معلومه که این همه کشمکش ارزشش رو داره؛ این همه تلاش، این همه شب بیداری، این همه درد و رنج، برای آرزوهایی که توی ذهنم شکل گرفتن. معلومه بارها و بارها بهخاطرشون ریسک میکنم تا بتونم بهشون نزدیکتر بشم.
تکتک این روزها، این لحظهها و این دقیقهها رو یادم میمونه. یادم میمونه گوشهام چه چیزهایی شنید، چشمهام چه چیزهایی دید و قلبم چه حس و حالی داشت.