و درنهایت همیشه انتخاب خودم بوده، همیشه انتخاب خودمه، و من نه میخوام رها بشم و نه میخوام باقی بمونم. معلق، معلق، معلق.
اتاقکسیگار؛
و درنهایت همیشه انتخاب خودم بوده، همیشه انتخاب خودمه، و من نه میخوام رها بشم و نه میخوام باقی بمونم.
و چون انتخاب خودمه باعث میشه وحشتناکتر بنظر بیاد. چطوری کنار اومدم باهاش قبلا؟ چرا یادم نیست.
اتاقکسیگار؛
میخوام غرق شم. محو شم. میخوام بیشتر از همه باشم و هرگز نباشم. میخوام از وسط نصف شم تا بتونم تعادل ای
مسئله فقط دوتا نیست، سهتاست. وای. من یادم رفته بود دخالت یه سومی هم درکاره. الان دیگه چطوری تعادل ایجاد کنم. وای. وای. وای.💔
اتاقکسیگار؛
مسئله فقط دوتا نیست، سهتاست. وای. من یادم رفته بود دخالت یه سومی هم درکاره. الان دیگه چطوری تعادل ا
میدونید چیه؟ وقت دخالت چهارمیه. اما اگه یه شخص چهارمی هم دخیل بشه قول نمیدم جنگ راه نیفته.
تو را من زهر شیرین خوانم ای عشق
که نامی خوش تر از اینت ندانم
وگر هر لحظه رنگی تازه گیری
به غیر از زهر شیرینت نخوانم
تو زهری، زهر گرم سینه سوزی
تو شیرینی، که شور هستی از توست
شراب جام خورشیدی که جان را
نشاط از تو، غم از تو، مستی از توست
به آسانی مرا از من ربودی
درون کوره غم آزمودی
دلت آخر به سرگردانی ام سوخت
نگاهم را به زیبایی گشودی
بسی گفتند دل از عشق برگیر!
که نیرنگ است و افسون است و جادو!
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم
که این زهر است، اما نوشداروست!
چه غم دارم که این زهر تب آلود
تنم را در جدایی میگدازد
از آن شادم که در هنگامه درد؛
غمی شیرین دلم را مینوازد
اگر مرگم به نامردی نگیرد
مرا مهر تو در دل جاودانی ست
وگر عمرم به ناکامی سرآید
تو را دارم که، مرگم زندگانیست.
#مشیری