هدایت شده از 𝒜𝑠𝑡𝑟𝑜𝑑𝑖𝑛𝑔 ݁˖ ✮ ⋆
لئو، تورس، آکواریس و اسکورپیو
آروم پیش برو، قدمبهقدم. نذار اضطراب کنترل تکتک فکرها، تصمیمها یا واکنشهات رو به دست بگیره. هر ترسی الهام یا حس ششم نیست، و هر فکری که ذهنتو بهم میریزه هم لزوماً حقیقت نداره. بعضی وقتا فقط اضطرابه که داره سعی میکنه قانعت کنه همهچیز خیلی سنگینتر یا خطرناکتر از چیزیه که واقعاً هست.
وقتی ذهنت شروع میکنه به پیچیدن و سناریو ساختن، یکم سرعتتو کم کن و سعی کن خودتو به لحظهی حال برگردونی. به خودت یادآوری کن که امنی، حالت خوبه، و حتی اگه الان همهچیز نامطمئن به نظر میاد باز هم قراره خوب باشی. لازم نیست کل مشکلاتِ زندگیتو همین الان یکجا حل کنی.
یه یادآوری دیگه هم هست که مراقب تنهاییِ بیشازحد باشی. تنهایی میتونه درمانکننده، آرومکننده و لازم باشه، ولی وقتی زیادی خودتو از بقیه جدا کنی، ممکنه وارد چرخهی اورتینک، خستگی احساسی و فکرهای مخرب بشی. نذار ذهنت توی سکوت، خودتو کامل درگیر خودش کنه.
اشکالی نداره روی بقیه تکیه کنی. اشکالی نداره از کسی حمایت، اطمینان، آرامش یا حتی فقط حضورش کنار خودت رو بخوای وقتی داری با احساساتت کنار میای. قرار نیست همهچی رو تنهایی به دوش بکشی.
بقیه رو نگاه میکنی و میبینی اونا چقدر بهترن، با اینکه شاید خودت هم همونقدر خوبی، فقط توی یه زمینه دیگه ای. بقیه رو میبینی و احساس کمبود میکنی. احساس کمبود میکنی و بقیه رو نگاه میکنی، این بار چون اول چیزی توی خودت نمیبینی و بعد هزار چیز توی اونا. و چون اونا رو نگاه میکنی احساس کمبود میکنی.
خیلی چرخه جالبیه، نیست؟~
و تو خودت رو نمیبینی، و بعد غر میزنی که چرا نامرئی هستی، چرا کسی تو رو نمیبینه، وقتی اولین کسی که تو رو نمیبینه خود تویی. پس شاید نقطه امنت همونجاییه که همه رو میبینی و دیده نمیشی.
و ربطی نداشت، خواستم بگم یکی از کاراکترام از اینکه من باشه داره سرباز میکنه، میگه شاید شبیهت باشم اما من تو نیستم، نمیفهمم چه دنیاییه که کاراکترا با خالقشون دعوا میکنن، وا.💔
هدایت شده از محل تبادل سیگار؛
🚬سیگار جدید
چند تا کانال های ایتا که خودت دوستشون داری رو لینکشون رو بده
#دایگو
اتاقکسیگار؛
اول از همه کانالهای آلن و لیلیوم و نلین که پریدند و کانال سحر و لیورا که پرایوته
اینجا رو بگیرید بیاید پایین.