هدایت شده از حکمران
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟠 آیا با فعال شدن مکانیسم ماشه فاجعه اقتصادی رخ میدهد؟
🎙دکتر سیدیاسر جبرائیلی
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
هدایت شده از حکمران
دکتر جبرائیلی در گفت و گوی اختصاصی با المیادین انگلیسی مطرح کرد: قمار استراتژیک اسرائیل و پاسخ قاطع ایران
محورهای اصلی سخنان دکتر جبرائیلی:🎯 ۱. محاسبه اشتباه استراتژیک اسرائیل و «قمار ناامیدانه»: جبرائیلی تأکید میکند که حمله ۱۲ روزه اسرائیل علیه ایران، بیش از اینکه صرفاً یک عملیات نظامی باشد، یک اقدام سیاسی-استراتژیک با هدف تضمین هژمونی منطقهای برای رژیم صهیونیستی در نظم پسالیبرال جهان بود. او آن را نتیجه تحلیلی میداند که از ناامیدی ژرف ناشی شده بود: اسرائیل تصور میکرد با تضعیف محور مقاومت و براندازی جمهوری اسلامی میتواند موقعیت خود را در نظم جدید جهان تثبیت کند، اما این محاسبه شکست خورد. ۲. افزایش انسجام داخلی و بازسازی اقتدار ملی ایران: تصمیم اسرائیل بر ضربه زدن به ایران بهجای تضعیف، موجب وحدت ملی بیسابقهای در داخل ایران شد. اعتراضات منتقدان بهسرعت فروکش کرد و اکثریت جامعه، فارغ از جناحبندی، همدلانه به حمایت از کشور پرداختند؛ حرکتهای مردمی و نمادین در حمایت از حاکمیت، بازتابی از این انسجام بود. ۳. عملیات «وعده صادق ۳» بهمثابه زلزله استراتژیک: جبرائیلی این عملیات را نقطه عطفی در بازنویسی قواعد بازدارندگی منطقهای میداند. او معتقد است که ایران با نشان دادن توان موشکی چشمگیر، ثابت کرد که نه تنها توان ضربه متقابل دارد، بلکه قادر است مستحکمتر و متحدتر شود. این حرکت پیامی قاطع برای تلآویو، واشنگتن و دیگر بازیگران منطقه ارسال کرد. ۴. دوگانه احتیاط و نمایش پنهان قدرت: وی مطرح کرد که ایران در طول دو عملیات قبلی (وعده صادق ۱ و ۲) سطح پائینی از توان نظامی خود را به نمایش گذاشت. در وعده صادق ۳ سطح دیگری از توان آفندی رونمایی شد پیام مشخصی ارسال کند. جبرائیلی تأکید کرد که این استراتژی، نمونهای از دکترین بازدارندگی کلاسیک است: نمایش نمونهای از قدرت به همراه پنهاننگهداشتن بخش اعظم نیروی واقعی. ۵. بازنگری استراتژیک نسبت به برنامه هستهای: جبرائیلی معتقد است جمهوری اسلامی پس از این تجربه، ممکن است به سمت «بازدارندگی هستهای» حرکت کند. او طرحی سهستونی پیشنهاد میدهد: الف- توسعه قدرت تلافیجویی (second-strike)؛ ب- اتخاذ مواضع اعلامی شفاف اما دفاعی؛ ج- استفاده از «ابهام استراتژیک» در مورد قابلیتهای واقعی برای بازدارندگی بیشتر. ۶. تلاش اسرائیل برای براندازی و ناکامی آن: اسرائیل قصد داشت با ترور سران سیاسی و نظامی ایران و تحریک قیام داخلی، جمهوری اسلامی را سرنگون کند. اما این سناریو نه فقط شکست خورد، بلکه به تجربیات جدیدی مانند همکاری گسترده مردم با نهادهای امنیتی و ضدجاسوسی منتهی شد و باعث شد نظام سیاسی ایران، به جای تزلزل، مستحکمتر شود. متن کامل در وب سایت المیادین انگلیسی: https://english.almayadeen.net/news/politics/jebraily--iran-strikes-rewrote-regional-deterrence-rules---e حکمران؛ روایت عمیق سیاست واقتصاد @HokmranOnline
✨حمله اسرائیل، یک کودتا برای بازگرداندن پهلوی به ایران بود
المیادین: در ساعات اولیه تهاجم، صحبتهایی مطرح شد – هرچند نامستند ولی معتبر – مبنی بر اینکه «اسرائیل» کوشید براندازی نظام را عملی کند، اما ناکام ماند. آیا واقعاً چنین تلاشی صورت گرفت؟
بله، بدون تردید چنین تلاشی شد. چنانکه قبلاً هم گفتم، هدف اصلی تجاوز اسرائیل، نه تاکتیکی و نه نمادین، بلکه راهبردی و وجودی بود.
این فقط یک عملیات تنبیهی نبود؛ بلکه تلاشی مستقیم برای تغییر رژیم بود. و ما دلایل محکمی داریم که نشان میدهد این عملیات، شامل سناریویی برای کودتا بوده است.
بر اساس گزارشهای موثق – از جمله برخی منابع رسانهای خود اسرائیل – تلآویو امید بسته بود به چیزی که نمیتوان آن را جز «توهم» نامید: ترور رهبران سیاسی و نظامی کلیدی ایران، و سپس ایجاد یک شورش داخلی به رهبری حامیان خاندان پهلوی.
تصور آنها این بود که پس از «قطع سر رهبری»، میلیونها نفر به خیابانها خواهند ریخت و پسر شاه را بهعنوان ناجی و نماد نظمی نوین با گرایش غربی، بازخواهند گرداند. اما چه اتفاقی افتاد؟ هیچ چیز شبیه این رؤیا هم اتفاق نیفتاد. بهقول طعنهآمیز یکی از رسانههای اسرائیلی: «حتی ۵۰ نفر هم برایش نیامدند.»
در مقابل، میلیونها ایرانی به خیابانها آمدند – نه برای تغییر نظام، بلکه برای دفاع از حاکمیت، سرزمین و حتی نظام سیاسیشان.
بهجای تضعیف نظام، جنگ باعث شد انسجام مردمی بیسابقهای در حمایت از جمهوری اسلامی، و بهویژه از رهبری انقلاب اسلامی پدید آید.
اما فراتر از حضور خیابانی، چیزی که این سناریوی براندازی را به شکست کشاند، همکاری گسترده مردم با دستگاههای امنیتی کشور بود.
شهروندان، عوامل نفوذی را شناسایی کردند، شبکههای خرابکاری را افشا کردند و به خنثیسازی سریع اقدامات دشمن کمک کردند. این بسیج مدنی و ضدجاسوسی، از قدرتمندترین کنشهای داخلی در تاریخ معاصر ایران بود. و بگذارید صادق باشیم: با حمله هوایی نمیتوان رژیم را تغییر داد. براندازی نظامی، اگر قرار باشد مؤثر باشد، نیاز به حضور نیروهای زمینی دارد. اما نه اسرائیل و نه آمریکا، هیچکدام در موقعیتی نیستند که بتوانند نیروی زمینی وارد ایران کنند.
بنابراین تمام امید آنها به شورش داخلی بسته شده بود. به این خیال که مخالفان جمهوری اسلامی، نقش پیادهنظام داخلی را برای تکمیل پروژه براندازی ایفا کنند. و این خیال، بهطرز فاجعهباری اشتباه از آب درآمد. پس بله، تلاش برای براندازی وجود داشت، اما بسیار ضعیف، خام و زود خنثی شد. شاید یکی از عوامل اصلی که «اسرائیل» و آمریکا را بهسوی آتشبس کشاند، همین واقعیت بود که فهمیدند قمار داخلی نهتنها شکست خورد، بلکه شدیداً ضد نتیجه داد.
مردم، نه برای تغییر نظام، بلکه برای کرامت ملی برخاستند. و این، قویترین سلاح ایران بود؛ قویتر از هر موشک.
📑برشی از گفت و گو با المیادین
متن کامل انگلیسی در سایت المیادین
متن کامل فارسی در سایت حکمران
@syjebraily
هدایت شده از باشگاه خبرنگاران جوان
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 منعی برای خرید و فروش متری مسکن در بورس از منظر فقهی نیست
🔹غلامرضا مصباحی مقدم رئيس کمیته فقهی سازمان بورس: بحث امکان فروش متری مسکن از مباحث قدیمی ماست؛ پیشنهادی که از سمت سازمان بورس و بورس کالا بدست ما رسید مورد بحث و بررسی قرار گرفت و کمیته فقهی بورس با خرید و فروش مسکن به صورت متری موافقت کرده است و از این جهت برای آن منعی نمیبینیم اگر نیاز به بازنگری و تکمیل هم باشد آمادگی داریم.
🆔 @YjcNewsChannel
مسکن روی میز بورس: از حق زیست تا کالای سوداگرانه
سیاست «فروش متری مسکن» که اخیراً از سوی مسئولان بازار سرمایه مطرح و توسط کمیته فقهی بورس مورد تأیید قرار گرفت، در ظاهر اقدامی نوآورانه برای تسهیل دسترسی اقشار کمدرآمد به بازار مسکن به نظر میرسد. اما این سیاست، در بطن خود، در ادامه منطقی است که بر اساس اصول مکتب نئولیبرالیسم، هر جنبهای از زندگی اجتماعی را به کالایی قابل مبادله در بازار تبدیل میکند. بر اساس این منطق، مسکن دیگر نه بهمثابه یک حق اجتماعی و ضرورت انسانی، بلکه بهعنوان ابزاری برای سرمایهگذاری و سودآوری در قالب دارایی مالی دیده میشود. چنین نگاهی، عملاً مسیر را برای تعمیق پدیده مالیسازی مسکن هموار میسازد؛ روندی که در آن واحدهای مسکونی نه برای سکونت که برای سوداگری، حفظ ارزش پول و بازدهی سرمایه تولید و مبادله میشوند.
در این چارچوب، فروش متری مسکن بهعنوان ابزاری برای جذب سرمایههای خرد و ورود آنها به بازار بورس، اگرچه بهظاهر با هدف مشارکت عمومی در بازار ملک طراحی شده، اما در عمل واجد آثار ویرانگری است. نخست آنکه این سیاست با گسترش منطق سوداگری، باعث تشویق دلالی در بازار مسکن میشود، بیآنکه به تولید/تامین واقعی مسکن برای نیازمندان منجر شود. سرمایهگذاران به جای اینکه در فرآیند ساختوساز مشارکت کنند، صرفاً به خرید و فروش اوراق یا سهام متری واحدهای مسکونی در بازار ثانویه روی میآورند؛ اقدامی که تنها منجر به افزایش حبابی قیمت زمین و ملک خواهد شد. از سوی دیگر، چنین مدلی عملاً امکان تملک کامل مسکن را برای طبقات فرودست به تعویق میاندازد و آن را به هدفی دور از دسترس بدل میسازد؛ چه، این مستضعفین، در غیاب حمایتهای دولتی، قادر به انباشت تدریجی متراژ مؤثر برای سکونت نخواهند بود.
افزون بر این، ورود مسکن به بورس و تبدیل آن به اوراق متری، مسکن را در معرض نوسانات بازارهای مالی قرار خواهد داد. به این ترتیب، بیثباتی بازارهای بورس، بحرانهای پولی یا سیاستهای پولی و بانکی میتوانند مستقیماً بر بازار مسکن تأثیرگذار باشند و خانوارها را در معرض ریسکهای تازهای قرار دهند. این در حالی است که مسکن، به دلیل نقش حیاتیاش در زندگی مردم، میبایست از منطق نوسانی و سوداگرانه بازار سرمایه مصون بماند. در واقع، حق مسکن - مصرح در اصل ۴۳ قانون اساسی- یک حق بنیادین است و سیاستهایی که آن را در بستر بورس و دلالی بازتعریف میکنند، به شکل پنهان یا آشکار، در تضاد با عدالت اجتماعی و اهداف متعالی انقلاب اسلامی قرار دارند.
بنابراین، هرچند فروش متری مسکن از منظر فقهی ممکن است فاقد منع باشد، اما این بدان معنا نیست که از منظر سیاستگذاری عمومی، عدالت اجتماعی و اهداف انسانی مشروعیت دارد. فقدان نگاه ساختاری به مفهوم «حق بر مسکن» و واگذاری آن به سازوکارهای بازار، نشانه دیگری از سلطه منطق نئولیبرالی بر تصمیمگیریهای اقتصادی در کشور است. مسکن باید در زمره کالاهای عمومی باقی بماند؛ نه ابزار سفتهبازی در بورس و نه موضوع عرضه متری بر اساس قواعد سود و بازده.
ایده «زیستشهر مولد» -که جمعی از نخبگان کشور سالهاست روی آن مطالعه کردهاند- پاسخی نوین، بومی و راهبردی به بحرانهای ناشی از نئولیبرالیسم شهری و کالاییسازی حیات شهری است. در این چشمانداز، شهر نه صرفاً بهعنوان فضایی برای مصرف و انباشت سرمایه، بلکه بهمثابه بستری برای زیست معنادار، کار خلاق، و بازتولید اجتماعی تعریف میشود. برخلاف منطق شهرهای نئولیبرال که مردم را به مصرفکنندگان غیرفعال خدمات، کالاها و حتی فضا تقلیل میدهد، «زیستشهر مولد» میکوشد خانوار را به هستهای مولد، خلاق و مستقل از نظامهای متمرکز و پرهزینه تبدیل کند. در پرتو تحولات فناورانه معاصر، امکان تحقق این چشمانداز بیش از هر زمان دیگر فراهم شده است. فناوریهای نوین، این ظرفیت را دارند که فرآیندهای تولید را فشرده، ابزارآلات را کوچک، و مکان تولید را به درون خانهها انتقال دهند. در چنین الگویی، واحد مسکونی صرفاً محل خواب و مصرف نیست، بلکه به سلول مولد اقتصادی، آموزشی و فناورانه بدل میشود؛ خانهای که در آن خانوادهها میتوانند در مقیاس کوچک، تولید کالا و خدمات را آغاز کنند، از خودکفایی نسبی برخوردار شوند و حتی وارد شبکههای محلی مبادله و تعاون شوند.
طبعا، تحقق «خانه مولد» مستلزم مجموعهای از بازنگریهای ساختاری در سیاستگذاری شهری و اقتصادی است. نخستین گام این است که باید در الگوی شهرسازی عمودی، گرانقیمت و وابسته به نظام بازار بازاندیشی شود و بهجای آن، الگوی گسترش افقی شهرها با واگذاری زمینهای ارزان و زیرساختدار به خانوارها مدنظر قرار گیرد.
انشاءالله در اینباره بیشتر خواهیم گفت...
@syjebraily
هدایت شده از افق آلنی
🔺️ویژه مراسم بزرگداشت شهدای اقتدار و بررسی ابعاد و تحلیل جنگ ۱۲روزه
✅️ باحضور دکتر سیدیاسر جبرائیلی (سخنران و تحلیلگر ارشد کشوری و بینالمللی)
💢 پنجشنبه (امشب) ۲۶تیر
💢 بعد از نماز مغرب و عشا
▫️مسجد حضرت ولیعصر مشگینشهر (محل کهنه بازار)
#تعجیلدرفرجمولاصلوات
#لبیک_یا_رسول_الله
🇮🇷افق آلنی
┏━━ °.🖌•°━━┓
💠@ofoghalni
┗━━ °•🔻•°━━┛
قیمت بهمثابه تعادل؟ نقدی راهبردی بر تقلیل اقتصاد به سیگنال بازار
وزیر اقتصاد دولت چهاردهم گفته است «قیمت، تنها شاخص برای رسیدن به تعادل است».
این اظهارنظر در ظاهر یک بیان فنی و اقتصادی ساده بهنظر میرسد، اما در واقع، حامل یک جهانبینی خاص و خطرناک است که ریشه در تفکر نئولیبرال مکتب شیکاگو دارد. چنین باوری، اقتصاد را از یک نظام پیچیده اجتماعی، سیاسی و نهادی به یک شبکه ساده از سیگنالهای قیمتی تقلیل میدهد. این دیدگاه، نه تنها از نظر علمی قابل نقد است، بلکه از منظر سیاستگذاری، امنیت ملی و مشروعیت نظام سیاسی نیز پیامدهای عمیق و بعضاً جبرانناپذیری بههمراه دارد.
در سطح معرفتشناختی، این گزاره بر مفروضاتی متکی است که در جهان واقعی مصداق ندارند. فرض عقلانیت کامل، اطلاعات متقارن، رقابت کامل و فقدان رانت و انحصار، زیربنای چنین تفکری است؛ اما در عمل، اقتصاد یک کشور با ساختارهای رانتی، نابرابری اطلاعاتی، بازیگران فاسد و دسترسی نابرابر فعالان به فرصتها روبرو است. در چنین شرایطی، قیمت بازتابدهنده تعادل نیست، بلکه منعکسکننده سلطه، نابرابری و بازی قدرت است. لذا تصمیمگیری صرف بر اساس قیمت، نه به تعادل، بلکه به تشدید بحران منجر میشود.
رویکرد نئولیبرال، با تقلیل مدیریت اقتصاد به سیگنال قیمت، نقش نهادها و سیاستگذار را به حاشیه میراند. اگر قیمت تنها شاخص تعادل باشد، دیگر نیازی به اعمال مدیریت دولت، اتخاذ سیاستهای حمایتی، برنامهریزی برای پیشرفت و تدوین سیاست صنعتی یا حتی عدالت بازتوزیعی نیست. در این نگاه، دولت به ناظری بیاختیار و جامعه به بازاری بیوجدان فروکاسته میشود. این نوع تفکر، سیاستگذار را از ابزارهای مشروع برای حمایت از مستضعفین، ایجاد فرصتهای برابر برای آحاد مردم جهت بهرهمندی از منابع عمومی، تأمین امنیت غذایی، و مداخله در بازارهای راهبردی محروم میکند و در عمل، درِ اقتصاد را بهروی سوداگری، سلطه شرکتهای بزرگ ملی و فراملی، و البته بحرانهای ساختاری باز میگذارد.
در سطح راهبردی، پذیرش این ایده معادل با تسلیم اراده ملی در برابر نیروهای کور بازار جهانی است. در جهانی که اقتصاد، بیش از هر زمان دیگری، میدان جنگ قدرتها، تحریمها و بیثباتیهاست، تکیه بر مکانیسم خودتنظیمگر قیمتها، بهمثابه نوعی «خلع سلاح اقتصادی» است. کشوری که سیاستگذار اقتصادی آن صرفاً به قیمتها نگاه میکند، در برابر شوکهای ارزی، بحران انرژی، تحریمها، یا احتکار و سوداگری بیپناه میماند. چنین کشوری بلاتردید توان چانهزنی راهبردی، طراحی سیاست مقاومتی یا مهندسی فرصتهای ملی را از دست میدهد.
از منظر اجتماعی نیز تبعات این تفکر فاجعهبار است. وقتی قیمتها بدون اعمال مدیریت دولت تعیینکننده تخصیص منابع شوند، دسترسی به کالاها و خدمات حیاتی نه بر اساس نیاز، بلکه بر اساس قدرت خرید تنظیم میشود. به این ترتیب، آموزش، درمان، مسکن، انرژی و حتی نان و آب، برای بخشهایی از جامعه غیرقابل دسترس میشود. نابرابریهای ساختاری تعمیق مییابد، طبقه متوسط فرسایش مییابد، و خشم اجتماعی انباشته میشود. تجربه کشورهایی که با نسخههای نئولیبرالی و رهاسازی قیمتها مواجه شدند – از آمریکای لاتین دهه ۱۹۸۰ گرفته تا خاورمیانه پس از دهه ۲۰۰۰ – نشان میدهد که چنین سیاستهایی مستقیماً به بیثباتی، شورشهای شهری، اعتراضات تودهای و سقوط مشروعیت منجر میشود.
در نهایت، باید گفت که دیدگاه وزیر اقتصاد دولت چهاردهم نه تنها خطای تحلیلی دارد، بلکه در سطح حکمرانی نیز ضدملی و غیراستراتژیک است. تعادل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نیازمند فهمی جامع، چندبعدی و عدالتمحور است. نه قیمت، بلکه ترکیب عقلانیت سیاستگذار، نقش نهادها، منافع ملی و ارزشهای اجتماعی باید راهنمای عمل باشد. کشوری که تعادل را به قیمت واگذار کند، خیلی زود همه چیز را به بازار میسپارد؛ از اقتصاد تا امنیت، از عدالت تا مشروعیت.
این موضع وزیر اقتصاد البته برای اهل نظر مایه تعجب نیست. کاملا طبیعی است که یک دانشآموخته مکتب شیکاگو، چنین بیندیشد و مطابق این اندیشه، عمل نماید...
@syjebraily
هدایت شده از حکمران
🟠 موضوع اغراقآميز نیست؛ اگر کمکها ظرف ۴۸ ساعت وارد نشود، و در صدر آن شیر خشک کودکان و آرد نباشد، خودتان را برای بزرگترین جنایت مرگ جمعی در تاریخ آماده کنید!
🔹ما هفتههاست که با گرسنگی زندگی میکنیم و همه دچار سوءتغذیه شدید شدهایم. بدنهای ما آمادگی ندارند و دیگر توان تحمل دو روز بیغذایی کامل را ندارند!
🔸بدنهای ما پیشاپیش نحیفاند؛ بیش از یکسالونیم است که در محرومیت بهسر میبریم و دو ماه و نیم گذشته را در شرایط نیمهقحطی گذراندیم؛ در این مدت فقط حداقل نان بدون هیچ ماده غذایی دیگری خوردیم!
🔹اکنون هیچ چیز برای خوردن باقی نمانده!
هیچ چیز، به تمام معنای کلمه!
🔸من خودم بهشدت احساس ضعف دارم، با اینکه پول دارم اما امروز ساعتها گشتم و چیزی برای خوردن پیدا نکردم.
اما برای کودکان... کفن آماده کنید!
🔹به دنیا اعلام کنید:
غزه گرسنه است و سختترین مرحله جنگ را پشت سر میگذارد.
✍🏻احمد وائل حمدان (خبرنگار اهل غزه)
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
إِذا الشَّعْبُ يوماً أرادَ المماةَ
فلا بُدَّ أنْ يَسْتَجيبَ القدرْ
@syjebraily
هدایت شده از مرکز مطالعات پیشرفت عماد
تحقق حضور مردم در جنگ تحمیلی اقتصادی
مرکز مطالعات پیشرفت عماد (راوی حقایق اقتصاد ایران) :
https://eitaa.com/emaadcenter
دکتر احمد توکلی از معدود شخصیتهایی بود که در دولت آقای احمدی نژاد در برابر پروژه جهانی سازی و دلاری سازی قیمتها به مخالفت برخاست و انذار داد.
اگر آن روز صدای ایشان شنیده میشد امروز ملت ایران گرفتار پدیدهی شوم هزینهی دلاری و درآمد ریالی نبود.
دلاریزه کردن اقتصاد ایران پروژهای بود که توسط اقتصاددانان نئولیبرال مانند آقای مسعود نیلی طراحی شد و در قالب وعده یارانه ۵۰ هزار تومانی به عنوان شعار انتخاباتی آقای مهدی کروبی در سال ۸۴ استفاده شد اما رقیب انتخاباتی آقای کروبی یعنی آقای دکتر احمدی نژاد این سیاست را اجرا کرد و از آن روز تاکنون ریل اقتصاد ایران تغییری نکرده است. اگر بتوان برای وضع امروز اقتصاد ایران دلایلی برشمرد بیشک نخستین دلیل با فاصله زیاد همین سیاست غلط است.
سیستم به جای اینکه صدای احمد توکلی را بشنود، یا حداقل با کسب تجربه از مسیر غلطی که رفته درس بیاموزد و سیاستها را تغییر دهد، توکلی و توکلیها را حذف و منزوی کرد.
پس از رفتن دکتر پرویز داوودی و دکتر احمد توکلی، مجمع تشخیص مصلحت نظام اینک بیش از پیش در چهارچوب تفکر حاکم، یک دست شده است.
این ضایعه را به تمامی عدالتخواهان کشور و خانواده محترم ایشان تسلیت عرض میکنم.
@syjebraily
هدایت شده از KHAMENEI.IR
👈 هفت تکلیف راهبردی
📢 پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت اربعین شهادت جمعی از هممیهنان، سرداران با کفایت نظامی و دانشمندان برجستهی هستهای به شرح زیر منتشر شد.
🖼 بسم الله الرّحمن الرّحیم
✏️ ملت سرافراز ایران!
✏️ چهلمین روز شهادت جمعی از هممیهنان عزیزمان، که در میان آنان سرداران با کفایت نظامی و دانشمندان برجستهی هستهئی بودند، فرا رسید. این ضربه را گروه حاکم خبیث و جنایتکار صهیونی که دشمن رذل و عنود ملت ایران است وارد آورد. بیشک فقدان فرماندهانی چون شهیدان باقری و سلامی و رشید و حاجیزاده و شادمانی و دیگر نظامیان، و دانشمندانی چون شهیدان طهرانچی و عباسی و دیگر دانشمندان، برای هر ملتی سنگین است. اما دشمن ابله و کوتهبین به هدف خود نرسید. آینده نشان خواهد داد که هر دو حرکت نظامی و علمی شتابندهتر از گذشته به سمت افقهای بلند پیش خواهد رفت انشاءالله.
✏️شهیدان ما خود راهی را برگزیده بودند که گمان دستیابی به مرتبهی والای شهادت در آن کم نبود و سرانجام به آنچه آرزوی همهی فداکاران است رسیدند؛ بر آنان گوارا باد؛ امّا ناگواری آن برای ملت ایران بویژه خانوادههای شهیدان و بویژه کسانی که آنان را از نزدیک میشناختند سخت و تلخ و سنگین است.
✏️در این حادثه نقاط درخشانی را نیز بروشنی میتوان دید. اولاً تحمل و صبوری و استحکام روحیهی بازماندگان که در نوع خود جز در تحولات جمهوری اسلامی ایران دیده نشده است. ثانیاً استقامت و ثبات دستگاههای زیر امر شهیدان، که نگذاشتند این ضربهی سنگین، فرصتها را سلب و در حرکت آنان وقفه ایجاد کند. و ثالثاً شکوهِ پایداریِ معجزه آسای ملت ایران که در اتحاد و استحکام روحی و عزم راسخ آنان بر ایستادگیِ یکپارچه در میدان به ظهور رسید. ایران اسلامی در این حادثه یک بار دیگر استواریِ بنیان خود را نشان داد. دشمنان ایران آهن سرد میکوبند.
✏️ایران اسلامی به توفیق الهی روز به روز قویتر خواهد شد باذن الله.
✏️مهم آن است که ما از این حقیقت، و از تکلیفی که از سوی آن بر دوش ماست غفلت نکنیم.
▫️حفظ اتحاد ملی وظیفهی یکایک ما است.
▫️شتاب لازم در پیشرفت دانش و فناوری در همهی بخشها وظیفهی نخبگان علمی است.
▫️حفظ عزت و آبروی کشور و ملت، تکلیف بی اغماض گویندگان و قلمزنان است.
▫️مجهز کردن روزافزون کشور با ابزارهای حراست از امنیت و استقلال ملی، وظیفهی فرماندهان نظامی است.
▫️جدیت و پیگیری و به نتیجه رساندن کارهای کشور وظیفهی همهی دستگاههای مسئول اجرائی است.
▫️هدایت معنوی و نورانی کردن دلها و توصیه به صبر و سکینه و ثبات مردمی وظیفهی حضرات روحانی است.
▫️و حفظ شور و شوق و شعور انقلابی وظیفهی یکایک ما و بویژه جوانان است. خدای عزیز رحیم همگان را موفق بدارد.
✏️درود بر ملت ایران و سلام بر جوانان شهید، بر بانوان و کودکان شهید، و بر همهی شهیدان و داغداران آنان.
والسلام علیکم و رحمةالله
✍ سیّدعلی خامنهای
۳ مرداد ۱۴۰۴
💻 Farsi.Khamenei.ir