امیدوارم. با خستگی امیدوارم، با درد امیدوارم، با رنج امیدوارم، با بغض امیدوارم، با اشک امیدوارم، با حسرت امیدوارم، با زخم امیدوارم، با سوگ امیدوارم.
تلاش میکنم همیشه دستم سمت نور دراز باشه. اهمیت نداره چهقدر دور و چهقدر کم سو، اهمیت نداره چه طور و چگونه، تلاش میکنم همیشه نگاهم رو بهش بدوزم. مهم نیست چهقدر تاریک و سردم، مهم نیست چهقدر زخمی و سرخوردم، تلاش میکنم دو نیمهی وجودم رو در هرجا و هرکجا به سمت یه ذره روشنایی کج کنم.