فرازی از اولین سخنرانی #گاندی پس از آزادی هند از استعمار انگلستان:
اگر بخواهیم هند را نجات دهیم باید همان راهی را بپیماییم که #حسین_بن_علی پیمود
अगर भारत सफल देश बनना चाहता है तो उसे इमाम हुसैन के नक्शेकदम पर चलना चाहिए
if india wants to be successful country it must follow in the footsteps of hussain
فرهنگ عاشورا؛ صفحه ۲۷۹
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
آقازادۀ امام حسین علیهالسّلام
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
dcc_45623269abdf620510284d0f9e98f16f.pdf
حجم:
2.3M
کتاب #pdf
ترجمه لهوف
اثر سید بن طاووس
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
نسل آفتاب
کتاب #pdf ترجمه لهوف اثر سید بن طاووس نســـآفتابـــل سروش is.gd/86eSCa ایتا is.gd/1TzlRl تلگرام i
کتاب أللُّهوف عَلى قَتْلَى الطُّفوف
(آههاى سوزان بر کشتگان بيابان)
مشهور به لُهوف، کتابی در بیان مصائب واقعه کربلا و شهادت امام حسین علیهالسلام نوشتۀ عالم بزرگ شیعه سید بن طاووس است، این کتاب از مقتلنگاریهای مشهور، قدیمی و معتبر شیعیان است. نویسنده، کتاب را برای مسافران عتبات و زائران امام حسین علیهالسلام به زبان عربی و به صورت مختصر نوشته و به همین سبب، سلسله اسناد روایات را حذف و تنها آخرین راوی یا منبع روایت را ذکر کرده است.
کتاب لهوف دارای عناوین زیر است:
مقدمه؛ شامل مطالبی در عظمت واقعه عاشورا و مقام امام حسین علیهالسلام و ارزش گریه و عزاداری بر آن حضرت.
مسلک اول؛ پیرامون مسائل قبل از شروع واقعه عاشورا که از ولادت امام تا وقایع روز عاشورا را شامل میشود.
مسلک دوم؛ شامل وقایع روز عاشورا تا شهادت امام علیهالسلام،
مسلک سوم؛ وقایع بعد از شهادت امام از فرستادن سرِ شهدا به کوفه شروع شده و اسارت اهل بیت تا برگشت آنان به مدینه.
کتاب غمنامه کربلا ترجمه فارسی کتاب لهوف است که به قلم استاد محمد محمدی اشتهاردی نوشته شده است.
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سخنی برای بعضی از مردم امروز
مسافران سواحل شمال
گرفتاران ترافیک جادههای شمالی
سخنان شهید مطهری درباره سفرهای تفریحی در ماه محرم:
اهانت به حسین بن علی است که این ایام را دنبال تفریح و تفنن برویم
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
نبرد اجنه در پشت صحنه روز عاشورا
در پشتصحنه ماجرای عاشورا در عالم این موجودات مسائلی اتفاق افتاده که در نوع خود عجیب و شنیدنی است
یکی از این ماجراها، داستان زغفر جنی میباشد
البته بعضی از علما این داستانها را رد مینمایند
هنگامیکه واقعهی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذاتالعلم، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود
در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری میآید
زعفرجنی گفت: کیست که در وقت شادی، گریه میکند؟ دو نفر از جنیان حاضر شدند و زعفر از آنان سبب گریه را پرسید
آنان گفتند: ای امیر، وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی، در حین رفتن به آن شهر، عبور ما به رود فرات افتاد که عربها به آن نواحی نینوا میگویند
ما دیدیم که در آنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده و در حال جنگ هستند
وقتی که نزدیک آنان شدیم، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیهالسلام، پسر همان آقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده، یکه و تنها بر نیزهی بیکسی تکیه داده و به چپ و راست خود نگاه میکرد و میفرمود: آیا یاریدهندهای هست تا ما را یاری دهد؟ و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند
وقتی که این واقعه ناگوار را مشاهده کردیم فیالفور خود را به بئر ذاتالعلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را به شهادت میرسانند
به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید، تاج شاهی را از سر خود برداشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد و همگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند
خود زعفر گفته است: وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ را لشکریان دشمن فراگرفته است، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم
ملک منصور با چندین هزار فرشتهی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از طرف دیگر، جبرئیل با چندین هزار فرشتهی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشتهی دیگر در ان طرف، و در یک طرف دیگر اسرافیل، ملک ریاح (فرشته بادها)، فرشتهی دریاها، فرشتهی کوهها، فرشتهی دوزخ و فرشتهی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند
بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر علیهمالسلام از آدم تا خاتم همه صف کشیده، مات و متحیر مانده بودند
تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان
چه کربلا و چه غوغائی
خاتم پیامبران صلیاللهعلیهوآلهوسلم آغوش خود را گشوده و به امام حسین علیهالسلام میفرمود: پسرم، عجله کن، عجله کن، به راستی که مشتاق تو هستیم
حسین بن علی علیهالسلام یکه و تنها در میان میدان با زخمها و جراحات فراوان، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینهای سوزان و با دیدهای گریان ایستاده بود و در هر نفسی که میکشید، از حلقههای زره خون میچکید اما اصلاً توجهی به هیچ گروهی از آن فرشتگان نمیکرد به من هم کسی اجازه نمیداد تا خدمت آن حضرت برسم
همانطور که از دور نظاره میکردم و در کار آن حضرت حیران بودم، ناگهان دیدم که آقا امام حسین علیهالسلام سر غربت از نیزهی بیکسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشارهای فرمود که: ای زعفر، بیا
در این هنگام همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم
من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم: من با نود هزار جن به یاری شما آمدهام، اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم
حضرت فرمود: ای زعفر زحمت کشیدی، خدا و رسولش از تو راضی باشند، خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد؛ اما لازم نیست که زحمت بکشید، شما برگردید
عرض کردم: قربانت شوم چرا اجازه نمیفرمایید؟ حضرت فرمود: خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم، اگر من در جای خود بمانم خداوند بهوسیله چه کسی این مردم نگونبخت را مورد امتحان قرار دهد؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و...
جنیان گفتند: ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا، به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود، سخنت را قبول نمیکردیم و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان میبردیم
حسین بن علی علیهالسلام فرمود: به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم ولی باید حجت بر مردم تمام شود تا آنکس که گمراه میشود با دلیل گمراه شود و آنکس که هدایت میشود با دلیل هدایت شود
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
مقام عبّاس علیهالسّلام
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
یک ابرمرد
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
یک روز دیرتر
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَر
نســـآفتابـــل
سروش
is.gd/86eSCa
ایتا
is.gd/1TzlRl
تلگرام
is.gd/rQFsKp
اینستاگرام
is.gd/LtY4m9
کلوبداتکام
is.gd/oFRdvh
در ممالکی مانند ایران متأسفانه پدیده #اثر_شوفر خطرناکتر از دشمن، خشکسالی و دروغ شده است
صاحبنظران اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند اثر شوفر است
اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد، یک تور دور آلمان میگذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند
چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند، رانندهاش احساس میکند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک میگوید: شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الآن میتوانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم
میخواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود
پلانک هم قبول میکند
شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند
در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سؤالی را مطرح میکند
شوفر که جواب سؤال را نمیداند در نهایت خونسردی میگوید: من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سؤالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد
شوفر عزیز، لطفاً شما به سؤال ایشان پاسخ دهید
امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را اثر شوفر گذاشتهاند
این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا میشوند
دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد
افراد سطحینگر صرفاً بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است، نه خود دانستن
توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم
یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است
حال اگر همان یک جلسه، روالی ماندگار شود، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد و دریغا که در تطابق اجتماعی، این داستان چقدر آشناست
مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کردهاند
(حکومت پخمگان بر نخبگان)
سقراط میگفت من داناترین فردم
چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند
این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را جهل فرهیخته نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم
زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است
نسل آفتاب