eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
218 دنبال‌کننده
1هزار عکس
124 ویدیو
5 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
اوه من دلم نمیخواد برگردم، نمیخوام برگردم و خود گذشته‌م رو نگاه کنم. حتی اگه خود چندساعت قبلم باشه. اتفاقایی باشه که چندساعت قبل افتاده باشه. من نمیخوام گیر کنم. نمیخوام حال خودمو بد کنم.
تویی که تا جهنم هم هستی
از مزخرف‌ترین امتحان جهان هستی برگشتم بچهها
یعنی این امتحان آخر یه فاجعه انسانی بود که تاحالا مثلشو ندیده بودم
Hello dawlings, this is my summer
البته نمی‌دونم تا آخر تابستون تموم میشه یا نه ولی خب حالا
و بنابراین، از امروز سلام کنید به:
اتاقک‌سیگار؛
و بنابراین، از امروز سلام کنید به:
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
طومار و تلاش
تنها درخت کوچه ما در میان شهر تیری ست بی چراغ! اهل محله، مردم زحمت کش صبور، از صبح تا غروب، در انتظار معجزه ای(شاید) در کار برق و آب امضای این و آن را طومار میکنند شب ها، میان ظلمت مطلق، سکوت محض برخود هجوم دغدغه را تا سرود صبح هموار میکنند. گفتم: سرود صبح؟ _آری، به روی شاخه آن تیر بی چراغ زاغان رهگذر، صبح ملول گمشده در گرد و خاک را اقرار میکنند! بابک میان یک وجب از خاک باغچه بذری فشانده است وز حوض نیمه آب، تا کشتزار خویش، نهری کشانده است! وقتی که کام حوض چون کام مردمان محل خشک میشود، او، زیر آفتاب، گلبرگ های مزرعه سبز خویش را با قطره های گرم عرق آب میدهد! در آفتاب ظهر که من میرسم ز راه طومار تازه ای را، همسایه عزیز با خواهش و تمنا، با عجز و التماس از خانه ای به خانه دیگر سوغات میبرد! این طفل هشت ساله، ولیکن کارش خلاف اهل محله ست در آفتاب ظهر که من میرسم ز راه با آستین برزده، در پای کشتزار برگونه قطره های عرق(شهد خوشگوار) از بیخ و بن کشده علف های هرزه را فریاد میزند: بابا، بیا...بیا! گل کرده لوبیا! لبخند کودکانه او درس میدهد کاین خاک خارپرور باران ندیده را با آستین برزده آباد میکنند. از ریشه میزنند علف های هرزه را آنگاه، با قطره های گرم عرق، باغ های سبز بنیاد میکنند!