eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
58.8هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1هزار ویدیو
91 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
پاسخ جریان وفاق حاکم بر دولت و مجلس در زمان تصویب برجام به فاجعه ‎ چیست؟ آیا تنها ناسزاگویی به منتقدانی که از همان آغاز، نسبت به گنجاندن این بند در قطعنامه ۲۲۳۱ هشدار دادند؟! این، نه یک مناقشه حزبی، بلکه مسئله‌ای وجودی است: چگونه در بزنگاه‌های تاریخی، سیاست‌ورزی ما به جای آن‌که بر «عقلانیت استراتژیک» تکیه کند، به «هیجان لحظه‌ای» و «مصالح نمایشی» سپرده می‌شود؟ مکانیسم ماشه صرفاً یک بند حقوقی نیست؛ آینه‌ای است از ناتوانی جریان وفاق‌کرده اصولگرا و اصلاح‌طلب در درک ژئوپلیتیک قدرت و در ترجمه اصول استقلال به زبان دیپلماسی. آن روز، آن‌چه افتخار نامیده شد، در واقع امتیازی بود که قدرت‌های مسلط برای آینده تدارک دیدند؛ امروز، آن بذرِ کوچک، به درختی پر از میوه‌های تلخ بدل شده است. افتضاحات امروز، نتیجه افتخارات دیروز آقایان است. این قاعده تاریخ است که تصمیمات راهبردی، با تأخیری معنادار به محک واقعیت می‌آیند. اگر حافظه تاریخی نداشته باشیم، محکوم به تکرار خطاهای گذشته‌ایم. از این رو باید هوشیار بود: مراقب افتخارات امروزشان باشیم، چرا که فردا به فاجعه‌ای دیگر بدل خواهد شد. سیاستِ واقعی آن است که به‌جای نمایش پیروزی‌های لحظه‌ای، بنیان‌های پایدار قدرت ملی را تقویت کند. @syjebraily
هدایت شده از حکمران
نخستین کنگره حزب تمدن نوین اسلامی ۱۷ مهر در تهران برگزار می‌شود نخستین کنگره حزب تمدن نوین اسلامی روز ۱۷ مهرماه در تهران برگزار خواهد شد. این کنگره، نقطه آغاز رسمی فعالیت‌های حزب به شمار می‌رود و طی آن، اعضای شورای مرکزی برای مدت دو سال با رأی اعضای مجمع عمومی انتخاب خواهند شد. بر اساس اساسنامه، پس از تشکیل شورای مرکزی، این شورا در نخستین جلسه خود نسبت به انتخاب رئیس و دبیرکل حزب اقدام خواهد کرد. همچنین با آغاز به کار شورای مرکزی، کمیسیون‌های تخصصی ملی و دفاتر استانی حزب نیز راه‌اندازی خواهند شد و فعالیت خود را در سه سطح گفتمان‌سازی، کادرسازی و برنامه‌ریزی آغاز می‌کنند. حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
صندوق بین‌المللی پول و مکتب اصالت خاکشیر اندونزی صحنه شورش‌های خیابانی شده و طبق معمول، رسانه‌های وابسته به جریان سرمایه‌داری نئولیبرال، در حال تعلیل ماجرا به علتی انحرافی و غیرواقعی هستند. ما نیز حسب عادت، تا در نقطه‌ای شورش خیابانی می‌بینیم، بررسی می کنیم که آیا اخیرا صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی برای آن کشور نسخه گران‌سازی پیچیده‌اند یا خیر! طبق معمول، قصه اندونزی نیز، گران‌سازی انرژی است. دولت جاکارتا در راستای نسخه‌ای که بانک جهانی برایش پیچید، اقدام به افزایش قیمت انرژی کرده و معیشت ملت را به آتش کشیده است. ملت نیز در حال به آتش کشیدن خیابان‌ها هستند. صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی، چند دهه است که یک شابلون دست گرفته‌اند و برای هر کشوری، در هر شرایطی که باشد، طبق آن شابلون نسخه تجویز می‌کنند. این نسخه شابلونی، جهانی‌سازی/دلاری‌سازی قیمت‌ها به ویژه قیمت انرژی است. قبلاً نوشته‌ام و ان‌شاءالله به زودی مبسوط توضیح خواهم داد که این نسخه همه‌زمانی و همه‌مکانی، چگونه اقتصاد جهان را در جهت منافع آمریکا معماری می‌کند. لکن، این حقیقت طنزگونه که «هر کشوری گرفتار آشوب است، با احتمال بسیار بالا صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی نسخه گران‌سازی برایش پیچیده‌اند»، مرا یاد قطعه‌ای از مرحوم دکتر شریعتی با عنوان مکتب اصالت خاکشیر انداخت! بخوانید: در زمان قدیم که حمام‌ها چهل ستون چهل پنجره بود، دلاک‌ها تمام علوم را دارا بودند و معمولا مورد مشورت همه شخصیت‌ها قرار می‌گرفتند. چون در یک حالتی مشتری در اختیار دلاک واقع می‌شد که کاملا تسلیم او بود. مدت حمام هم طولانی بود. بنابراین درد دلها و اسرار مشتری در ضمنی که دلاک مشغول کیسه کشیدن او بود باز می‌شد. یک روز یک مشتری، در حالی‌که زیر دست دلاک بود با او درد دل می‌کرد و می‌گفت: مدتی است کمرم درد میکند و شبها نمیتوانم بخوابم و هر دوائی هم که خورده ام نتیجه نداده... دلاک گفت: اتفاقا دوای این خیلی ساده است. شما یک سیر خاکشیر بگیرید و شب در آب نم کنید و بگذارید تا صبح خیس بخورد بعد صبح ناشتا میل می‌کنید. همین! مشتری هم اظهار تشکر کرد. پس از مدتی مشتری گفت: نمی‌دانم علامت پیری است! چشمم کم نور شده، دکتر می‌گوید باید عینک بزنی، و عینک هم برای من قابل تحمل نیست. نمی‌دانم چکار کنم. چشمم به خط قران نمی‌گیرد. دلاک بی درنگ حرف او را می‌بُرد و می‌گوید: اتفاقا امتحان شده‌ شما یک سیر خاکشیر می‌گیرید، شب نم می‌کنید و ناشتا پیش از صبحانه میل می‌کنید. سه شب این کار را بکنید افاقه می‌کند. باز مدتی می‌گذرد. مشتری یک سری مرض دیگر می‌گوید و دلاک هم برای همه خاکشیر را تجویز می‌کند. در آخر مشتری برای اینکه مسیر صحبت را عوض کند، می‌گوید: زندگی ها خیلی عوض شده ,با همین حقوق و با همین درآمد چند سال پیش من یک زندگی مرفهی داشتم، حالا درآمدهائی هم بر حقوقم اضافه شده، بازهم هشتم گرو نهم است. بطوری که از چشم طلبکارها اصلا نمی‌توانم از خانه بیرون بیایم! دلاک می‌گوید: یک سیر خاکشیر شما نم می‌کنید و... مشتری اعتراض می‌کند که این چه جور دوائی است که هم به درد کمر درد، هم به درد چشم می‌خورد و هم به درد قرض؟! دلاک توضیح می‌دهد که: سی سال تمام است من هر شب یک سیر خاکشیر نم می‌کنم، صبح ناشتا میخورم، و تا حالا هیچ بدی از آن ندیده ام! مکتب اصالت خاکشیر (خاکشیریسم). @syjebraily
پارادوکس مقاومت و نئولیبرالیسم: آزمون بقا برای انقلاب اسلامی| سرمقاله حکمران ایران چگونه می‌تواند تناقض درونی میان سیاست خارجی مقاومت‌محور و سیاست اقتصادی نئولیبرال را برطرف کند؟ hokmran.com/post/4615/‎
به اتفاق برادر عزیزم مهندس محمدزاده در حرم مطهر علی بن موسی الرضا علیه السلام نایب الزیاره و دعاگوی همه ملت بزرگ ایران هستیم. انشالله ذیل توجهات حضرت رضا این ملت قله پیشرفت و سعادت را فتح خواهد کرد. @syjebraily
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آنچه در حکمران خواهید دید: 🔹گزیده ای از مناظره صادق زیباکلام و بیژن عبدالکریمی 🔸ایران و اسرائیل، بعد از جنگ و مکانیزم ماشه 🎥 فیلم کامل مناظره را از لینک زیر ببینید: 📺 youtu.be/3iMYT3EZ49o @HokmranOnline
دولت مقتدر،‌ دولت ملتمس! ‏فارین افیرز گزارش داده است که پس از توافق میان دولت‌های چین و آمریکا، شرکت انویدیا اجازه یافته دوباره تراشه‌های H20 خود را به مشتریان چینی بفروشد. معنای این خبر، صرفاً یک معامله تجاری نیست؛ بلکه آشکارکننده منطق بنیادین حاکم بر اقتصاد کشورهاست: شرکت خصوصی، هرقدر هم غول‌آسا و جهانی، نهایتاً تابع سیاست‌های دولت-ملت خویش است. تجارت با «دیگری» تنها در چهارچوب «اجازه»‌ حاکمیت معنا پیدا می‌کند. اینجا، بازار نه بیرون از سیاست بلکه درون سیاست شکل می‌گیرد. اما در ایران، وضعیت وارونه است. اینجا دولتی داریم که چنان از درون تهی شده که روسای جمهور آن باید در برابر چشم ملت از دست شرکت‌های شبه‌دولتی ناله کنند؛ شرکت‌هایی که ارز حاصل از صادراتشان را به چرخه رسمی اقتصاد بازنمی‌گردانند. در جایی دیگر، بانک مرکزی به صادرکننده خصوصی زنگ می‌زند و با زبان التماس می‌گوید «اگر نرخ ارز را ده هزار تومان بالا ببرم، ارزتان را برمی‌گردانید؟»؛ یعنی ارزش پول ۸۶ میلیون ایرانی را قربانی خواهش از یک تاجر خصوصی می‌کند. این صحنه، عریان‌ترین نشانه زوال اقتدار دولت است. دولتی که با خصوصی‌سازی انفال از منابع تهی شده، امروز در برابر بخش خصوصی نیز عریان و بی‌دفاع ایستاده است. چنین دولتی نه فقط در صیانت از ارزش پول ملی ناتوان است، بلکه امکان و قدرت تعریف هیچ پروژه‌ای برای پیشرفت ملی را ندارد. پروژه‌های بزرگ، بدون تکیه به منابع عمومی و بدون قدرت هدایت، جز سراب نخواهند بود. این وضعیت نام دیگری جز «بی‌دولتی» ندارد. در حالی‌که در آمریکا، سرمایه‌دار جهانی چون انویدیا پشت مرزهای حاکمیت می‌ایستد و مجوز می‌گیرد، در ایران این سرمایه‌دار است که دولت را به التماس می‌اندازد. این شکاف، نه یک مسئله مدیریتی، بلکه یک گره فلسفی-تمدنی است: فقدان اراده سیاسی برای حاکم‌سازی منطق دولت بر منطق بازار. راه احیا روشن است: دولت باید بازسازی شود. منابع عمومی ــ از انفال تا ارز و تسهیلات بانکی ــ باید دوباره در اختیار دولت قرار گیرد تا بتواند این منابع را در خدمت منافع عمومی بسیج کند. اختیاراتی که تراشیده و به نهادهایی چون اتاق بازرگانی یا شبکه‌های رانتی سپرده شده‌اند، باید به دولت بازگردند. فعالیت بخش خصوصی باید در چهارچوب نقشه پیشرفت ملی معنا یابد؛ و دولت باید اقتدار لازم برای جهت‌دهی به این فعالیت‌ها را داشته باشد. بدون این احیا، ما با «سرمایه‌داری زالوصفت» روبه‌رو خواهیم بود؛ سرمایه‌داری‌ای که نه تولید می‌کند، نه توسعه می‌آورد؛ بلکه همچون انگل، خون دولت و ملت را می‌مکد. در چنین وضعیتی، ایران نه میدان پیشرفت، که مزرعه غارت خواهد شد. @syjebraily
آموزش؛ میدان بازتولید قدرت و شکاف اجتماعی تلقی عمومی این است که شکاف طبقاتی ناشی از خصوصی‌سازی آموزش عمومی صرفاً در سطح بهره‌مندی متفاوت دانش‌آموزان از کیفیت آموزشی بازتاب می‌یابد؛ گویی مسئله فقط این است که فرزندان ثروتمندان در مدارسی مجهزتر و با معلمان بهتر آموزش می‌بینند. اما واقعیت عمیق‌تر و خطرناک‌تر است: خصوصی‌سازی آموزش نه صرفاً نابرابری فرصت، بلکه سازوکار بازتولید قدرت و تثبیت طبقات اجتماعی را رقم می‌زند. وقتی یک نظام آموزشی خصوصی ممتاز در کنار نظام آموزشی دولتی ایجاد می‌شود، نخستین کسانی که فرزندان خود را از مدارس دولتی خارج می‌کنند، ثروتمندان و مقامات سیاسی ـ اداری‌اند. این خروج یک انتقال ساده نیست، بلکه بریدن شریان حیاتی مدارس دولتی است: آنان هم پشتیبانی مالی را با خود می‌برند، هم پشتیبانی سیاسی را. پیش‌تر، وقتی فرزندان مدیران، وزرا و ثروتمندان در مدارس دولتی حضور داشتند، خانواده‌های قدرتمند برای ارتقای کیفیت آن مدارس تلاش می‌کردند. اما با گسست این پیوند، مدارس دولتی در خلأ قرار می‌گیرند: از یک سو دانش‌آموزان‌شان عمدتاً فرزندان طبقات مستضعف‌اند که توان مالی و نفوذ سیاسی برای ارتقا ندارند؛ و از سوی دیگر، نخبگان اقتصادی و سیاسی همه سرمایه، نفوذ و دغدغه خود را به سمت مدارس خصوصی سوق می‌دهند. پرداخت شهریه، تنها بخش کوچکی از نحوه حمایت آنهاست؛ آنان شبکه‌های قدرت، ظرفیت‌های اجتماعی و ارتباطات خود را برای رشد و تعالی مدارس خصوصی بسیج می‌کنند. اینجاست که چرخه‌ای ویرانگر شکل می‌گیرد: هرچه مدارس خصوصی قوی‌تر می‌شوند، مدارس دولتی ضعیف‌تر می‌گردند؛ و هرچه مدارس دولتی ضعیف‌تر شوند، خانواده‌های بیشتری که اندک توانی دارند، به سمت‌مدارس خصوصی سوق داده می‌شوند (امروز شاهد هستیم که تعدادی از والدین، خود را به آب و آتش می‌زنند تا از عهده شهریه مدارس خصوصی برآیند بلکه آینده فرزندانشان به خطر نیفتد). این چرخه نه فقط نابرابری آموزشی، بلکه بازتولید یک جامعه دوپاره را در پی دارد؛ جامعه‌ای که در آن «حق آموزش» از یک حق همگانی به امتیازی طبقاتی تبدیل می‌شود. باید توجه داشت که آموزش صرفاً انتقال دانش نیست؛ میدان شکل‌گیری آگاهی، هویت و قدرت اجتماعی است. هنگامی که این میدان، خصوصی و طبقاتی می‌شود، معنایش این است که ساختارهای آینده قدرت و فرهنگ به نفع اقلیتی بازتولید می‌شوند و اکثریت جامعه به مدارهای فرودست رانده می‌شوند. به تعبیر فلسفی، خصوصی‌سازی آموزش یعنی «انباشت انحصاری امکان‌ها»؛ انحصاری‌سازی دسترسی به ابزارهای پرورش انسان؛ که بنیادی‌ترین ابزار تولید سرمایه انسانی و اجتماعی است. از منظری‌دیگر، این روند به معنای تضعیف عامدانه ستون‌های وحدت اجتماعی است. جامعه‌ای که در آن کودکان طبقات مختلف از همان آغاز در دو جهان متفاوت رشد می‌کنند، جامعه‌ای است که سرمایه اجتماعی مشترک و همبستگی ملی در آن فرو می‌پاشد. آموزش طبقاتی، جامعه را به دو مسیر تمدنی متفاوت تقسیم می‌کند: مسیری برای صاحبان قدرت و ثروت که آینده را در اختیار می‌گیرند، و مسیری برای مستضعفان که در چرخه بازتولید فقر و حاشیه‌نشینی گرفتار می‌مانند. @syjebraily
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این خنده‌ها و جیغ‌ها تجلی آزادی است؟ یا بندهای نوینی‌ست که بر دست و پای ما بسته‌اند؟ در این مکان، تو بازی نمی‌کنی، با تو بازی می‌کنند. تو نمی‌چرخی، تو را می‌چرخانند. شادی‌ات برنامه‌ریزی شده، ترس‌ات زمان‌بندی شده، حتی لحظه‌ای که باید فریاد بزنی، مهندسی شده است. اینجا، آزادی یک توهّم است: اسارت شاد! شهربازی، آیینه‌ای کوچک از تمدنی بزرگ‌تر است؛ تمدنی که می‌خواهد انسان را از «اندیشیدن به بودن» باز دارد و به «لذت بردن از لحظه» محدود کند. حرکتِ دورانیِ چرخ‌وفلک، تمثیل زندگی مدرن است: صعودی سریع، سقوطی ناگهانی، هیجانی کوتاه، و بازگشت به همان نقطه‌ی آغاز. تو خیال می‌کنی پیش رفته‌ای، اما جز چرخیدن در دایره‌ای بسته، سرنوشتی نداری. این گردش بی‌انتها، استعاره‌ای‌ست از جهان امروز؛ جهانی که تو را به حرکت وامی‌دارد، بی‌آنکه مقصدی ببخشد. شهربازی، تصویری فشرده از تمدن سرگرمی است. تمدنی که انسان را از اندیشیدن بازمی‌دارد و او را به مصرف لحظه‌ها خو می‌دهد. چراغ‌هایش می‌درخشند تا او تاریکی درون خویش را نبیند. صداهایش غوغا می‌کنند تا ندای پرسشگری در جانش خاموش شود. دستگاه‌هایش او را تکان می‌دهند تا نفهمد خود، در مدار تاریخ، بی‌حرکت مانده است. @syjebraily
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این مجموعه را که چند سال پیش در پارکینگ حرم مطهر رضوی راه افتاده بود و طراحی جوان‌های خودمان بود را با سوغات غرب قیاس کنید... ما برای تحقق تمدن اسلامی، نیازمند ترجمه ارزش‌هایمان به نهاد هستیم. تا زمانی که نهادهای غربی را عیناً وارد کرده و در همه شئونات زندگی اجتماعی-اقتصادی‌مان نصب کرده‌ایم، از بانک و بورس و بیمه تا شهرسازی و شهربازی، سخن گفتن از تمدن اسلامی شعار است. انقلاب اسلامی در طول عمر مبارک خود، ظرفیت عظیمی برای این نهادسازی‌های اسلامی-ایرانی ایجاد کرده است. می‌توان از تمدن منحط غرب عبور کرد و تمدن اسلامی-ایرانی بنا کرد. اما نقطه آغاز این تحول، در اذهان ماست... @syjebraily
هدایت شده از حسین زمانی میقان
افزایش قیمت دلار و سود بانک‌های خصوصی و شرکت‌های دلاری‌فروش‌شان! بانک خصوصی پاسارگاد در طی ۳ ماه، فقط ‌و فقط با افزایش قیمت دلار ۲.۲ همت سود شناسایی کرده!!! واضح است که ذینفعان دلار در کشور قیمت دلار را عامدانه بالا می‌برند و در صورت‌های مالی‌شان (بی‌آن‌که حتی یک پیچِ تولید سفت شود و کار خاصی انجام شود) فقط با ضعیف‌تر شدن ریال «سود» شناسایی می‌کنند؛ این چرخه یعنی صرفاً جابجایی ارزش پول از جیب مردم، به جیب دلارداران و دلاری‌فروشان. این چرخه باطل ساقط کردن ارزش پول ملی حاصل ایجاد ساختاری است که بر پایهٔ دلاری‌فروشی مواد اولیه ایرانی به ایرانیان در کشور شکل گرفته و طبیعتاً ذی‌نفعانش (بانک‌های خصوصی، هلدینگ‌های وابسته و دلاری‌فروشان) دنبال کسب سود از افزایش قیمت دلار و ساقط‌کردن ریال‌اند، اگر این ساختار ساقط نشود سقوط ریال همچنان ادامه خواهد داشت. @hzamanim
هدایت شده از حکمران
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 ۱۰سال از عمر یک ملت را سوزاندید ، هیچ چیز به قبل برجام برنخواهد گشت..! 🎙دکتر سیدیاسر جبرائیلی حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline