اگه توی تیمارستان زندگی میکردم روزانه روانیهای کمتری نسبت به داخل زندیگم می دیدم.
آرزو میکردم کاش به هیچ چیز اهمیت نمیدادم. اما من اهمیت میدم. به همه چیز، خیلی زیاد!
میپرسی روز هایم چگونه میگذرد؟
تکاپویی احمقانه برای قانع کردن قلبی که به جایِ خون، تو در رگهایش جريان داری.