تا جایی که به خاطر دارم من همیشه خودم مشوق خودم بودم. همیشه محرکی که روبه جلو هدایتم میکرد انرژی درون خودم بود. اون کسی که وقتی بند کفشهام شل میشد خم میشد محکمش میکرد دستای خودم بود. هنوزم خودمم که به وقت خستگی امید به وجودم تزریق میکنم.
زاویه دید؟ هفت صبح جمعه تو بارون و سرمای شدید که سگم از خونه بیرون نمیاد تو بیدارشدی و رفتی آزمون دادی .