eitaa logo
اتاقک‌سیگار؛
218 دنبال‌کننده
1.1هزار عکس
133 ویدیو
5 فایل
-به اتاقک سیگار خوش اومدی.اینجا علاوه‌بر اینکه بوی سیگار میاد، قفسه‌هاش از کتاب پره، صدای رادیو همیشه بلنده،دستگاه تایپ هیچوقت از دست من بیکار نمیمونه و به دیوارها قاب عکس آویزونه. سیگار؟ https://abzarek.ir/service-p/msg/4298732 تاریخ آغاز: ۷ شهریور
مشاهده در ایتا
دانلود
یعنی به این هم میگن جبر جغرافیایی؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چون، میدونی چیه؟ هیچکس جز خودت رو نمیتونی در این باره سرزنش کنی. خودت فکر نمیکنی بهتر می‌بود اگه بجای اینکه این همه وقت از شدت ترس دست به صفحه کلید نزنی و برای این و اون تفاوت عاشقانه دوست داشتن و فقط عاشق بودن رو توضیح بدی؛ مینوشتی؟ اونوقت، حالا بجای اینکه بعد از مدت‌ها روبه‌روی صفحه ورد بشینی و فکر کنی که"اوه، مثل اینکه اونقدرام بد نیستم" پیشرفت کرده بودی و پیوند ویژه با نوشتن رو هم از دست نداده بودی، چیزی که دوروبرت رو نگاه میکنی و غبطه میخوری که چرا دیگران دارنش و تو نه.
هدایت شده از "Rusty Lake Motel"
برای کسایی که فردا آزمون دارن آرزوی موفقیت میکنم امیدوارم تک تکتون قبولشین اگه هم قبول نشدین فدا سرتون دنیا دوروزه❤️‍🔥
هدایت شده از 𝖬𝖺𝗒𝖻𝖾 𝖧𝗈𝗆𝖾 (Pending Ver.)
تلگرامِ اینجا: https://t.me/+LgGalt4gP75lOTk0
هدایت شده از آن‌سوی افکار؛
https://t.me/seven_queendoms به ما سر نمیزنین؟:(
https://t.me/sok2oot https://t.me/+SjcYm_xwK240YzVk دوست داشتین بیاین دیلی هام تو تلگرام :(
هدایت شده از ‌ترمه
اگه بت‌پرست نیستید، آدم‌پرست نیستید، نادیده‌پرست نیستید، نشنیده‌پرست نیستید، جنگ‌پرست نیستید، پدر و پسر پرست نیستید، بیاید تلگرام. https://t.me/+GqKXqNoGXU1mYmE0
کارم به جایی کشیده که نمیپرسن امروز والیبال بودی؟ میپرسن امروز والیبال نبودی؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ستوه
در کجای این فضای تنگ بی آواز من کبوترهای شعرم را دهم پرواز؟ شهر را گویی نفس در سینه پنهان است شاخسار لحظه ها را برگی از برگی نمیجنبد آسمان در چاردیوار ملال خویش زندانی ست روی این مرداب یک جنبنده پیدا نیست! آفتاب از این همه دل مردگی ها روی گردان است. بال پرواز زمان بسته ست هرصدایی را زبان بسته است زندگی سر در گریبان است! ای قناری های شیرین کار! آسمان شعرتان از نغمه ها سرشار! ای خروشان موج های مست! آفتاب قصه هاتان گرم! چشمه آوازتان تا جاودان جوشان! شعر من میمیرد و هنگام مرگش نیست زیستن را در چنین آلودگی ها زاد و برگش نیست ای تپش های دل بی تاب من! ای سرود بی گناهی ها! ای تمناهای سرکش! ای غریو تشنگی ها! در کجای این ملال آباد، من سرودم را کنم فریاد؟