وقتی روز ها بعد از دیدنت گذشت؛زندگی من به دو بخش تقسیم شد،قبل و بعد از دیدنت.
قبلش زندگی خیلی بهم حال نمیداد؛همچی بی رنگ و روح بود،همه چی سیاه بود،همچی درب و داغون بود مخصوصا روحیه من.
بعد از دیدن تو و دلبستن بهت؛همچی عوض شد،خداروشکر میکردم که تو رو دیدم،چون زندگیم از این رو به اون رو شد.
زندگیم کمی معنا گرفت،کمی رنگ و روح گرفت و کم کم میگفتم خوبه که یکیو دارم که کل روز رو بهش فکر کنم،یکیو دارم که بهترینه،یکیو دارم که آرزوی داشتنشو داشته باشم.
اما دیگر تمام شد...
حتی جبران بعضی اشتباهات هم نمیتونه حسم رو نسبت به یه نفر مثل روز اولش کنه٬ خراب کردی دیگه تموم شد.