امنیت را قرارداد نمیسازد، قدرت میسازد...
آقای دکتر عباس عراقچی وزیر محترم امور خارجه فرمودهاند: «ایران آماده از سرگیری مذاکرات هستهای با ایالات متحده، مشروط بر دریافت تضمینهای عدم تجاوز است». این سخن، تکرار همان فرمایش جناب آقای تخت روانچی است که «ما طرفدار دیپلماسی و گفتگو هستیم. اما دولت آمریکا باید ما را متقاعد کند که در حین مذاکره از نیروی نظامی استفاده نخواهند کرد».
این دست اظهارات، در ظاهر میتواند بهعنوان یک موضع دیپلماتیک تلقی شود، اما در بنیان خود حامل خطایی راهبردی و نوعی سادهانگاری در درک ماهیت جنگ و دیپلماسی است. این گزارهها بر این پیشفرض استوار است که گویا «تضمین کتبی یک قدرت بزرگ» میتواند امنیت یک کشور مستقل را در برابر اراده جنگی آن قدرت تضمین کند. چنین تصوری نهتنها با تاریخ روابط بینالملل تعارض دارد، بلکه نوعی وارونگی در فهم نسبت میان قدرت، امنیت و معاهده است.
جنگ در ذات خود نه از فقدان قرارداد، بلکه از محاسبه قدرت و منافع زاده میشود. هیچ دولت مهاجمی، صرفاً به این دلیل که سندی را امضا کرده، از اقدام نظامی منصرف نشده است؛ و صفحات تاریخ، گواه بر این حقیقت که تضمینهای مکتوب زمانی که توازن قدرت واقعی بر هم بخورد، هیچ ارزشی ندارند. تضمینهای بوداپست در سال ۱۹۹۴ برای امنیت اوکراین بهروشنی ثابت کرد که قرارداد بدون پشتوانه قدرت، چیزی جز کاغذی بیجان نیست. آمریکا نیز در تاریخ معاصر بارها نشان داده که بهراحتی میتواند توافقات رسمی را کنار بگذارد، همانگونه که با خروج از برجام کرد. حیرتانگیز است که عوامل حیّ و حاضر همان برجام، چنین اظهاراتی بر زبان میرانند. راقم این سطور برای این ادبیات فقط یک کارکرد متصور است و آن، جستن مستمسکی برای تداوم تنها مسیر متصور آقایان برای حل مسائل کشور است.
اگر این فرض را نپذیریم، عمق فاجعه بیشتر میشود. آنگاه باید بگوئیم ریشه این خطای راهبردی در عدم درک فلسفی نسبت میان «دیپلماسی» و «جنگ» است. دیپلماسی در ذات خود ادامه جنگ با ابزار دیگر است؛ همانگونه که جنگ، ادامه سیاست با ابزار قهرآمیز است. هر دو بر بستر قدرت تعریف میشوند و بدون اتکا به قدرت، هیچیک کارکرد واقعی ندارند. دیپلماسی زمانی میتواند مانع جنگ شود که پشتوانهاش بازدارندگی سخت، تابآوری اقتصادی و مشروعیت اجتماعی باشد. در غیر این صورت، دیپلماسی چیزی جز نمایش خطابهای و خرید زمان نخواهد بود.
سخن آقای دکتر عراقچی اگر به معنای واقعی کلمه جدی گرفته شود، میتواند پیامدی خطرناک داشته باشد. این نگاه میتواند به خطای محاسبه در سطح سیاستگذاری بینجامد، زیرا توجه راهبردی را از الزامات بازدارندگی به توهم قرارداد معطوف میکند. از طرفی، بیان چنین موضعی در رسانه، موقعیت چانهزنی ایران را تضعیف میکند و طرف مقابل را به این نتیجه میرساند که تهران از تهدید نظامی به شدت هراسان است و حاضر است امتیاز بیشتری بپردازد. همچنین در سطح افکار عمومی، این سخن یک «توهم امنیتی» میسازد؛ گویی میتوان خطر جنگ را با یک امضا برطرف کرد، حال آنکه واقعیت برعکس است: هر گام در امنیت تنها بر شانههای قدرت واقعی ایستاده است.
منطق درست درک امنیت آن است که جنگ را نه با کاغذ، بلکه با بازدارندگی متوقف کنیم. قرارداد اگر هم بسته شود، فقط تکمیلکننده قدرت است نه جایگزین آن. ایران برای جلوگیری از جنگ، نیازمند معماری بازدارندگی چندلایه است: بازدارندگی نظامی بهمثابه ستون اصلی، بازدارندگی اقتصادی بهمنظور بیاثر کردن تحریم و فشار، بازدارندگی اجتماعی از طریق مشروعیت و انسجام داخلی، و بازدارندگی منطقهای از طریق پیوندهای ژئوپلیتیک. تنها در این چارچوب است که دیپلماسی میتواند به ابزار مدیریت تهدید بدل شود، نه توهم رفع آن.
از این منظر، سخن آقای عراقچی درواقع نمایانگر نوعی فقر استراتژیک در دستگاه سیاست خارجی است؛ فقر در فهم ماهیت قدرت و نسبت آن با جنگ و دیپلماسی. جنگ را نه «تضمین» متوقف میکند و نه «قرارداد»؛ جنگ را فقط قدرت متوقف میکند. هر منطقی غیر از این، یا سادهانگاری است یا مصرف تبلیغاتی دارد.
@syjebraily
هدایت شده از حکمران
🔴 شماره جدید «حکمران» منتشر شد
🧭 پارادوکس مقاومت و نئولیبرالیسم | سرمقاله دکتر سید یاسر جبرائیلی
▪️ دو راهی «اقتصادِ مقاومتی» یا «ادغام در نظم آمریکامحور» و پیامدهای هویتی–راهبردی آن برای ایران.
▪️ دعوت به بازمهندسی اقتصاد ملی همسو با سیاست خارجیِ مقاومتمحور برای رفع تناقض درونی.
🛡️ آرایش جنگی اقتصاد ایران | مناظره احسان فرزانه و عطا بهرامی
▪️ «منطق فعلی ما، منطق بیدولتی است».
▪️ «اقتصاد ایران نئولیبرال نیست؛ یک اقتصاد گانگستری–مافیایی است».
🌍 چگونه یک اقتصاد ویران شد؟ | فرجام خصوصیسازی در سریلانکا| امین رضایی نژاد
▪️ فروش زیرقیمتِ داراییهای عمومی.
▪️ تشدید نابرابری، بیثباتی اجتماعی و افت دسترسی به خدمات ضروری برای محرومان.
📝 موافقیم؛ «وقت تغییر پارادایم» است | یادداشت دکتر رضا غلامی
▪️ فراخوان به بازاندیشی بنیادین در مسیر سیاستگذاری اقتصادی.
🔎 پروندهٔ سوریه | از آزادسازی تا فروپاشی
▪️ روایت تحلیلی از چرخهٔ آزادسازی اقتصادی و نتایج اجتماعی–سیاسی آن.
دانلود رایگان نسخه PDF
شنیدن رایگان نسخه صوتی مطالب
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
دریا، پهنهای بیانتهاست که به ما میآموزد هیچ طوفانی ابدی نیست. اگر موجها میخروشند، نه برای ویرانکردن، که برای نو کردن ساحلاند.
ما فرزندان تمدنی هستیم که قرنها در برابر طوفانها ایستاده و هر بار از دل ویرانهها، افقی تازه آفریده است.
ایمان داریم که آینده ایران نه در تقلید از جهانِ فرسوده غرب و شرق، بلکه در بازآفرینی روح خویش است: روحی که آزادی را با عدالت و پیشرفت را با معنویت گره میزند.
من به فردای ایران ایمان دارم؛ به نسلی که مسئله نان را حل کرده و در پی شأن و کرامت خویش است. به ملتی که دیگر نمیخواهد مصرفکننده مدرنیته دستدوم باشد، میخواهد سازنده تمدنی نوین گردد.
این امید یک شعار نیست؛ عهد مشترک یک ملت مصمم است: ایران خواهد درخشید و پرچمدار معنای تازهای از پیشرفت و رهایی در جهان امروز خواهد بود.
@syjebraily
هدایت شده از حکمران
🔵میپرسی چرا خونههای قدیمی بدون کولر خنک بوده ولی امروز یه ساعت برقا میره خونه میشه کوره؟
✍🏻امین ترابی
💨 بادگیر: جریان هوا رو به حوض/آب میبرد و خنک، کل خونه رو میچرخاند.
🌿💧 حیاط مرکزی و حوض/گودالباغچه: سایهی عمیق، رطوبت و تبخیرِ خنککننده؛ پیوند با قنات.
🛋 ایوانهای عمیق: سایهی دائمی + نسیم؛ رو به حیاط، نه پنجرهی همسایه!
🧱 خِشتوگِلِ پرجرم: دیوار و سقفِ کلفت که گرما/سرما رو عبور نمیده.
🧊🌊 سرداب + قنات: پناهِ ظهر تابستون؛ حتی کارکرد «یخچال» سنتی.
⚠️ امروز این عناصر حذف و همهچیز به کولر و آپارتمان بیحیاط سپرده شده؛ مصرف برق بالا، گرمای ناگهانیِ قطع برق، و سود برای انبوهساز.
🏙 ریشه مشکل: تراکمفروشی و زمینگرانی؛ حیاطدار شدن شده رؤیا.
✅ راهِ بازگشت هوشمندانه: بادگیرِ مدرن، حیاطها و حوضهای مشترک، سایهبان عمیق، مصالح پُرجرم، تهویهی طبیعی، و ضوابط شهری که نور، سایه و باد رو بر سود کوتاهمدت مقدم بدونه.
🧭 از «بهشتِ خونه ایرانی» دور شدیم؛ میشه با طراحی بومی و قانونگذاری درست، دوباره خنک و کممصرف زندگی کرد.
لینک مشروح مطلب
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
هدایت شده از علی جعفری
13.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رئیس دفتر آقای پزشکیان میگوید قیمت بنزین پایین است!
این جمله به ظاهر ساده؛ مقدمهای برای سلاخی اقتصادی مردم و شعلهور کردن آشوب اجتماعی با عناوین فریبندهای مثل «مدیریت مصرف» و «توزیع عادلانه یارانه» است.
همان نسخه خونآلود آبان ۹۸ و فاجعه حذف ۴۲۰۰ که چیزی جز بیعدالتی، فروپاشی معیشت و تعمیق شکاف طبقاتی به بار نیاورد.
ملت ایران در برابر زحمتی که میکشد ریال میگیرد، نه دلار!
اگر بنزین باید «جهانی» شود، حقوقها را هم جهانی کنید!
چرا بنزین را با دلار آزاد حساب میکنید، اما حقوق کارگر و کارمند را با ریال تحقیرشده میپردازید؟ این عدالت نیست؛ این «ریال زدایی» از اقتصاد ایران، نابود کردن سفره مردم و صدقهپاشی برای بستن دهانها است.
میگویید بنزین با دلار آزاد وارد میشود و ۱۵۰۰ تومان فروخته میشود؟ خیلی خب؛ اول بروید نرخ ارز را واقعی کنید. چرا با نرخ جعلی دلار دست در جیب مردم میکنید؟
ذینفع دلار گران چه کسانی هستند؟ چرا همیشه این مردماند که باید قربانی «دلارپرستی» سیاستمداران شوند؟
مردم همین حالا زیر بار دلار افسارگسیخته و ریال بیارزش خرد شدهاند؛ با دروغ «یارانه پنهان» دیگر نمک به زخمشان نپاشید!
@alijafari_57✅
پاسخ جریان وفاق حاکم بر دولت و مجلس به ثبت دلار ۱۰۰ هزار تومانی در کارنامه عملکردش چیست؟ ناسزاگویی به منتقدان «رهاسازی نرخ ارز» و «دلاریفروشی ثروتهای ملی به ملت ایران» و «عدم الزام به بازگشت ۱۰۰ درصد ارز صادراتی به کشور»؟
@syjebraily
پاسخ جریان وفاق حاکم بر دولت و مجلس در زمان تصویب برجام به فاجعه #مکانیسم_ماشه چیست؟ آیا تنها ناسزاگویی به منتقدانی که از همان آغاز، نسبت به گنجاندن این بند در قطعنامه ۲۲۳۱ هشدار دادند؟!
این، نه یک مناقشه حزبی، بلکه مسئلهای وجودی است: چگونه در بزنگاههای تاریخی، سیاستورزی ما به جای آنکه بر «عقلانیت استراتژیک» تکیه کند، به «هیجان لحظهای» و «مصالح نمایشی» سپرده میشود؟
مکانیسم ماشه صرفاً یک بند حقوقی نیست؛ آینهای است از ناتوانی جریان وفاقکرده اصولگرا و اصلاحطلب در درک ژئوپلیتیک قدرت و در ترجمه اصول استقلال به زبان دیپلماسی. آن روز، آنچه افتخار نامیده شد، در واقع امتیازی بود که قدرتهای مسلط برای آینده تدارک دیدند؛ امروز، آن بذرِ کوچک، به درختی پر از میوههای تلخ بدل شده است.
افتضاحات امروز، نتیجه افتخارات دیروز آقایان است. این قاعده تاریخ است که تصمیمات راهبردی، با تأخیری معنادار به محک واقعیت میآیند. اگر حافظه تاریخی نداشته باشیم، محکوم به تکرار خطاهای گذشتهایم.
از این رو باید هوشیار بود: مراقب افتخارات امروزشان باشیم، چرا که فردا به فاجعهای دیگر بدل خواهد شد. سیاستِ واقعی آن است که بهجای نمایش پیروزیهای لحظهای، بنیانهای پایدار قدرت ملی را تقویت کند.
@syjebraily
هدایت شده از حکمران
نخستین کنگره حزب تمدن نوین اسلامی ۱۷ مهر در تهران برگزار میشود
نخستین کنگره حزب تمدن نوین اسلامی روز ۱۷ مهرماه در تهران برگزار خواهد شد. این کنگره، نقطه آغاز رسمی فعالیتهای حزب به شمار میرود و طی آن، اعضای شورای مرکزی برای مدت دو سال با رأی اعضای مجمع عمومی انتخاب خواهند شد.
بر اساس اساسنامه، پس از تشکیل شورای مرکزی، این شورا در نخستین جلسه خود نسبت به انتخاب رئیس و دبیرکل حزب اقدام خواهد کرد. همچنین با آغاز به کار شورای مرکزی، کمیسیونهای تخصصی ملی و دفاتر استانی حزب نیز راهاندازی خواهند شد و فعالیت خود را در سه سطح گفتمانسازی، کادرسازی و برنامهریزی آغاز میکنند.
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
صندوق بینالمللی پول و مکتب اصالت خاکشیر
اندونزی صحنه شورشهای خیابانی شده و طبق معمول، رسانههای وابسته به جریان سرمایهداری نئولیبرال، در حال تعلیل ماجرا به علتی انحرافی و غیرواقعی هستند.
ما نیز حسب عادت، تا در نقطهای شورش خیابانی میبینیم، بررسی می کنیم که آیا اخیرا صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی برای آن کشور نسخه گرانسازی پیچیدهاند یا خیر!
طبق معمول، قصه اندونزی نیز، گرانسازی انرژی است. دولت جاکارتا در راستای نسخهای که بانک جهانی برایش پیچید، اقدام به افزایش قیمت انرژی کرده و معیشت ملت را به آتش کشیده است. ملت نیز در حال به آتش کشیدن خیابانها هستند.
صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، چند دهه است که یک شابلون دست گرفتهاند و برای هر کشوری، در هر شرایطی که باشد، طبق آن شابلون نسخه تجویز میکنند. این نسخه شابلونی، جهانیسازی/دلاریسازی قیمتها به ویژه قیمت انرژی است. قبلاً نوشتهام و انشاءالله به زودی مبسوط توضیح خواهم داد که این نسخه همهزمانی و همهمکانی، چگونه اقتصاد جهان را در جهت منافع آمریکا معماری میکند.
لکن، این حقیقت طنزگونه که «هر کشوری گرفتار آشوب است، با احتمال بسیار بالا صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نسخه گرانسازی برایش پیچیدهاند»، مرا یاد قطعهای از مرحوم دکتر شریعتی با عنوان مکتب اصالت خاکشیر انداخت!
بخوانید:
در زمان قدیم که حمامها چهل ستون چهل پنجره بود، دلاکها تمام علوم را دارا بودند و معمولا مورد مشورت همه شخصیتها قرار میگرفتند. چون در یک حالتی مشتری در اختیار دلاک واقع میشد که کاملا تسلیم او بود. مدت حمام هم طولانی بود. بنابراین درد دلها و اسرار مشتری در ضمنی که دلاک مشغول کیسه کشیدن او بود باز میشد.
یک روز یک مشتری، در حالیکه زیر دست دلاک بود با او درد دل میکرد و میگفت: مدتی است کمرم درد میکند و شبها نمیتوانم بخوابم و هر دوائی هم که خورده ام نتیجه نداده...
دلاک گفت: اتفاقا دوای این خیلی ساده است. شما یک سیر خاکشیر بگیرید و شب در آب نم کنید و بگذارید تا صبح خیس بخورد بعد صبح ناشتا میل میکنید. همین!
مشتری هم اظهار تشکر کرد.
پس از مدتی مشتری گفت: نمیدانم علامت پیری است! چشمم کم نور شده، دکتر میگوید باید عینک بزنی، و عینک هم برای من قابل تحمل نیست. نمیدانم چکار کنم. چشمم به خط قران نمیگیرد.
دلاک بی درنگ حرف او را میبُرد و میگوید: اتفاقا امتحان شده شما یک سیر خاکشیر میگیرید، شب نم میکنید و ناشتا پیش از صبحانه میل میکنید. سه شب این کار را بکنید افاقه میکند.
باز مدتی میگذرد. مشتری یک سری مرض دیگر میگوید و دلاک هم برای همه خاکشیر را تجویز میکند.
در آخر مشتری برای اینکه مسیر صحبت را عوض کند، میگوید: زندگی ها خیلی عوض شده ,با همین حقوق و با همین درآمد چند سال پیش من یک زندگی مرفهی داشتم، حالا درآمدهائی هم بر حقوقم اضافه شده، بازهم هشتم گرو نهم است. بطوری که از چشم طلبکارها اصلا نمیتوانم از خانه بیرون بیایم!
دلاک میگوید: یک سیر خاکشیر شما نم میکنید و...
مشتری اعتراض میکند که این چه جور دوائی است که هم به درد کمر درد، هم به درد چشم میخورد و هم به درد قرض؟!
دلاک توضیح میدهد که: سی سال تمام است من هر شب یک سیر خاکشیر نم میکنم، صبح ناشتا میخورم، و تا حالا هیچ بدی از آن ندیده ام! مکتب اصالت خاکشیر (خاکشیریسم).
@syjebraily
پارادوکس مقاومت و نئولیبرالیسم: آزمون بقا برای انقلاب اسلامی| سرمقاله حکمران
ایران چگونه میتواند تناقض درونی میان سیاست خارجی مقاومتمحور و سیاست اقتصادی نئولیبرال را برطرف کند؟
hokmran.com/post/4615/