eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
187 دنبال‌کننده
683 عکس
107 ویدیو
1 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از فرنگـیس
https://t.me/DitscI
پرنیان سرد
بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است؟ بگذار تا سپیده بخندد به روی ما! بنشین، ببین که:دختر خورشید، صبحگاه حسرت ورد ز روشنی آرزوی ما! بنشین، مرو، هنوز به کامت ندیده ایم بنشین، مرو، هنوز کلامی نگفته ایم، بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است؟ بنشین، که با خیال تو، شب ها نخفته ایم! بنشین، مرو، که در دل شبش در پناه ماه خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست بنشین و جاودانه به آزار من مکوش یک دم کنار دوست نشستن گناه نیست بنشین، مرو، حکایت وقت دگر مگو شاید نماند فرصت دیدار دیگری آخر تو نیز با منت از عشق گفتگوست! غیر از ملال و رنج ازین در چه میبری؟ بنشین، مرو، صفای تمنای من ببین! امشب چراغ عشق در این خانه روشن است جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز بنشین، مرو، مرو که نه هنگام رفتن است! اینک، تو رفته ای و من از راه های دور میبینمت به بستر خود برده ای پناه میبینمت نخفته بر آن پرنیان سرد میبینمت نهفنه نگاه از نگاه ماه درمانده ای به ظلمت اندیشه های تلخ خواب از تو در گریز و تو از خواب در گریز یاد منت نشسته برابر پریده رنگ با خویشتن به خلوت دل میکنی ستیز!
لئو، تورس، آکواریس و اسکورپیو آروم پیش برو، قدم‌به‌قدم. نذار اضطراب کنترل تک‌تک فکرها، تصمیم‌ها یا واکنش‌هات رو به دست بگیره. هر ترسی الهام یا حس ششم نیست، و هر فکری که ذهنتو بهم میریزه هم لزوماً حقیقت نداره. بعضی وقتا فقط اضطرابه که داره سعی میکنه قانعت کنه همه‌چیز خیلی سنگین‌تر یا خطرناک‌تر از چیزیه که واقعاً هست. وقتی ذهنت شروع میکنه به پیچیدن و سناریو ساختن، یکم سرعتتو کم کن و سعی کن خودتو به لحظه‌ی حال برگردونی. به خودت یادآوری کن که امنی، حالت خوبه، و حتی اگه الان همه‌چیز نامطمئن به نظر میاد باز هم قراره خوب باشی. لازم نیست کل مشکلاتِ زندگیتو همین الان یک‌جا حل کنی. یه یادآوری دیگه هم هست که مراقب تنهاییِ بیش‌ازحد باشی. تنهایی می‌تونه درمان‌کننده، آروم‌کننده و لازم باشه، ولی وقتی زیادی خودتو از بقیه جدا کنی، ممکنه وارد چرخه‌ی اورتینک، خستگی احساسی و فکرهای مخرب بشی. نذار ذهنت توی سکوت، خودتو کامل درگیر خودش کنه. اشکالی نداره روی بقیه تکیه کنی. اشکالی نداره از کسی حمایت، اطمینان، آرامش یا حتی فقط حضورش کنار خودت رو بخوای وقتی داری با احساساتت کنار میای. قرار نیست همه‌چی رو تنهایی به دوش بکشی.
من شخصیت اصلی زندگی خودم نیستم.
بقیه رو نگاه میکنی و میبینی اونا چقدر بهترن، با اینکه شاید خودت هم همونقدر خوبی، فقط توی یه زمینه دیگه ای. بقیه رو میبینی و احساس کمبود میکنی. احساس کمبود میکنی و بقیه رو نگاه میکنی، این بار چون اول چیزی توی خودت نمیبینی و بعد هزار چیز توی اونا. و چون اونا رو نگاه میکنی احساس کمبود میکنی. خیلی چرخه جالبیه، نیست؟~
و تو خودت رو نمیبینی، و بعد غر میزنی که چرا نامرئی هستی، چرا کسی تو رو نمیبینه، وقتی اولین کسی که تو رو نمیبینه خود تویی. پس شاید نقطه امنت همونجاییه که همه رو میبینی و دیده نمیشی.
https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 شماها چی فکر میکنید؟~
و ربطی نداشت، خواستم بگم یکی از کاراکترام از اینکه من باشه داره سرباز میکنه، میگه شاید شبیهت باشم اما من تو نیستم، نمی‌فهمم چه دنیاییه که کاراکترا با خالقشون دعوا میکنن، وا.💔