جای خالی NIVCP در ایران
ذیل قانون ملی آسیب واکسن در آمریکا (NIVCP)، مصوب سال ۱۹۸۶ (که بعدها شامل اصلاحاتی شد و برنامۀ ملی جبران خسارت واکسن (VICP) را ایجاد کرد) به افرادی که توسط واکسنها آسیب دیدهاند غرامت پرداخت میشود
تصویب NVICP، ثمرهی نزدیک به دو دهه بحث و جدل در مورد واکنشهای نامطلوب به واکسیناسیون بود، اینکه این موارد باید مورد توجه قرار گیرند یا خیر
تا قبل از این قانون، تنها راه حل برای والدینی که حس میکردند فرزندشان توسط واکسن آسیب دیده، شکایت از سازندهی واکسن بود که بسیار پرهزینه و وقتگیر بود
این برنامه، ذیل وزارت بهداشت آمریکا اجرا میشود؛ وزارت بهداشت، بررسیهای پزشکی دادخواستها و نیز پرداخت غرامت را به دستور دادگاه انجام میدهد
دادگاه دعاوی فدرال، تصمیم نهایی در مورد پرداخت غرامت و نوع و میزان غرامت را میگیرد
مثلاً در صورت فوت بر اثر واکسن، مبلغ ۲۵۰ هزار دلار به بازماندگان غرامت داده میشود
گفته میشود که به موجب این قانون، از ۱۹۸۹ تاکنون، رقمی در حدود ۵.۳ میلیارد دلار به قربانیان واکسن، پرداخت شده است
در حالی که در کشور ما، سکوت محض و غیرقابل باوری در خصوص عوارض واکسنها و من جمله واکسن کرونا وجود دارد، هیچ آمار و گزارشی از عوارض منتشر نمیشود، اما مردم با مشکلات و عوارض ریز و درشت این واکسن زندگی میکنند (مثلاً به اذعان مسئولان وزارت بهداشت، از جمله عوارض واکسن کرونا، اختلالات انعقادی و مشکلات قلبی است) صفحات روزنامههای مختلف دنیا، مملو از اخبار مربوط به عوارض واکسن کروناست و این سؤال بهوجود میآید که علت این همه سکوت در ایران در این زمینه چیست؟ آیا فرمان صادر شده که کسی حق پرداختن به بحث عوارض واکسن را ندارد؟
اینکه NVICP در آمریکا وجود دارد و به مردم غرامت میدهد، حاکی از آن است که مسئلهی آسیب دیدن با واکسن، امری بدیهی و پذیرفته شده است و لذا نهادی برای جبران آسیبها به وجود آمده که به مردمی که سلامتشان را از دست دادهاند، برای جبران خسارت پول میدهد
اما وضعیت در کشور ما چگونه است؟
چند نفر را میشناسید که به این فکر کرده باشند که پس از آسیبهای واکسیناسیون به فرزندان و خانوادهشان شکایت کنند؟ (نمونههایش فراوان است: از بچههای سالمی که اوتیسم گرفتهاند و همین مسئله، کل بنیان خانواده را متزلزل ساخته تا بزرگسالانی که پس از واکسن کرونا دچار مشکلات قلبی، اختلالات قاعدگی، نازایی و یا یائسگی زودرس شدند، و البته آنهایی که پس از تزریق واکسن کرونا، جان باختند)
و اساساً چند وکیل با شرف و دانا در کشور ما وجود دارد، که این نوع شکواییهها را بپذیرند و پیگیر حق و حقوق مردم باشند؟
مهمتر از همهی اینها آن است که اساساً در ایران، نظامی اختصاصی برای پرداخت غرامت حاصل از تزریق واکسن وجود ندارد (منبع)
سایر منابع: یک و دو
بگذریم که در ایران مراجع بدون تخصص پزشکی حکم وجوب زدن واکسنی که در نهایت آزمایشی بود را دادند و هرگز از مقلدینشان حلالیت نطلبیدند
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
این حرفهای سید سرتاسر درد است
وقتی اسماعیل هنیه زده شد سخنرانی کرد که ما و ایران حمله میکنیم
یک مدت گذشت دوباره سخنرانی گذاشت گفت بنا به دلایلی پاسخ ما از ایران جدا شده است
ما تصمیم گرفتیم خودمان جداگانه پاسخ بدهیم
با همان شور و حرارات همیشگی اینارو گفت هیچ گلایه هم نکرد
عمل و گفتار و انفعال هر کسی که باعث شد دشمن جرأت زدن سید عزیز مارو بکنه خدا لعنتش کنه، بدجور منتظر روزی هستیم که نقاب هر کس که مزدور دشمن بوده برای ملت کنار زده بشه تا ببینند چجور بنا به گفته رهبر عزیزمون زیر پامون لگدمالشون میکنیم
داغها تو دلمان داریم، حاجی تو بهتر میدونی
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
آیا میدانید طلب ۷میلیارد دلاری ایران از کره جنوبی به برکت پولهای اعتباری دلار و ریال تا امروز به یک سوم تقلیل یافته است؟
زمانی که ۷میلیارد دلار ایران در کره جنوبی بلوکه شد، معادل ۱۸۱تن طلا بود
اگر امروز بتوانیم آن را از قطر پس بگیریم، که بعید است پس بگیریم، معادل ۶۳تن طلا
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
خاطرات هاشمی رفسنجانی
برای افطار به خانه آمدم، مرعشی اطلاع داد میرسلیم با هواپیما تا ارتفاع ۳۵هزار پایی رفته تا ماه را ببیند ولی ماه شوال را ندیده
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
عجب
چرا به ذهن ما مردم زمین نرسید؟
اصلا برای جلوگیری از مرگ به دنیا نیایم
برای جلوگیری از طلاق ازدواج نکنیم
برای جلوگیری از خستگی راه نریم
برای جلوگیری از بازدم، دم نکشیم
برای جلوگیری از دستشویی، هیچی نخوریم
سفر جزئی از فرهنگ ماست
سفر جزئی از زندگی ماست
سفر جزئی از دین و هویت ماست
ما سفر میرویم یا برای زیارت
یا برای صلهرحم
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
کلام مرفعین بی درد
میرسلیم:
چه کسی گفته نفت حق مردم است؟
وقتی میگوییم نفت ملی
منظورمان این نیست که نفت مال ملت است، بلکه میخواهیم بگوییم این نفت دیگر انگلیسی نیست
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
نسل آفتاب
در منبع تولید برق ایران سهم گاز ۸۶%، نفت ۹%، برق آبی ۲%، اتمی ۱% و بقیه سهم اجزای دیگر است عملاً ما
ماجرای برق به کجا خواهد انجامید؟
سپردن زندگی مردم به باغوحشی به نام مارکت، ایدهای است که لیبرالها همواره دنبال میکنند
تا خوی حیوانی انسانها برانگیخته شود و فکری به حال حیات فردی آنها کند
تا زمانی که روح تعاون و روح دولت وجود داشته باشد، خوی حیوانی وحشی نمیتواند عملگر واقعی مارکت باشد. لذا ایده عملیاتی لیبرالها، مردمزدایی (جمعزدایی) و دولتزدایی از اقتصاد است
از این روست که در هرجایی که دولت، عملگر مناسبی است، تلاش میکنند این عملگر بودن را مخدوش کنند
در جایی هم که اجتماعات کارکردهای کارامدی دارند، به دنبال اجتماعزدایی میروند
در ماجرای برق چه برنامهای طراحی شده است؟
در ماجرای برق باید کار به جایی برسد که ناکارامدی دولت، به امری بدیهی بدل شود
این کار با قطع برقهای مکرر رخ خواهد داد
تا جایی که مردم کاملاً باور کنند که در وضعیتی بازگشت ناپذیر قرار گرفتهاند
در این شرایط، بیاعتمادی گسترده به دولت موجب میشود که ساماندهی مجامع مردمی برای مشارکت و تعاون در تولید انرژی نیز کارآمد نباشد
حال زمان آن رسیده که مارکت وحشی وارد عمل شود
بخشهایی از اقتصاد که وابسته به رانتهای بزرگ هستند یا سرمایهداران بزرگ از آنها پشتیبانی میکنند، نیروگاههای اختصاصی خود را راهاندازی میکنند
مالها، مجتمعهای بزرگ تفریحی، هتلهای لوکس، کارخانجات بزرگ و… از این دسته هستند
این نیروگاهها سوخت مورد نیاز خود را از حاشیه مارکت موجود و با قیمتهای قاچاق خریداری میکنند (همین ۳۰ میلیون لیتری که امروز از آن سخن گفته میشود)
تقویت قاچاق که مورد تشویق دولتهای رانتیر هم قرار میگیرد (چون میتوانند انرژی را با قیمت بیشتری بفروشند) کمبود بیشتری را بر تولید برق در نیروگاههای دولتی اعمال میکند و وضعیت بغرنجتر میشود
وضعیت روز به روز برای باغ وحش مارکت فراهمتر میشود
سرمایهسالاران رانتیری که اکنون نیروگاههای اختصاصی خود را دارند ضمن توسعه نیروگاهها، شروع به فروش برق با قیمتهای سرسامآور میکنند
بله مارکت وحشی الآن در حال شکلگیری است
مردمی که خدمات خود را از دولت دریافت میکردند، اکنون باید مشتری این بخشها شوند
همان برق اما با قیمتی باور نکردنی و غیرمتناسب با قدرت خرید خود را باید از آن بخشها خریداری کنند
در اینجاست که لیبرالها میگویند مردم آزادند برق خریداری کنند یا نکنند
و طبعاً مردمی که قدرت خرید ندارند، از وضعیت مصرف اخراج میشوند الیالابد
عدهای که از فروش سود میکنند برق بیشتری مصرف میکنند
و با کاهش قدرت خرید در میان سایر مردم، استفاده از برق کاهش مییابد
این وضعیت، ایدهآل لیبرالهاست
قیمتها آزاد و در دست سرمایهسالاران است و مردم مشتری اینها هستند
به تدریج، خود دولت هم مشتری برق آنها میشود و ادارات دولتی نیز با قیمتهای سرسامآور شروع به خرید برق و فروش خدمات خود میکنند
قیمت سوخت دوچندان، قیمت برق دوچندان و دولت به یک بنگاه خدماتی بدل میشود
اسطوره لیبرالیسم در حال شکلگیری است
چرا که قیمتها تعیین میکند که چه کسی مصرف کند و چه کسی مصرف نکند
بله اگر جلوی این بازی لیبرالها گرفته نشود، چندی بعد باید شاهد مرگ از یخزدگی در خانههای صدها هزار هموطن باشیم
همان اتفاقی که امروز اروپا را فرا گرفته است
۹٫۰۰۰ مرگ از یخزدگی تنها در سال گذشته در انگلستان گزارش شده است و ۴۰۷ هزار مرگ از گرما و سرما در اروپا
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
هدایت شده از نسل آفتاب
در ممالکی مانند ایران متأسفانه پدیده #اثر_شوفر خطرناکتر از دشمن، خشکسالی و دروغ شده است
صاحبنظران اعتقاد دارند که در شرایط فعلی بیش از دشمن یا خشکسالی و یا دروغ، آنچه که ایران را تهدید میکند اثر شوفر است
اما اثر شوفر چیست؟
ماکس پلانک بعد از اینکه جایزه نوبل را در سال ۱۹۱۸ میگیرد، یک تور دور آلمان میگذارد و در شهرهای مختلف درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند
چون هر دفعه دقیقاً یک محتوا را ارائه میکند، رانندهاش احساس میکند که همه مطالب را یاد گرفته است و روزی به آقای پلانک میگوید: شما از تکرار این حرفها خسته نمیشوید؟ من الآن میتوانم به جای شما این مطالب را برای دیگران ارائه کنم
میخواهید در مقصد بعدی که شهر مونیخ است، من سخنرانی کنم و شما لباس من را بپوشید و در جلسه بنشینید؟ برای هر دوی ما تنوعی ایجاد میشود
پلانک هم قبول میکند
شوفر خیلی خوب در جلسه درباره مکانیک کوانتوم صحبت میکند و شنوندهها هم خیلی لذت میبرند
در انتهای جلسه فیزیکدانی بلند میشود و سؤالی را مطرح میکند
شوفر که جواب سؤال را نمیداند در نهایت خونسردی میگوید: من تعجب میکنم که در شهری پیشرفته مثل مونیخ، سؤالهایی به این اندازه ساده میپرسند که حتی شوفر من هم میتواند جواب بدهد
شوفر عزیز، لطفاً شما به سؤال ایشان پاسخ دهید
امروزه در علم مدیریت اسم این اثر را اثر شوفر گذاشتهاند
این اثر ناشی از نوعی توهم دانایی است که افراد همه چیز دان بیشتر به آن مبتلا میشوند
دانش مانند کوه یخی است که بخش کمی از آن قابل رویت است و بخش اعظم آن را نمیتوان مشاهده کرد
افراد سطحینگر صرفاً بخش قابل مشاهده دانش را میبینند و گمان میکنند که کل دانش را دریافت کردهاند، در حالی که این فقط توهمی از دانایی است، نه خود دانستن
توهم دانایی، یعنی اینکه فکر کنیم مطلبی را میدانیم، در صورتی که اشتباه میکنیم
یعنی یا نمیدانیم و یا اشتباه و ناقص میدانیم و علت اصلی توهمِ دانستن یا همان توهم دانش، تصور ناقص ما نسبت به تمام یک مطلب و سپس مقایسهی دانش خودمان با همان تصور است
حال اگر همان یک جلسه، روالی ماندگار شود، شوفرها در مسند دانشمندان و دانشمندان نیز در جایگاه شوفرها ادامه فعالیت خواهند داد و دریغا که در تطابق اجتماعی، این داستان چقدر آشناست
مملکت در دست مدیرانی متوهم قرار گرفته است که توهم دانایی کلیه مباحث را دارند و متخصصان را خانه نشین کردهاند
(حکومت پخمگان بر نخبگان)
سقراط میگفت من داناترین فردم
چون تنها کسی هستم که میدانم نمیدانم، در حالی که دیگران هنوز به نادانی خود نیز، آگاه نیستند
این جهل سقراطی که بعدها نیکلاس کوزایی آن را جهل فرهیخته نامید، درست همان چیزی است که برای تفکر و کتابخوانی نیازمند آنیم
زیرا نخستین گام در تلاش برای دانایی، غلبه بر توهم دانایی است
نسل آفتاب
فردا صبح
روز ظهور بقیةالله، قائمالمنتظر و منجی عالم بشریت خواهد بود
اگر امشب، شیعیانِ او، در وفای به عهدشان، یکدل و همراه شوند و دست از دنبالهروی و تأثیرپذیری از آمریکا و رسانههایش بردارند
درست که توجه کنیم، سنگِ راهِ ظهور، نوعِ نگاه ما شیعیان به آمریکا (استکبار جهانی)ست
و تا زمانی که در انتخاب سبک زندگی و والیانِ خود، دنبالهروی شیطان بزرگیم، راه بر پسر فاطمه امام زمان عجلاللهتعالیفرجهالشریف بستهایم
آری
باور کنیم یا نه
نجات مردم رنجکشیده و ستمدیدهی عالم، در گرو ما شیعیان است
که به عهد خود پایبند شویم
قالالامامالمهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف:
لَوْ أَنَّ أَشْیاعَنا وَفَّقَهُمُاللهُ لِطاعَتِهِ عَلَىاجْتِماع مِنَالْقُلُوبِ فِىالْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُالُیمْنُ بِلِقائِنا
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
قوهی قضائیه بر لبهی پرتگاه
سالهاست که گزارشهای پیدرپی از فساد در قوه قضائیه وایرال میشود
اخبار خیلی عجیب که یک فقرهی آن، حکایت تلخ اکبر طبری است
علیرغم تعجبِ همیشگی از بیعملیِ مسئولین در این زمینه، برداشت این بود که خب، با توجه به جایگاه و وظایف و اختیارات قوهی قضائیه، وقوعِ فسادِ موردی، دور از انتظار نیست
اما مدت کمی نیست که این بیعملیها، رنگ و بوی بازی سیاسی به خود گرفته و بهراحتی میتوان برخی از آنها را بهعنوانِ پازل برخی جریانات و باندهای کثیف تحلیل نمود
تا اینکه این شائبه، در پافشاری بر بیعملیِ در رابطه با انتصابِ غیرقانونیِ ظریف شدت گرفت و با اقدام اخیر قوهی قضائیه (نوعِ اقدام و زمان و نحوۀ اعلام و نطق سخنگو) به بالاترین درجهی خود رسید و رسماً، اعتراض بسیاری را برانگیخت
انقلتها و درخواستهایی کاملاً وارد و منطقی و مستند
هیچکس نگفت و نمیگوید که چرا فاطمی امین و یا ساداتینژاد را محاکمه کردید، همهی دادها از سیاسیکاریِ قوهی قضائیه و استانداردهای دوگانه و عدالتِ گزینشی است که طبل رسواییِ آن بر سر بازار زده شد و حیثیت و اعتبار قوهی قضائیهی جمهوری اسلامی ایران را به لبهی پرتگاه برده و در آستانهی سقوط قرار داده است
اعتباری که خونهای زیادی برای آن خرج شده و خدشه به آن، ضربهای اساسی بر بدنهی نظام و مخصوصاً رهبری وارد میآورد
بر قوهی قضائیه و آقای اژهای لازم و واجب است تا اگر کمترین عُلقهای به این نظام دارند، پیش از آنکه آتش این فتنه گُر بگیرد، به هر طریقی این شائبه را برطرف نمایند تا بر همه ثابت شود که جایگاه، امکانات، اختیارات و قدرتِ بالای قوهی قضائیه که ابزاریست برای اجرای عدالت، خرجِ بازیهای کثیف سیاسی نمیشود
خونِ شهدا، لغزنده است
نسل آفتاب
@sunshinegeneration