زندگیم اگه یه همگروهی پایه پیدا میکردم و یه پروژه نجوم خفن بر میداشتیم و همه ی جایزه ها رو درو میکردیم:✨💞
(همه ی جشنواره ها گروهی ان🚮)
آیه ۴۷ سوره ذاریات همین قضیه ی انبساط جهان رو آورده:)
قبلا فکر میکردن منظورش وسعت دهی به رزق و این حرفاست اما الان که در کیهان شناسی به این رسیدن، فهمیدیم که داشته به گسترده شده دنیا اشاره میکرده:)
خلل جالق واقعا
۱۴۰۰ سال پیش، بزرگ ترین راز علم الان ما توی قرآن بوده.
حالا همچنان یه بی عقل: نه ببین پیامبر قرآن رو از خودش دراورده
ما جهان رو از طریق نوری میبینیم که در گذشته منتشر شده
پس آیا چیزی به نام «حال» واقعاً وجود داره، یا ما همیشه توی گذشته زندگی میکنیم؟
و آیا محدودیت سرعت نور به این معناست که همیشه بخش هایی از واقعیت برای ما برای همیشه پنهان میمونه؟
#ذهنپیچ
🐚🪐لیست کتاب های پیشنهادی ابرنواختر
ما هیچ نمیدانیم
اخترفیزیک برای افراد بی قرار
به خاطر فیزیک
کوانتوم در چند دقیقه
چطور E=mc² را بفهمیم
ماده و انرژی تاریک
جهان در پوست گردو
بر کرانه ی زمان
Supernova 🇮🇷
🐚🪐لیست کتاب های پیشنهادی ابرنواختر ما هیچ نمیدانیم اخترفیزیک برای افراد بی قرار به خاطر فیزیک کو
به نظر من سه تای آخر یک مقدار پیش نیاز لازم دارن؛ اما بقیه روون هستن.
البته بستگی به مدل خودتون داره؛ من شروع به خوندن 'بر کرانه ی زمان' کردم در حالی که عملا هیچ ایده ای نداشتم و همین باعث میشد مجبور بشم وسط یه ماجرا، برم یه چیز هایی رو یاد بگیرم تا بفهمم منظور کتاب چیه.
هدایت شده از حراست دانشگاه شهید چمران(sarina)
در فلسفه اسلامی، ملاصدرا از دیدگاه او، زمان را به جزئیاتی ترین نقطه تجزیه و تحلیل شده دانست و از نظر او زمان، مجرد نشانگری از خود جوهر واقعی اشیاء است. به عبارت دیگر، زمان به عنوان مفهومی انتزاعی، تنها به عنوان مجرد نشانگری برای جریان و حرکت جوهر واقعی اشیاء مورد استفاده قرار میگیرد.
ملاصدرا با توجه به اینکه هر جوهری دارای حرکت خاص و زمان ویژهای است، در نتیجه این ذات جوهری است که تعیین کننده حرکت و زمان است. به عبارتی دیگر، هر جوهری با داشتن حرکت معین خود و گذشت زمان ویژه خود، به عنوان یک واقعیت جداشدنی و بسیار خاص محسوب میشود. به عنوان مثال، ملاصدرا میگوید که زمین با داشتن حرکت و گذشت زمان ویژه خود، به عنوان یک واقعیت مستقل و با جوهر خاص خود، وجود دارد.
به طور خلاصه، در دیدگاه ملاصدرا، حرکت و زمان، جدای از جوهر واقعی هر شیء فرض نمیشوند، بلکه هر شیء با داشتن جوهر خاص و حرکت و زمان ویژه خود برای خود واقعیتی جداگانه و بسیار خاص محسوب میشود.