آموزش؛ میدان بازتولید قدرت و شکاف اجتماعی
تلقی عمومی این است که شکاف طبقاتی ناشی از خصوصیسازی آموزش عمومی صرفاً در سطح بهرهمندی متفاوت دانشآموزان از کیفیت آموزشی بازتاب مییابد؛ گویی مسئله فقط این است که فرزندان ثروتمندان در مدارسی مجهزتر و با معلمان بهتر آموزش میبینند. اما واقعیت عمیقتر و خطرناکتر است: خصوصیسازی آموزش نه صرفاً نابرابری فرصت، بلکه سازوکار بازتولید قدرت و تثبیت طبقات اجتماعی را رقم میزند.
وقتی یک نظام آموزشی خصوصی ممتاز در کنار نظام آموزشی دولتی ایجاد میشود، نخستین کسانی که فرزندان خود را از مدارس دولتی خارج میکنند، ثروتمندان و مقامات سیاسی ـ اداریاند. این خروج یک انتقال ساده نیست، بلکه بریدن شریان حیاتی مدارس دولتی است: آنان هم پشتیبانی مالی را با خود میبرند، هم پشتیبانی سیاسی را. پیشتر، وقتی فرزندان مدیران، وزرا و ثروتمندان در مدارس دولتی حضور داشتند، خانوادههای قدرتمند برای ارتقای کیفیت آن مدارس تلاش میکردند.
اما با گسست این پیوند، مدارس دولتی در خلأ قرار میگیرند: از یک سو دانشآموزانشان عمدتاً فرزندان طبقات مستضعفاند که توان مالی و نفوذ سیاسی برای ارتقا ندارند؛ و از سوی دیگر، نخبگان اقتصادی و سیاسی همه سرمایه، نفوذ و دغدغه خود را به سمت مدارس خصوصی سوق میدهند. پرداخت شهریه، تنها بخش کوچکی از نحوه حمایت آنهاست؛ آنان شبکههای قدرت، ظرفیتهای اجتماعی و ارتباطات خود را برای رشد و تعالی مدارس خصوصی بسیج میکنند.
اینجاست که چرخهای ویرانگر شکل میگیرد: هرچه مدارس خصوصی قویتر میشوند، مدارس دولتی ضعیفتر میگردند؛ و هرچه مدارس دولتی ضعیفتر شوند، خانوادههای بیشتری که اندک توانی دارند، به سمتمدارس خصوصی سوق داده میشوند (امروز شاهد هستیم که تعدادی از والدین، خود را به آب و آتش میزنند تا از عهده شهریه مدارس خصوصی برآیند بلکه آینده فرزندانشان به خطر نیفتد). این چرخه نه فقط نابرابری آموزشی، بلکه بازتولید یک جامعه دوپاره را در پی دارد؛ جامعهای که در آن «حق آموزش» از یک حق همگانی به امتیازی طبقاتی تبدیل میشود.
باید توجه داشت که آموزش صرفاً انتقال دانش نیست؛ میدان شکلگیری آگاهی، هویت و قدرت اجتماعی است. هنگامی که این میدان، خصوصی و طبقاتی میشود، معنایش این است که ساختارهای آینده قدرت و فرهنگ به نفع اقلیتی بازتولید میشوند و اکثریت جامعه به مدارهای فرودست رانده میشوند. به تعبیر فلسفی، خصوصیسازی آموزش یعنی «انباشت انحصاری امکانها»؛ انحصاریسازی دسترسی به ابزارهای پرورش انسان؛ که بنیادیترین ابزار تولید سرمایه انسانی و اجتماعی است.
از منظریدیگر، این روند به معنای تضعیف عامدانه ستونهای وحدت اجتماعی است. جامعهای که در آن کودکان طبقات مختلف از همان آغاز در دو جهان متفاوت رشد میکنند، جامعهای است که سرمایه اجتماعی مشترک و همبستگی ملی در آن فرو میپاشد. آموزش طبقاتی، جامعه را به دو مسیر تمدنی متفاوت تقسیم میکند: مسیری برای صاحبان قدرت و ثروت که آینده را در اختیار میگیرند، و مسیری برای مستضعفان که در چرخه بازتولید فقر و حاشیهنشینی گرفتار میمانند.
@syjebraily
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این خندهها و جیغها تجلی آزادی است؟ یا بندهای نوینیست که بر دست و پای ما بستهاند؟ در این مکان، تو بازی نمیکنی، با تو بازی میکنند. تو نمیچرخی، تو را میچرخانند. شادیات برنامهریزی شده، ترسات زمانبندی شده، حتی لحظهای که باید فریاد بزنی، مهندسی شده است. اینجا، آزادی یک توهّم است: اسارت شاد!
شهربازی، آیینهای کوچک از تمدنی بزرگتر است؛ تمدنی که میخواهد انسان را از «اندیشیدن به بودن» باز دارد و به «لذت بردن از لحظه» محدود کند.
حرکتِ دورانیِ چرخوفلک، تمثیل زندگی مدرن است: صعودی سریع، سقوطی ناگهانی، هیجانی کوتاه، و بازگشت به همان نقطهی آغاز. تو خیال میکنی پیش رفتهای، اما جز چرخیدن در دایرهای بسته، سرنوشتی نداری. این گردش بیانتها، استعارهایست از جهان امروز؛ جهانی که تو را به حرکت وامیدارد، بیآنکه مقصدی ببخشد.
شهربازی، تصویری فشرده از تمدن سرگرمی است. تمدنی که انسان را از اندیشیدن بازمیدارد و او را به مصرف لحظهها خو میدهد. چراغهایش میدرخشند تا او تاریکی درون خویش را نبیند. صداهایش غوغا میکنند تا ندای پرسشگری در جانش خاموش شود. دستگاههایش او را تکان میدهند تا نفهمد خود، در مدار تاریخ، بیحرکت مانده است.
@syjebraily
5.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
این مجموعه را که چند سال پیش در پارکینگ حرم مطهر رضوی راه افتاده بود و طراحی جوانهای خودمان بود را با سوغات غرب قیاس کنید...
ما برای تحقق تمدن اسلامی، نیازمند ترجمه ارزشهایمان به نهاد هستیم. تا زمانی که نهادهای غربی را عیناً وارد کرده و در همه شئونات زندگی اجتماعی-اقتصادیمان نصب کردهایم، از بانک و بورس و بیمه تا شهرسازی و شهربازی، سخن گفتن از تمدن اسلامی شعار است.
انقلاب اسلامی در طول عمر مبارک خود، ظرفیت عظیمی برای این نهادسازیهای اسلامی-ایرانی ایجاد کرده است. میتوان از تمدن منحط غرب عبور کرد و تمدن اسلامی-ایرانی بنا کرد. اما نقطه آغاز این تحول، در اذهان ماست...
@syjebraily
هدایت شده از حسین زمانی میقان
افزایش قیمت دلار و سود بانکهای خصوصی و شرکتهای دلاریفروششان!
بانک خصوصی پاسارگاد در طی ۳ ماه، فقط و فقط با افزایش قیمت دلار ۲.۲ همت سود شناسایی کرده!!!
واضح است که ذینفعان دلار در کشور قیمت دلار را عامدانه بالا میبرند و در صورتهای مالیشان (بیآنکه حتی یک پیچِ تولید سفت شود و کار خاصی انجام شود) فقط با ضعیفتر شدن ریال «سود» شناسایی میکنند؛ این چرخه یعنی صرفاً جابجایی ارزش پول از جیب مردم، به جیب دلارداران و دلاریفروشان.
این چرخه باطل ساقط کردن ارزش پول ملی حاصل ایجاد ساختاری است که بر پایهٔ دلاریفروشی مواد اولیه ایرانی به ایرانیان در کشور شکل گرفته و طبیعتاً ذینفعانش (بانکهای خصوصی، هلدینگهای وابسته و دلاریفروشان) دنبال کسب سود از افزایش قیمت دلار و ساقطکردن ریالاند، اگر این ساختار ساقط نشود سقوط ریال همچنان ادامه خواهد داشت.
#نه_به_دلاریفروشی
@hzamanim
هدایت شده از حکمران
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 ۱۰سال از عمر یک ملت را سوزاندید ، هیچ چیز به قبل برجام برنخواهد گشت..!
🎙دکتر سیدیاسر جبرائیلی
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
بحرانزیها دوباره فعال شدند!
در نشست اخیر شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی، دولت و بانک مرکزی مکلف شدند با هدف تقویت تولید ملی و کاهش نوسانات ارزی، سیاستهای لازم برای تکنرخی کردن ارز و اجرای نظام شناور مدیریتشده را تدوین و اجرا کنند.
دو مدل تکنرخی سازی ارز داریم: یک مدل که مدل پیشنهادی ماست، میگوید ۱۰۰ درصد ارز حاصل از صادرات کشور تحت نظر بانک مرکزی قرار گیرد. به یک نرخ (طبق فرمول نرخ بهینه ارز برای اقتصاد ایران) خریداری شده و با همان نرخ، شفاف و از طریق مناقصه، صرف واردات کالاهای ضروری و اولویتدار کشور شود. در این مدل، قاعدتاً در بازار قاچاق ممکن است یک نرخ دیگر نیز وجود داشته باشد، اما روی زندگی مردم تاثیر قابل اعتنایی نخواهد داشت.
مدل دیگر که بارها و بارها اجرا شده و شکست خورده و مجددا بناست اجرا شود، تبعیت همه نرخها از نرخ بازار قاچاق است. در این مدل، ارز ۲۸۵۰۰ دولتی و ارز ۷۰ هزار تومان وفاقی حذف شده و همه ارزها با نرخ بازار قاچاق قیمتگذاری میشود(الان حدود ۱۰۵ هزار تومان، دو دقیقه بعد را نمیدانم!). اگر میخواهید اثر این سیاستی که در دست اجراست را پیشبینی کنید، به تجربه حذف ارز ۴۲۰۰ در سال ۱۴۰۱ مراجعه فرمائید. چنانکه قبلاً گفتهام، نئولیبرالها «بحرانزی» هستند. الان هم بهترین فرصت است که گرانیها را به گردن مکانیسم ماشه و بازگشت قطعنامههای شورای امنیت بیندازند.
جهت استحضار ملت شریف ایران یادآوری میکنم که پیرو جهانیسازی قیمتها در سال ۱۳۸۶، نفت، گاز و کلیه محصولات پالایشی، پتروشیمی، فلزات و... ایرانی به تولیدکنندگان ایرانی با فرمول «قیمت جهانی×نرخ ارز» فروخته میشود. یعنی علاوه بر گوشت و مرغ و لبنیات و روغن، منتظر گرانی همه لوازم زندگیتان نیز باشید.
باز هم جهت یادآوری عرض میکنم که در سال ۱۴۰۳ مجموع صادرات نفتی و غیرنفتی کشور بالغ بر ۱۲۴ میلیارد دلار بوده و صرفاً ۷۲ میلیارد دلار واردات داشتهایم. یعنی با وجود ۵۲ میلیارد دلار مازاد تجاری، نرخ ارز نیمایی را از ۴۰ هزار تومان به ۷۰ هزار تومان افزایش دادند.
هرچه نرخ ارز بالاتر رود، زندگی بر مردم گرانتر میشود و برنده این افزایش قیمتها، الیگارشهای دلاردار و دلاریفروش هستند که هم با گرانسازی ارز صادراتی سود میکنند، هم با گرانسازی محصولاتشان که به دلار به ملت ایران میفروشند.
میگوئیم نرخ ارز را ثابت کنید، میگویند نمیشود!
میگوئیم لااقل ثروتهای خدادادی کشور را به ملت خودمان به دلار نفروشید، میگویند نمیشود!
میگوییم هزینههای ملت دلاری و درآمدشان را ریالی کردهاید، لااقل درآمدها را هم دلاری کنید. میگویند ای کمونیست!
@syjebraily
هدایت شده از حکمران
امروز یک پارادوکس اساسی در برابر ایران قد علم کرده است: هویت انقلاب اسلامی در سیاست خارجی بر نفی سلطه و مقاومت در برابر نظم آمریکایی استوار است، حال آنکه پیادهسازی الگوی اقتصاد نئولیبرال خلاف منطق نفی سلطه و در حقیقت به معنای پذیرش منطق همان نظمی است که در عرصه سیاست خارجی طرد میشود| دکتر سیدیاسر جبرائیلی
متن کامل «پارادوکس مقاومت و نئولیبرالیسم: آزمون بقا برای انقلاب اسلامی» را در سایت حکمران بخوانید.
https://hokmran.com/post/4615/
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
هدایت شده از حکمران
جمهوری اسلامی در برابر انتخابی سرنوشتساز قرار دارد: یا باید اقتصاد ملی خود را در جهت همان منطق استکبارستیز و استقلالطلب سیاست خارجی بازمهندسی کند و بدینسان یکپارچگی میان مکتب فکری و ساختار اقتصادی پدید آورد؛ یا ناگزیر خواهد بود که برای ادامه حیات، به تدریج از آرمان مقاومت در سیاست خارجی عقبنشینی کند (چنانکه در عرصه فرهنگ این اتفاق رخ داد و به لیبرالیسم فرهنگی تن داده شد). این انتخاب صرفاً یک مسأله اقتصادی یا سیاسی نیست، بلکه یک انتخاب برای بقای هویت انقلاب اسلامی یا ارتجاع است؛ چرا که مسیر اول میتواند ایران را در جهانِ در حال گذار به نظم پسالیبرال، به یک محور تمدنی بدل سازد، در حالی که مسیر دوم آن را به حاشیهنشینی و زیردست بودن در نظم آمریکامحور فروخواهد کاست| دکتر سید یاسر جبرائیلی
متن کامل «پارادوکس مقاومت و نئولیبرالیسم: آزمون بقا برای انقلاب اسلامی» را در سایت حکمران بخوانید:
https://hokmran.com/post/4615/
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
هشتم تیرماه ۱۳۹۴ طی پیامی به یکی از اعضای ارشد تیم مذاکره کننده دولت آقای روحانی، درباره بازگشت تحریمها هشدار دادم؛ هم تحریمهای آمریکا و هم تحریمهای شورای امنیت سازمان ملل.
@syjebraily
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 امام حسن عسکری علیهالسلام و تحسین دوست و دشمن
✏️رهبر انقلاب: موافقان، شیعیان، مخالفان، غیرمعتقدان، همه، به فضل امام حسن عسکری سلاماللهعلیه، به علم او، به تقوای او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختیها، شهادت دادند و اعتراف کردند.
✏️این انسان بزرگ، این شخصیت باشکوه، وقتی به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت، این میشود الگو. ۱۳۹۰/۱۲/۱۰
🖥 Farsi.Khamenei.ir
سیاستهای نئولیبرالی نظیر خصوصیسازی بیضابطه، رهاسازی نرخ ارز و سپردن سرنوشت معیشت مردم به دست بازار جهانی، نه تنها استقلال اقتصادی کشور را فرسوده میکنند، بلکه در درون نیز یک طبقه اجتماعی جدید میسازند: طبقهای که منافعش در پیوند با شبکههای جهانی تعریف میشود و از این رو، خود به ستون پنجم نظم سلطه در داخل بدل میگردد. این طبقه بهتدریج خواستار سیاست خارجی سازگار با اقتصاد سرمایه داری جهانی میشود و در نتیجه روح مقاومت را از جمهوری اسلامی می زداید| دکتر سید یاسر جبرائیلی
متن کامل «پارادوکس مقاومت و نئولیبرالیسم: آزمون بقا برای انقلاب اسلامی» را در سایت حکمران بخوانید🔻
🌐 hokmran.com/post/4615/
هدایت شده از حکمران
سیاستهای نئولیبرالی نظیر خصوصیسازی بیضابطه، رهاسازی نرخ ارز و سپردن سرنوشت معیشت مردم به دست بازار جهانی، نه تنها استقلال اقتصادی کشور را فرسوده میکنند، بلکه در درون نیز یک طبقه اجتماعی جدید میسازند: طبقهای که منافعش در پیوند با شبکههای جهانی تعریف میشود و از این رو، خود به ستون پنجم نظم سلطه در داخل بدل میگردد. این طبقه بهتدریج خواستار سیاست خارجی سازگار با اقتصاد سرمایه داری جهانی میشود و در نتیجه روح مقاومت را از جمهوری اسلامی می زداید| دکتر سید یاسر جبرائیلی
متن کامل «پارادوکس مقاومت و نئولیبرالیسم: آزمون بقا برای انقلاب اسلامی» را در سایت حکمران بخوانید🔻
🌐 hokmran.com/post/4615/