من تقریبا تمام تابستون پارسال رو صرف آهنگ گوش دادن کردم. سورنا، آدو، هاتسونه میکو، آهنگای کلاسیک، rebzyxx. برای هرکدوم یه پلی لیست جدا داشتم و اگه شانس میوردم میتونستم هر روز همه شون رو گوش بدم. این تابستون اصلا از این خبرها نیست. من دیگه بدون ایرپاد آهنگ گوش نمیدم، فقط توی ماشین یا اتوبوس و وقتی که توی راهم. آهنگی که پس زمینه زندگیمه مال Gigi perezئه، که واقعا بهم حس تابستون رو میده. درسته، تابستون پارسال بود که یکی از دوستام عاشق معروف ترین آهنگش، sailor song شد؛ ولی برای من نه ماه طول کشید تا بتونم واقعا اون علاقه رو حس کنم. sailor song توی هفته اول فروردین تبدیل به قفلی من شد، فروردین، ماهی که دوباره تلاش کردم خودم باشم. دوباره به زندگی برگردم، فیلم ببینم، کتاب بخونم، آهنگ گوش بدم. آهنگای Gigi با گیتار بودن، و این واقعا جذابشون میکرد. من با معروفترین آهنگش شروع کردم، یه روز با at the beach in every life آشنا شدم و حالا اون آهنگ موردعلاقم شده بود. هر روز صبح گوشش میدادم، هروقت توی راه جایی بودم میذاشتمش روی ریپیت. واقعا خوشحالم میکرد.
کم کم ازشون خسته شدم و بقیه آهنگاشو دانلود کردم. حالا تقریبا هر روز پلی لیستی که ازش دارم رو گوش میدم. نمیدونم چطوریه، اما حالم رو بهتر میکنه. درسته که گاهی لیریکش خیلی غم انگیز میشه، اما از خود آهنگ اصلا همچین حسی دریافت نمیکنی-صدای gigi و صدای گیتار هنوز شادن. شبیه لبخند بعد از گریه میمونه. ریتمش منو خیلی راحت همراه خودش میکنه، شبیه حرکت نور آفتاب بین شاخه های درخت ها میمونه. خوشحالم میکنه. سرحالم میاره. برای همینم دوستش دارم.
دردهای آدمهای دیگه سطحی به نظر میاد، چون ما اونها رو در قالب کلمات میشنویم. اگه میخوایم حداقل کمی درک کنیم که بقیه آدمها توی زندگی با چه چیزی دست و پنجه نرم میکنن، بهتره بجای فکر کردن بهشون سعی کنیم حسشون کنیم.
اتاقکسیگار؛
من تقریبا تمام تابستون پارسال رو صرف آهنگ گوش دادن کردم. سورنا، آدو، هاتسونه میکو، آهنگای کلاسیک، re
نمیدونم چرا دارم از این سر دنیا تا اون سرش لبخند میزن
اینکه به تور بغلیم نگاه کنم و تو رو ببینم بهم حس امنیت میده. اگه حتی یه جلسه هم نباشی، میترسم که دیگه کلا نیای؛ چون قبلا سرم اومده.
هدایت شده از ♱𝓐ntichorus҉
I chimed in with a "Haven't you people ever heard of closing the goddamn door!?"