eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
55.8هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1هزار ویدیو
91 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
یک پزشک در توئیتی نوشته است: «مملکت پیشرفت نمیکنه چون افرادی که دنبال «خدمات رایگان» هستن، زیادن! چی میشه که یکی فکر میکنه درمان رایگان حقشه؟» حتی اگر چشم بر فلسفه تاسیس حکومت اسلامی و وظایف و ماموریت‌های آن ببندیم، تبدیل «حقوق اجتماعی» به «کالای بازاری»، که رهاورد گفتمان نئولیبرال است، با فلسفه دولت مدرن نیز در تضاد است. در سنت اندیشه سیاسی، از ارسطو تا روسو و از هابز تا رالز، یکی از وظایف اصلی دولت، تأمین خیر عمومی و تضمین عدالت اجتماعی بوده است. دولت مدرن بر اساس قرارداد اجتماعی مشروعیت می‌یابد، و بخشی از این قرارداد، تأمین حقوق ابتدایی برای مردم است؛ از جمله حق حیات، سلامت، آموزش و امنیت. این است که درمان رایگان، یک لطف دولتی نیست، تجلی وظیفه بنیادی دولت است. این پرسش که «چرا کسی فکر می‌کند درمان حق اوست؟» معادل آن است که بپرسیم «چرا کسی فکر می‌کند زنده ماندن حق اوست؟» مع‌الاسف از دهه‌ی ۱۹۸۰ به این‌سو، با سلطه گفتمان نئولیبرال، دولت به‌عنوان تأمین‌کننده رفاه اجتماعی به حاشیه رانده شد و جای خود را به بازار سپرد. این گفتمان، پیشرفت را صرفاً در رشد عددی GDP خلاصه می‌کند و نقش عدالت اجتماعی، برابری فرصت‌ها و رفاه همگانی را نادیده می‌گیرد. لکن شواهد تجربی جهانی نشان می‌دهد که کشورهای توسعه‌یافته نه با حذف خدمات عمومی، بلکه با گسترش خدمات همگانی، به‌ویژه در بهداشت و آموزش، به پیشرفت پایدار رسیده‌اند. کشورهای اسکاندیناوی، آلمان، کانادا و حتی ژاپن، همگی الگوهایی از سیستم درمانی عمومی هستند که نه‌تنها مانع رشد نشده‌اند، بلکه سرمایه انسانی را تقویت کرده و بهره‌وری را افزایش داده‌اند. بنابراین، این ادعا که «درمان رایگان مانع پیشرفت است»، با شواهد تجربی تناقض دارد. نئولیبرالیسم، خدمات درمانی را مانند هر کالای بازارپایه دیگری می‌بیند: چیزی که باید خریده شود، نه حقی که باید تأمین شود. اما این نگاه، دو اشکال اساسی دارد: نخست اینکه سلامت یک نیاز پایه‌ای است؛ کسی که درگیر بیماری سخت می‌شود، در موقعیتی نیست که بتواند انتخاب آگاهانه اقتصادی داشته باشد یا چانه‌زنی کند. بنابراین، بازار در این زمینه ناکارآمد است. ثانیاً، درمان نه فقط به نفع فرد بیمار، بلکه به نفع جامعه است؛ جلوگیری از شیوع بیماری‌ها، افزایش بهره‌وری نیروی کار، کاهش فقر ساختاری و کاهش هزینه‌های بلندمدت اجتماعی، همگی پیامدهای یک سیستم درمانی رایگان و عادلانه هستند. آنچه مانع پیشرفت است، نه هزینه‌کرد دولت برای درمان رایگان، بلکه نابرابری فزاینده و تمرکز ثروت در دست اقلیت است. این وارونه‌سازی مسئولیت و نسبت دادن عدم پیشرفت به «انتظارات مردم»، ویژگی رایج گفتمان‌های ضدعدالت اجتماعی است: به‌جای اصلاح سیستم توزیع ثروت و تأمین حقوق اجتماعی، مردم را برای خواست‌های مشروعشان سرزنش می‌کنند. درحالی‌که در بسیاری از موارد، همین طبقات محروم، بار اصلی نظام مالیاتی و هزینه‌های تورمی را نیز به دوش می‌کشند، و تنها دستاورد ملموس‌شان باید دسترسی به درمان رایگان باشد. درمان رایگان، یک امتیاز نامشروع برای «مردم تنبل» نیست، بلکه مؤلفه‌ای حیاتی از توسعه انسانی، سرمایه اجتماعی، عدالت و کارآمدی دولت است. نئولیبرالیسم، با تبدیل حق به کالا، هم مشروعیت دولت را تهدید می‌کند و هم زمینه‌ساز بحران‌های اجتماعی و اقتصادی می‌شود. باید به کسانی که مدام می‌پرسند چرا مبارزه با نئولیبرالیسم را به عرصه عمومی کشیده‌اید، امثال این توئیت را به عنوان شاهدی بر این مدعا نشان داد که نئولیبرالیسم در عمق جان لایه‌های مختلف جامعه نفوذ کرده و تا نتوانیم این آلودگی را از قلوب و اذهان جامعه پاک کنیم، کنار زدن آن از سپهر سیاست محال است. @syjebraily
اربعین، صرفا یک مناسک آیینی نیست؛ یک آزمون تمدنی است. بازنمایی یک «جهانِ ممکن» است که با منطق بازار تنظیم نمی‌شود، با منطق محبت، اخوت و ایثار سامان می‌یابد. اربعین، سرزمین رویاست، اما نه یک رویای خیالی؛ واقعیتی است که سالانه میلیون‌ها انسان در آن نفس می‌کشند، راه می‌پیمایند، می‌بخشند، و برادروار زیست می‌کنند. اربعین جایی است که در آن، سود معیار ارزش نیست؛ ایثار، قانون زندگی است. اربعین، قیامی تمدنی علیه مدرنیته‌ای است که انسان را به کالا و روابط انسانی را به قرارداد خرید و فروش تقلیل داده است. اینجا، خدمت نه خریدنی است و نه فروختنی؛ بلکه به‌زور عشق عرضه می‌شود. صاحبان نان و آب و موکب، خواهش می‌کنند تا رهگذران گرسنه و خسته و غریب، لحظه‌ای مهمانشان شوند. اربعین، قیام انسانیت علیه نئولیبرالیسم است. در جهانی که سرمایه‌داری همه چیز را به کالا بدل کرده است، اربعین، اراده معکوس انسان است برای بازپس‌گیری کرامتش، برای شکستن طلسم شیءشدگی، برای بازسازی رابطه‌ها بر مدار انسانیت. اینجا مناسبات استئثار در هم شکسته است. این جامعه، بر ایثار استوار است. ایثار، نه به‌معنای صدقه ثروتمند به فقیر، بلکه به‌مثابه پیمان انسانیِ برادری است که رنج برادرش را رنج خود می‌بیند. در این الگوی تمدنی، رفاه و پیشرفت، نه در تولید بیشتر، بلکه در مصرف آگاهانه‌تر، نه در انباشت سرمایه، بلکه در توزیع عدالت‌محور نعمت، معنا می‌یابد. در این‌جا، «رشد» معادل افزایش تولید ناخالص ملی نیست، بلکه معادل کاهش دردهای خالص انسانی است. «پیشرفت»، به‌معنای توانایی زیستن با دیگران، برای دیگران، و از دل دیگران است؛ نه رقابت برای حذف دیگری. اربعین، همان لحظه‌ای است که جامعه سرمایه‌دارانه با یک زیستِ آلترناتیو به چالش کشیده می‌شود. در این جهان، تو غریب نیستی، چون در هر موکبی، برادری داری. گرسنه نیستی، چون گمنامی تو را اطعام می‌کند. بی‌پناه نیستی، چون درها پیش از آن‌که بخواهی، به سویت گشوده می‌شوند. در دنیای آینده، اگر قرار است نجاتی باشد، نه از دل رقابت بی‌پایان بازار خواهد آمد، و نه از دل دولت‌های رفاه سرد و بروکراتیک. بلکه از چنین جوامعی خواهد آمد؛ از اربعین. اربعین، مدینه‌النبی نیست، اما تمهید آن است. اربعین، حکومت عدل جهانی نیست، اما تمرین جهانی عدالت است؛ و هر سال، میلیون‌ها انسان، در این تمرین مشارکت می‌کنند؛ با پای پیاده، با دل شکسته، با امیدی بزرگ... أَتَرَانا نَحُفُّ بِكَ وَأَنْتَ تَؤُمُّ الْمَلَأَ وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً؟ @syjebraily
نام سقوط ارزش پول ملی را «بازدهی» گذاشته‌اند و با افتخار از آن «دستاورد» هم می‌سازند! البته برای الیگارشی دلاردار و دلاری‌فروش، گرانی ارز نه بحران که عین سودآوری است؛ هرچه سفره مردم کوچک‌تر، جیب آن‌ها پُرتر. @syjebraily
یک ایرانی ساکن هلند در توئیتی که چندصد هزار بازدید داشت، نوشت: اگر بچه دارید از بودنش لذت ببرید، وگرنه بدانید بچه زندگی را نابود می‌کند. این توئیت، تصویری فشرده از تجربه‌ای فراگیر است: در جهان سرمایه‌دارانه، فرزند و خانواده نه «رحمت»، که اغلب «زحمت» و «هزینه» به نظر می‌رسند. ریشه‌اش در دگرگونی‌ای است که اقتصاد را از روابط اجتماعی بیرون کشید؛ کار از خانه و ده و محله جدا و در کارخانه‌ها و دفاتر متمرکز شد، و زیست‌بوم «مراقبت، تربیت و خویشاوندی» به بازار و دولت واگذار گشت. پیش‌تر، واحد کار و زندگی یکی بود: خانه–کارگاه–مزرعه. در چنین نظمی، «خانواده گسترده» ستون فقرات تولید بود؛ خویشاوندانی که با تقسیم‌کار نسلی و همیاری روزمره، هم کالا می‌ساختند و هم انسان. فرزند نه مصرف‌کننده‌ای هزینه‌زا که سرمایه‌ای عاطفی-تولیدی بود. با گذار از اجتماع گرم به جامعه سرد، پیوندهای یاریگر خویشاوندی فروپاشید و «فردِ تک‌افتاده» مجبور شد همه‌چیز را از بازار بخرد. سرمایه‌داری این پیوند را از دو سو برید: نخست با تبدیل کار خانوادگی به کارمزدی بیرون از خانه، والدین را از کودک جدا و مراقبت را کالایی کمیاب کرد؛ دوم با الگوی زیست آپارتمانی و شهرهای متراکم، خانواده را از شبکه‌های خویشاوندی و همسایگی منفصل ساخت. شهر مدرن وقتی با منطق کارایی، ترافیک و برج اداره می‌شود، «فضای میان‌نسلی مراقبت» را خرد و انسان را در واحدهای کوچک محصور می‌کند؛ در نتیجه، هزینه بچه‌داری مستقیم (مسکن، مهدکودک، آموزش) و غیرمستقیم (زمانِ ازدست‌رفته، فرسودگی روانی) جهش می‌کند. وقتی تولید از خانه جدا شد، نقش اقتصادی کودک و سالمند محو و کفاف زندگی یک نسل تنها با فروش زمان نسل دیگر ممکن گشت. نتیجه برای فرهنگ خانواده روشن است: وقتی زمان والدین «کالا» و شبکه‌های حمایتی خویشاوندی «ناموجود» می‌شود، فرزند به «ریسک مالی» بدل می‌گردد. مدرسه، درمان، تفریح و تردد پولی‌اند، مسکن تنگ و گران است، همسایگی قابل‌اعتماد نایاب. هرچه خصوصی و منفردتر می‌شویم، ظرفیت کنش جمعی و مراقبت اشتراکی را بیشتر از دست می‌دهیم. در این نظم، توصیه‌های اخلاقی-عاطفی درباره فرزندآوری، هرقدر صادقانه، در برابر محاسبه‌ سرد بودجه و زمان رنگ می‌بازد. سرمایه‌داری نه از «نفرت از خانواده»، بلکه بر اثر منطق انباشت و کالایی‌سازی، شبکه‌های خانوادگی را که زمانی هزینه مراقبت را اجتماعی می‌کرد، شخم زده است؛ انتقال کار به بازار، همان‌قدر که GDP را می‌افزاید، معنا و فراغت و فرزند را «گران» می‌کند. برای رهایی از این وضع، باید تولید را در جغرافیای مشترک احیا کرد. اگر خانه، کارگاه و مزرعه در یک پهنه باشند، سه اتفاق می‌افتد: حذف زمان رفت‌وآمد و حضور والدین در کنار فرزند؛ احیای تقسیم‌کار نسلی و نقش پدربزرگ‌ها و خاله‌ها؛ قرار گرفتن کودک در معرض «یادگیری مشارکتی» و حضور در تولید متناسب با سن. این یعنی بازگرداندن تولید به بستر روابط واقعی، نه مصرف صرف. چنین الگویی اگر با حقوق عرفی زمین، دسترسی به منابع مشترک، اعتبار تعاونی و فناوری‌های سبک ترکیب شود، می‌تواند درآمد چندشاخه بسازد و ریسک معیشت را کاهش دهد؛ همان سازوکاری که در «خانه–کارگاه»‌های پیشاصنعتی کار می‌کرد، اما این‌بار با تکنولوژی امروز. چنین چرخشی صرفاً اخلاقی یا فرهنگی نیست و بدون دگرگونی نهادی پیش نمی‌رود. مالکیت خرد اما پایدار زمین، حقوق جمعی بهره‌برداری از انفال، رژیم‌های حمایتی بیمه و آموزش روستایی–کارگاهی، و به رسمیت شناختن «تعاونِ خویشاوندی» در نظام حقوقی، پیش‌شرط‌های آن است. نقد سرمایه‌داری نئولیبرال اگر به نسخه‌ای عملی نینجامد، حسرتی رمانتیک می‌شود. اما تجربه‌های کوچک زراعی–کارگاهی امروز نشان می‌دهد می‌توان با ترکیب ابزار سبک، انرژی پراکنده و دانش بومی، تولید را از اسارت کارخانه‌های عظیم آزاد و دوباره در شعاع خانه نشاند؛ جایی که فرزند «رحمت» است، چون حضورش «بهزیستی عاطفی» و «بهره‌وری خانواده» را هم‌زمان می‌افزاید. در این افق، ازدواج و فرزندآوری نه سلب آسایش فرد، که بازآفرینی آسایش جمع است؛ آسایشی که از هم‌افزایی کار و زندگی و محبت می‌روید، نه از جدایی آنها. کربلای معلی- ۱۸ مرداد ۱۴۰۴ @syjebraily
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برادر عزیزمان سردار حمیدرضا مقدم‌فر مشاور فرمانده کل «سپاه» فرموده که یک فکری در «نظام» ایجاد شده بود که ما مدیرانی داریم که ظرفیت اداره کشور را دارند و یکی از اولین گزینه‌هایی که به فکر «همه» می‌رسید آقای طهرانچی بود و در خیلی از «محافل» این بحث بود. این فرمایشات، فارغ از اینکه پرده‌برداری از نحوه چینش سیاسی کشور است، استهزای جمهوریت و اهانت به سپاه است. تجربه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه بیش از پیش این ضرورت را آشکار ساخت که دستگاه نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی نیاز به یک بازمهندسی اساسی دارد و یکی از شقوق مهم این بازمهندسی و بلکه مقدمه آن، خروج این نهادها از رقابت‌های سیاسی و فعالیت‌های اقتصادی است. @syjebraily
هدایت شده از حکمران
🔴 شماره جدید «حکمران» منتشر شد 💰 ارزش ریال به‌مثابه حق‌الناس | حجت‌الاسلام حسین مهدیزاده ▪️ مقدمه‌ای بر تبیین ارزش پول ملی در چارچوب دستگاه فقاهت؛ نقد سپردن ارزش‌گذاری پول ملی به بازار و پیامدهای آن. 🛰️ ارزیابی جنگ تحمیلی ۱۲روزه | گفت‌وگوی اختصاصی با دکتر فواد ایزدی ▪️ برخی مسئولان هنوز عمق فاجعه را درک نکرده‌اند. ▪️ اصرار بر تحلیل‌های نادرست، تنها ما را در معرض حملات بعدی قرار خواهد داد. ▪️ باید بین حفظ ابهام و اعلام واقعیت برای حفظ اعتبار نظام تعادل برقرار کنیم. ⚖️ ابعاد حقوقی جنگ ۱۲روزه | گفت‌وگوی ویژه با دکتر هلیا دوطاقی ▪️ در نظام بین‌الملل کنونی، تنها زبان قابل فهم، زبان قدرت است. ▪️ بازنگری در سطح همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یک اقدام ضروری است. ▪️ اگر موشک‌های ایران به اهداف خود نمی‌رسیدند، هیچ نهاد بین‌المللی حاضر نبود از حقوق ایران دفاع کند. 🌍 راهبرد غرب در منطقه | گفت‌وگو با دکتر یعقوب توکلی ▪️ استراتژی اصلی غرب، کوچک‌سازی دولت‌های منطقه است؛ تحلیل تحولات اخیر سوریه. نسخه PDF را از لینک زیر تهیه فرمایید: https://zarinp.al/736514
هدایت شده از بیداری ملت
پشت‌پرده لفظ "بازدهی" برای سقوط ارزش پول ملی در رسانه‌ها را از زبان دکتر جبرائیلی بشنوید... 🔴 👇 @bidariymelat
آنچه درباره سوریه نگفتند- 1 فرمان شماره 28 و تاسیس بانک های خصوصی با آغاز حکومت بشار اسد در سال ۲۰۰۰، سیاست آزادسازی و خصوصی‌سازی در بخش بانکداری رسماً کلید خورد. با صدور فرمان ۲۸ در سال ۲۰۰۱ اجازه تأسیس بانک‌های خصوصی داده شد و سپس بانک‌های اسلامی (۲۰۰۵)، بانک‌های سرمایه‌گذاری (۲۰۰۷) و بانک‌های خرد (۲۰۱۰) شکل گرفتند. این اقدامات، همراه با قانون ۲۴ (۲۰۰۶) برای ورود مؤسسات مالی غیر‌بانکی، عملاً ساختار بانکی سوریه را از انحصار دولتی خارج کرد. تا ۲۰۱۰ تعداد بانک‌های خصوصی به ۱۴ مورد رسید که همه دارای سهام‌داران عمده از میان بازرگانان نزدیک به حکومت و نهادهای عمومی بودند. این اصلاحات به طبقه تجاری–بورژوازی اجازه داد سرمایه‌های خود را به‌صورت رسمی و به‌راحتی به خارج منتقل کنند. سال 2010 با هدف جذب سرمایه خارجی، سقف مالکیت سهام‌داران خارجی از ۴۹٪ به ۶۰٪ افزایش یافت و تقریباً تمام بانک‌های خصوصی با شرکای استراتژیک خارجی (عمدتاً لبنانی و سپس اردنی و کشورهای حاشیه خلیج فارس) کار می‌کردند. عمده وام‌های بانک‌های خصوصی (حدود ۸۰٪) به تجارت، خدمات و خرید مسکن، خودرو و املاک اختصاص داشت و سهم اندکی به تولید صنعتی یا کشاورزی رسید. در نتیجه، این بخش بیشتر به رشد بازار مصرف و مستغلات دامن زد تا توسعه تولیدی. این آزادسازی بانکی، به تمرکز منابع در دست نخبگان سیاسی–اقتصادی انجامید، در حالی که اکثریت مردم خارج از چرخه منافع این اصلاحات ماندند. نتیجه، تعمیق نابرابری و گسترش شکاف طبقاتی بود. صندوق بین‌المللی پول در گزارش سال 2005 خود اذعان کرد که اصلاحات بانکی سوریه با هدایت این صندوق بوده است. در گزارش سال 2009 صندوق نیز آمده که بانک‌های خصوصی اکنون پیشرو رشد بخش مالی هستند. صندوق از اینکه مقامات سوریه «نرخ‌های بهره تسهیلات بانکی و نرخ‌های سپرده و وام ارزی را به‌طور کامل آزاد کرده‌اند» ابراز خرسندی کرد. @syjebraily
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی گفتیم چرا نرخ بهره بانکی را افزایش می‌دهید، گفتند می‌خواهیم نقدینگی را از بازارهای مختلف جمع‌آوری کرده و در داخل بانک‌ها محصور کنیم تا از این طریق تورم مهار شود. تصورشان گویا این بوده که بانک‌ها چاله‌ای دارند که نقدینگی را جمع‌آوری کرده و آنجا چال می‌کنند! @syjebraily
هدایت شده از حکمران
تعداد ثبت نام کنندگان برای عضویت در حزب تمدن نوین اسلامی از ۱۰ هزار نفر عبور کرد براساس تازه‌ترین آمار دبیرخانه حزب تمدن نوین اسلامی، تاکنون ۱۰,۰۰۶ نفر از سراسر کشور برای عضویت در این حزب ثبت‌نام کرده‌اند. این آمار نشان می‌دهد که استقبال از فرآیند عضویت، گستره‌ای ملی داشته و تمامی استان‌ها در آن مشارکت داشته‌اند. در بین استان‌ها، ثبت‌نام‌ها به این ترتیب بوده است: تهران ۱,۹۷۹ نفر، خراسان رضوی ۹۴۹ نفر، اصفهان ۹۶۸ نفر، قم ۶۴۳ نفر، فارس ۶۰۰ نفر، خوزستان ۵۷۹ نفر، البرز ۴۰۲ نفر، مازندران ۴۰۰ نفر، یزد ۲۶۱ نفر، لرستان ۲۱۵ نفر، همدان ۲۰۷ نفر، آذربایجان شرقی ۲۸۴ نفر، آذربایجان غربی ۱۸۵ نفر، اردبیل ۱۲۱ نفر، بوشهر ۱۷۴ نفر، چهارمحال و بختیاری ۹۳ نفر، خراسان جنوبی ۱۱۴ نفر، خراسان شمالی ۸۳ نفر، زنجان ۱۵۲ نفر، سمنان ۱۰۴ نفر، سیستان و بلوچستان ۵۷ نفر، قزوین ۱۳۳ نفر، کردستان ۵۵ نفر، کرمان ۳۱۷ نفر، کرمانشاه ۱۱۱ نفر، کهگیلویه و بویراحمد ۱۳۵ نفر، گلستان ۱۱۷ نفر، گیلان ۱۷۲ نفر، مرکزی ۱۹۵ نفر و هرمزگان ۱۲۱ نفر. لینک عضویت: https://survey.porsline.ir/s/o0KMV6o حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline