با اینکه میگم رها کردم، ولی هنوز بعضی وقتها مچ خودمو میگیرم وقتی دارم به چیزهایی فکر میکنم که خیلی وقت پیش پروندهشون رو توی ذهنم بسته بودم.
نمیدونم چرا، گاهی اوقات دلم میخواد بدونم بعضی از آدمها منو با چی به یاد میارن؛ چه چیزی باعث میشه برای چند لحظه هم شده، من از گوشهی ذهنشون رد بشم.
واقعاً امیدوارم که هیچوقت مجبور نشم احساساتم رو نادیده بگیرم، هیچوقت به یه نقطهای نرسم که بین چیزی که میخوام و چیزی که «درسته» گیر کنم.
آسمون آبی و پر از ابرهای بامزه ✨منم که بنده ی روزای ابری " سویشرت آبیمو میپوشم و میرم قدم میزنم ⛅️بهترین فرصت برای خوب شدن حالم.