یک روز عادی در ذهن من
- چه آهنگ خفنی! برم به پریا نشونش بدم
+ولی تو که پریا نمیشناسی
- چرا دیگه همون پریا که...
+همونی که یه شخصیت توی کتاب بود؟
- نه.. یعنی آره... اوه
چرا جیب شلوار زنونه رو اینقدر کوچیک درست میکنن؟
تو جیب شلوار بابام یه بچه جا میشه ولی دست من به زور توی جیب خودم میره
هدایت شده از سوگند (약속)
همین الان یه چیزی اینستا دیدم که میگفت یه کتاب تصادفی بردارید و صفحه ۹۹ رو بیارید و جمله آخرش رو بخونین. وضعیت روحیتون رو میگه.
اهمالʕ •ᴥ•ʔ
همین الان یه چیزی اینستا دیدم که میگفت یه کتاب تصادفی بردارید و صفحه ۹۹ رو بیارید و جمله آخرش رو بخو
جالبه
چون منم داشتم به سال جدید فکر میکردم
بابا افضل تو قرن هفتم میگفت که «هرکس که در این زمانه او را غم نیست یا آدم نیست یا در این عالم نیست»
تو قرن هفتممم
یعنی خیلی سال پیش
از اون موقع میگفتن الان بده قبلا بهتر بوده