دور یا نزدیک،
راهش میتوانی خواند
هرچه را آغاز و پایانیست،
حتی هرچه را آغاز و پایان نیست!
زندگی راهیست
از به دنیا آمدن تا مرگ!
شاید مرگ هم راهی ست.
راه ها را کوه ها و دره هایی هست،
اما هیچ نزهتگاه دشتی نیست!
هیچ رهرو را مجال سیر و گشتی نیست!
هیچ راه بازگشتی نیست!
بیکران تا بیکران، امواج خاموش زمان جاری ست
زیر پای رهروان، خوناب جان جاری ست!
آه، ای که تن فرسودی و هرگز نیاسودی!
هیچ آیا یک قدم دیگر توانی راند؟
هیچ آیا یک نفس دیگر توانی ماند؟
نیمه راهی طی شد اما نیمه جانی هست
باز باید رفت تا در تن توانی هست
باز باید رفت...
راه باریک و افق تاریک،
دور یا نزدیک!
#مشیری
هدایت شده از جزیرهی سرگردانی"
درود!
این اولین تقدیمی جزیره سرگردانی ئه، بدین صورت که شما اینجا عضو میشید، و اینطرف لینک چنلتون/آیدیتون رو قرار میدید.
من با توجه به حس و حال شما، یکی از شخصیتهای وانپیس، یک گلی که بوی شما رو میده(همراه با یکم اطلاعات) و یک اسم تاریخی/قدیمی که میتونه بخشی از شما رو انعکاس بده رو در قالب متن و عکس تقدیمتون میکنم.
[📜]
اتاقکسیگار؛
منظورم اینه که بچهها اون با لحن خودم بهم گفت "خواااااهش"
این ثابت میکنه واقعا باشعوره.