اولین دیدار و سخنرانی عمومی آقا بعد از جریانات جنگ تحمیلیِ ۱۲ روزه
و آقا مثل همیشه راهبریِ امت را به نحو احسن انجام دادند
بگذارید خیالتان را راحت کنم که رسانه بدون جهتگیری معنا ندارد و هیچ گزیدهای از هیچ رسانهای بدون جهتگیری نیست و اگر کسی بخواهد حرف و منظور ولیّ امرش را کامل و درست متوجه شود، هیچ راهی جز استماع کامل بیانات ندارد
محض رضای خدا نیم ساعت وقت بگذارید و صفر تا صد بیانات را خودتان گوش کنید؛ با دقت و بدون تقطیع و بولدسازیِ دیگران
اطرافیان و مخاطبینتان را ترغیب و حتی ملزم کنید تا این نیم ساعت وقت را اختصاص دهند
وقتی میبینید چند گروه و فکر مختلف در کشور، هرکدام بخشی را بولد میکنند و لباسی از گفتمانِ خود به آن میپوشانند و آن را طبق جهتگیریِ خود آب و تاب میدهند، برای این که بتوانید «اصل حرف» ولیّ امرتان را متوجه شوید، «اصل حرف» را گوش کنید
بخشهایی از بیانات که برای گروههای مختلف جذاب بوده و روی آن مانور دادند را با ذکر برداشت هر دو فکر منتشر خواهم کرد تا تفاوت را حس کنید
و حتی بتوانید بهتر به نتیجه برسید
نسل آفتاب
@sunshinegeneration
هدایت شده از نسل آفتاب
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روزشمار_اربعین
۲۸ روز تا اربعین سیدالشهداء علیهالسلام باقیست
نسل آفتاب
هدایت شده از نسل آفتاب
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روزشمار_اربعین
۲۸ روز تا اربعین سیدالشهداء علیهالسلام باقیست
نسل آفتاب
هدایت شده از نسل آفتاب
#روزشمار_اربعین
۲۸ روز تا اربعین سیدالشهداء علیهالسلام باقیست
نسل آفتاب
هدایت شده از نسل آفتاب
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#روزشمار_اربعین
۲۸ روز تا اربعین سیدالشهداء علیهالسلام باقیست
نسل آفتاب
هدایت شده از نسل آفتاب
Bassim Karbalaeibassim-karbalaei-tezoroni(128).mp3
زمان:
حجم:
7.6M
هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم
مداحی خوش آمدگویی امام حسین علیهالسلام به زائران اربعین
نسل آفتاب
هدایت شده از نسل آفتاب
متن و ترجمه مداحی خوش آمدگویی امام حسین علیهالسلام به زائران اربعین
تِزورونی اَعاهِـدکُم
به زیارت من میآئید، با شما عهد میبندم
تِـعِـرفـونی شَفیـعِلکُم
میدانید که من شفيع شمایم
أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم
اسامیتان را ثبت میکنم
هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم
خوش آمدید ای زائران من خوش آمدید
تِزورونی...
وَ حَـگّ چَفِّ الکَفیل و الجود وَ الرّایه
قسم به دستان اباالفضل و کرامت و پرچم او
أنا وْ عَبّاسْ وَیّاکُم یَا مَشّایه
من و عباس با شماییم ای که با پای پیاده به سوی من میآئید
یا مَن بِعْتو النُفوسْ و جِئتـو شَرّایه
ای که جانهایتان را به بهای زیارت من به کف گرفتهاید
عَلَیّ واجِبْ اَوافیکُم یَا وَفّـایه
بر من واجب است تا به شما وفا کنم، ای وفاداران
تواسینی، شَعائرْکُم
عزاداریهایتان به من دلداری میدهد
تْرَوّینی، مَدامِعْـکُم
و اشکهایتان مرا سیراب میکند
اَواسیکُم أنَـا وْ جَرْحـی أواسیکُم
من و زخمهایی که بر تن دارم به شما دلداری میدهیم
هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم
خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید
تِزورونی اَعاهِـدکُم
به زیارت من میآئید، با شما عهد میبندم
تِـعِـرفـونی شَفیـعِلکُم
میدانید که من شفيع شمایم
أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم
اسامیتان را ثبت میکنم
هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم
خوش آمدید ای زائران من خوش آمدید
تِزورونی...
هَلِه یَلْ ما نِسیْتْ و عَلْ وَعِدْ تِحْـضَـرْ
خوش آمدید ای که وعدهتان را فراموش نکرده و بر سر موعد حاضر میشوید
إجِیْـتْ و لا یْـهَـمَّـکْ لا بَرِدْ لا حَرّ
آمدید در حالیکه نه گرما برایتان مهم بود و نه سرما
وَ حَـگ دَمْـعِ العَـقیله و طَبرَه الأکبَر
قسم به اشک زینب و فرق شکافته اکبر
اَحَضْـرَکْ و ما أعوفَکْ ساعـه المَحْـشَرْ
در محشر کنارتان خواهم بود و رهایتان نمیکنم
عَلَی المَـوعِـدْ اَجی یَمکُم و لا اَبْـعَـدْ و اعوفْ عَنْـکُم
در وقت دیدار پیشتان میآیم و دور نمیشوم و رهایتان نمیسازم
مُحامیکُم وَ حَگ حِیدَرْ مُحامیکُم
پشتیبانتان هستم به حقّ حیدر پشتیبانتان هستم
هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم
آمدید ای زائرانِ من، خوش آمدید
تِزورونی...
یَـا هَـلْـشایِلْ رایه وْ جایْ گاصِدنی
ای آنکه پرچم به دست قصد دیدار مرا کردهاید
تِـعْـرُف رایَتَـکْ بی مَن تُذَکِّـرْنی؟
میدانی که پرچمت مرا به یاد چه کسی میاندازد؟
بِلـکطَعو چْفوفه وْ صاحْ اِدْرِکْـنی
به یاد آن دست بریدهای که فریاد زد: مرا دریاب
صِحِتْ وَیلاه یا اخویه وْ ظَهَرْ مِحْنی
و با شنیدن آن صدا، آشکارا فریاد زدم که بیبرادر شدم و اندوهم بر من آشکار شد
کِسَرْ ظَهری سَهَمْ هَجْـرَکْ
تیر هجرت کمرم را شکست
نِفَدْ صَبری بَعَدْ عُمـرَکْ
بعد از شهادتت صبرم به پایان رسید
اُوَصّیکُمْ عَلَی الرّایِه اُوَصّیکُمْ
سفارش این پرچم را به شما میکنم
هَـله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم
خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید
یَا مَنْ گاصِدْ إلَیَّ و دَمْـعِه تِجْـریـهْ
ای که با چشمان اشکبار قصد زیارت مرا کردهاید
اَعرُفْ حاجِتَکْ مو داعی تِحْـچیـهِ
حاجتتان را میدانم، نیازی به گفتن نیست
وَ حَـگ نَحـْـرِ الرِّضیع اِلـحاجِه اَگضیهِ
قسم به گلوی شیرخواره، حاجتتان را برآورده میکنم
یَا زائرْ عاهَدِتْ کِلْ عِلّه اَشْـفیهِ
زائران من، عهده کردهام که هر بیماری را شفا دهم
اَخو زینب فَرَحْ بیکُمْ
برادر زینب به خاطرتان شاد شد
هَله وْ مَرحَبْ یُنادیکُم
خوش آمدید صدایتان میزند
یُحَیّیـکُم اَبو الغیـره یْحَیّیـکُم
مرد غیرتمند به شما درود میگوید
زینبْ مَنْ تُشاهِدکُم تِزورونی
زینب هنگامی که شما را میبیند که زیارتم میکنید، میگوید:
تُنادیکُم لِوَنْ بِالطَّفّ تحضُرونی
کاش در جنگ حاضر میشدید
ما اَمْـشی یِسْره وْ لا یَسلِبونی
که مرا به اسیری نمیبردند و مرا غارت نمیکردند
و لا بسیاطهم غَدَر یْضرِبونی
با تازیانههای خیانت نمیزدند
تُنادینی: أنَا الجیره وْ صَد عَنّی أبو الغیره
صدایم میزند که من در بندم و سرور غیرتمندان از دستم رفت
اَبَچّیکُم عَلی مْصابه اَبَچّیکُم
شما را بر این مصیبت میگریانم
هَله بیکُم یا زُوّاری هَلِه بیکُم
خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید
تِزورونی اَعاهِـدکُم
به زیارت من میآئید، با شما عهد میبندم
تِـعِـرفـونی شَفیـعِلکُم
میدانید که من شفيع شمایم
أسامیـکُم اَسَـجِّـلْـهِه أسامیکُم
اسامیتان را ثبت میکنم
هَلِه بیکُم یا زِوّاری هَلِه بیکُم
خوش آمدید ای زائران من، خوش آمدید
نسل آفتاب