eitaa logo
⊱𝐬𝐰𝐚𝐧 𝐬𝐨𝐧𝐠‌‌⊰🦋🫧ꞋꞌꞋꞌ.
158 دنبال‌کننده
7 عکس
150 ویدیو
0 فایل
start:1405/3/11 جون دلم؟ @NEGAHETON بمونید برام🤍🖇
مشاهده در ایتا
دانلود
معذرت خواهی مال اونیه که کفششو لگد کردی یا تو خیابون بهش تنه زدی نه کسی که با حرفات و کارات روانشو درهم کوبیدی، روحشو از آزرده خاطر کردی و قلبشو شكستي! تو چطور میتونی به شاخه ی شکسته بفهمونی که باد عذرخواهی کرده؟!
چسب زخم ها بعد از خوب کردن زخم دور انداخته میشن...
عمیقا به جمله"بیا بغلم بگو ببینم کی اذیتت کرده"نیازمندم 🙂🥀
یه چیزی بین ما بود که نه اسم داشت نه آخر.
برای قدر شناسی ، تشکر کردن لازم نیست همین که یکاری نکنی طرف پشیمون شه کافیه ..
_وصالِ‌ممنوعه_ دیشب ، در غیاب ت_ن هایِ خاکی ، تو مهمانِ تالارِ خیالِ‌ من بودی ، آنجا که زمان در ایستگاهِ آغ_وشِ ما متوقف می‌شود . در آن خلوتِ محض که حتی سایه‌ها هم جرات حضور نداشتند ، تو ع_ریان از هرچه نقش و نگارِ دنیوی ، در تار و پودِ افکارم حل شدی ... چنان در عمق من ریشه دواندی ، که مرزهای من و تو در هم شکست ...؛ لم_س‌ِ خیالی تن_ت بر تن_م ، سرابی بود که از حقیقت ، واقعی‌تر جلوه می‌کرد.! من بودم و تو و عط_شی که انگار از ازل با من عجین شده بود . به یاد دارم که چگونه میانِ این بی‌قراری‌ِ شیرین ، تن_ت بوی تندِ خو_استن می‌داد؛ عطری که در تمامِ جانم رسوخ می‌کرد و ت_نِ من نیز در این ضیافتِ بی‌_پروا ، به بویِ تو آغشته می‌شد... آنجا که کلمات در برابرِ طوفانِ نفست رنگ می‌باختند ، تنها موسیقی نال_ه‌هایی بود که در سکوتِ تخ_تِ تنهایی‌مان ، سمفونیِ سرمس_تی می‌ساخت؛ دیشب ، تو در ضیافتِ ع_ریانِ افکارم ، چنان آشوبی به پا کردی که تمام هستی‌ام را در هرمِ نف_ست ، ذوب کردی . ما در آن لحظات ، نه فقط دو جسم ، که دو روح بودیم که در شعله‌هایِ هم ، به‌ خاکسترِ رسیدن ، به وص_الِ مم_نوعه و شیرینِ هم می‌رسیدیم .... دیشب ، افکارم شاهدِ بره_نگی روحِ تو بود ، من ، چه بی‌پناه و چه خوشبخت ، اسیر آن تندبادی شدم که از تو به سویِ من می‌وزید... _m.h 18 خرداد 1405 10:38