بیشتر وقتها دلتنگیام در اشیا و لحظهها گم میشود، در یک آهنگ قدیمی، یا عطر یک کوچه، برای آدمها اما این حس نایابتر است.
نصف غم و غصههام از همین اهمیت دادنه؛ از اینکه خیلی جاها بلد نیستم بیتفاوت از کنار بعضی حرفها و رفتارها بگذرم. از اینکه به جزئیات دقت میکنم و هی بهشون فکر میکنم و خیال میبافم.
گاهی وقتها، بزرگترین شجاعت اینه که بفهمی دیگه یک موضوع نیازی به جنگیدن نداره و لحظه رها کردنش فرا رسیده.