اتاقکسیگار؛
Don't you dare doubt about that for a second:(((
I guess I've lost my words, Capitan.
هدایت شده از شرقِ اندوه
https://t.me/fromyears_withoutsun
جلوگیری لحظهایه، جدی نگیرید بچهها
ای بر سر بالینم، افسانه سرا دریا
افسانه عمری تو، باری به سر آ دریا
ای اشک شبانگاهت، آیینه صد اندوه
ای ناله شبگیرت، آهنگ عزا دریا
با کوکبه خورشید، درپای تو میمیرم
بردار به بالینم، دستی به دعا دریا
امواج تو نعشم را افکنده در این ساحل
دریاب مرا دریا!
زان گم شدگان آخر با من سخنی سر کن
تا همچو شفق بارم، خون از مژه ها دریا
چون من همه آشوبی در فتنه این طوفان
ای هستی ما یکسر، آشوب و بلا دریا
با زمزمه باران در پیش تو میگریم
چون چنگ هزار آوا پرشور و نوا دریا
تنهایی و تاریکی آغاز کدورت هاست
خوش، وقت سحرخیزان، وان صبح و صفا دریا
بردار و ببر دریا این پیکر بی جان را
در سینه گردابی بسپار و بیا دریا!
تو مادر بی خوابی من کودک بی آرام
دور از خس و خاکم کن موجی زن و پاکم کن
وین قصه مگو با کس، کی بود و کجا دریا.
#مشیری