد میکنم، هی گند میخوره به برنامههام؛
عالیه.