هدایت شده از ♱𝓐ntichorus҉
𝖨𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗇𝖺𝗆𝖾 𝗂𝖿 𝖵𝖺𝗅𝖺𝗋𝗌 (تقدیمی!)
همونطور که در جنگل تاریک قدم برمیداشتی و از کنار درختان سر به فلک کشیده میگذشتی، کنار نهرِ بغل درخت کهن، چند نوار کاست کهنه و یک دستگاه پخش توجهت به خودش معطوف کرد. دستت رو برای برداشتن یکی از نوار ها دراز کردی تا اون رو داخل دستگاه پخش بذاری، غافل از اینکه بدونی این نوار ها همگی نفرین شدهان! یک هیولای خاص درون هر یک از نوار ها خفته که در انتظاره تا تو صداش رو بشنوی. با دقت یکی از نوار ها رو برمیداری و وارد دستگاه پخش میکنی. حالا در کنار نهر آب و درخت کهن بشینید و همونجا بمونید، تا...
- در ابتدا، گاردین شکل و شمایل هیولای درون نوار رو براتون آشکار ساخته
- و بعد، عسل نوای نای هیولای درون نوار رو براتون بنوازه
و در آخر، هردو ترَک مخفی که بیانگر پندار هیولاست رو به گوش هاتون برسونن
LIMIT | 𝖳𝖠𝖦
اتاقکسیگار؛
انیمه هاکوبو: سینمایی خیلی ناز درباره عشق و موسیقی=(((
کتاب بیزمستان/سفرنامه تاجیکستان، آذربایجان و گرجستان منصور ضابطیان
لب دریا، سحرگاهان و باران،
هوا، رنگ غم چشم انتظاران،
نمیپیچد صدای گرم خورشید،
نمیتابد چراغ چشم یاران!
#مشیری