eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
55.8هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
1هزار ویدیو
91 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
9.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
جنگ ما با نئولیبرالیسم، جنگ تولید با خام‌فروشی است؛ جنگ اقتصاد مقاومتی با سرمایه‌داری و کمونیسم است. چه، کمونیسم و سرمایه‌داری در استثمار انسان متفق‌القول‌اند. منتهی در اولی استثمارگر دولت است، در دومی سرمایه‌دار. ما در پی آزادی کامل و حقیقی انسان هستیم؛ همان که اسلام می‌خواهد. @syjebraily
هدایت شده از حکمران
8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 محمدرضا یزدی‌زاده: حزب ما به بزرگترین حزب ایران تبدیل خواهد شد ان‌شاءالله حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
3.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
روی طلا نخوابیده‌اید، بزرگوار! روی طلا خود را به خواب زده‌اید تا سارقان با خیال آسوده این گنج را غارت کنند. دولتی که منابع ملی را به ملت خودش به دلار می‌فروشد؛ دولتی که تعیین ارزش پول ملی را به دلارداران و دلاری‌فروشان سپرده تا با افزایش نرخ ارز سودهای نجومی کنند و ملت را به خاک سیاه بنشانند؛ دولتی که اجازه داده ارزی که حاصل فروش منابع ملی است، به چرخه تجاری رسمی کشور برنگردد و صرف ملک در خارج یا واردات کالای قاچاق، لوکس و غیرضرور شود؛ دولتی که بانک‌های خصوصی تأسیس کرده و میدان فراخی برایشان گشوده تا هر غلطی می‌خواهند بکنند؛ دولتی که معادن و صنایع مادر را خصوصی و خصولتی‌سازی کرده و خودش بی‌چیز و بیچاره شده و وزیر آموزش و پرورش‌اش کاسه گدایی دست می‌گیرد و از رئیس فلان هلدینگ می‌خواهد برایش مدرسه بسازد؛ دولتی که مردمش را برای تأمین نیازهای اساسی‌شان مانند آموزش و درمان، راهی بازار کرده؛ این دولت خواب نیست، خود را به خواب زده تا دزدان آسوده بچاپند... @syjebraily
8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید حرکت و اقدامی سریع و قاطع و مؤثر آغاز کنیم و هر چه زودتر به این فاصله جهنمی سطح زندگی در جامعه جمهوری اسلامی ایران پایان بدهیم| شهید آیت‌الله دکتر بهشتی @syjebraily
۹۶ میلیارد دلار از ثروت این ملت غارت شده و جریان وفاق، یکدست، سکوت پیشه کرده است. اوضاع جهان چنین نخواهد ماند... @syjebraily
رئیس اتاق بازرگانی دست رئیس جمهور را به گرمی فشرده و گفته است «تالار دوم کار بسیار ارزشمندی بود». عارضم که این کار «بسیار ارزشمند»، نرخ ارز را از ۷۰ هزار تومان به ۹۴ هزار تومان افزایش داد. سود اضافی این کار بسیار ارزشمند برای صادرکنندگان، به ازای هر یک میلیارد دلار ۲۴ همت است. یعنی صادرکنندگان اگر یک میلیارد دلارشان را ۷۰ همت به واردکنندگان می‌فروختند، با راه اندازی تالار دوم، اینک ۹۴ همت خواهند فروخت. به همین نسبت، کالاهای وارداتی برای ملت ایران گران‌تر تمام خواهد شد. دولت نیست، کارگزار الیگارشی است! @syjebraily
پایان اقتدار شورای امنیت و آغاز عصر نظم نوین جهانی بیانیه مشترک نمایندگی‌های دائم چین، روسیه و ایران در سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ را باید یکی از نقاط عطف در روند گذار نظم جهانی از ساختار غرب‌محور شورای امنیت به سوی چندقطبی‌گرایی واقعی دانست. این بیانیه صرفاً یک موضع دیپلماتیک در مخالفت با بازگشت خودکار تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران نیست، بلکه تبلور یک جابجایی ژرف در توازن قدرت و مشروعیت بین‌المللی است؛ جایی که دو عضو دائم شورای امنیت آشکارا اعلام می‌کنند که یکی از سازوکارهای کلیدی این شورا فاقد اعتبار و مبنای حقوقی است. معنای سیاسی این اقدام فراتر از پرونده هسته‌ای ایران است و مستقیماً مشروعیت و کارآمدی خود شورای امنیت را زیر سؤال می‌برد. به عبارت دیگر، هنگامی که چین و روسیه به عنوان دو رکن اصلی نظم نوظهور جهانی، تصمیم می‌گیرند در برابر مکانیسم اسنپ‌بک و بازگشت تحریم‌ها موضعی مستقل و همسو با ایران اتخاذ کنند، این نه یک اتفاق موردی، بلکه نشانه‌ای از افول توان اجماعی و هژمونیک غرب در ساختار تصمیم‌گیری جهانی است. بیانیه سه‌جانبه با صراحت اعلام می‌کند که کشورهای اروپایی، به‌ویژه بریتانیا، فرانسه و آلمان، به سبب عدم پایبندی خود به تعهدات برجامی و قصور در طی کامل فرآیند حل اختلاف، صلاحیت حقوقی برای فعال‌سازی این مکانیسم را از دست داده‌اند. چنین موضعی، شورای امنیت را از جایگاه داور بی‌طرف به صحنه‌ای از منازعه قدرت میان بلوک‌ها فرو می‌کشد و از همین‌رو ضربه‌ای جدی به اعتبار تاریخی این نهاد محسوب می‌شود. در این شرایط، ایران باید به این درک راهبردی برسد که دفاع از نظمی که خود قربانی آن بوده، نه تنها ضرورتی ندارد بلکه به معنای تداوم وابستگی به قواعدی است که برای مهار و تضعیف آن طراحی شده‌اند. تجربه ۴۷ سال گذشته نشان داده که نهادهای بین‌المللی نه براساس عدالت و حقوق برابر، بلکه بر مبنای توازن قدرت عمل می‌کنند و شورای امنیت بیش از آنکه ضامن صلح و امنیت باشد، ابزار فشار و مشروعیت‌سازی برای قدرت‌های مسلط بوده است. بنابراین تلاش برای حفظ اعتبار چنین ساختاری، تکرار اشتباه راهبردی در سرمایه‌گذاری سیاسی بر نظمی است که در ذات خود علیه استقلال و اقتدار ملی ایران عمل کرده است. این بیانیه یک فرصت تاریخی برای تهران فراهم آورده تا از موضع انفعال در برابر تصمیمات غربی خارج شود و در قالب نظم در حال تولد جهانی نقش‌آفرینی فعال‌تری ایفا کند. این نظم جدید، دیگر بر محور انحصار قدرت غرب، دلار و نهادهای واشنگتنی نمی‌چرخد؛ بلکه شبکه‌ای از همکاری‌های متنوع میان قدرت‌های منطقه‌ای، اقتصادی و تمدنی است که می‌کوشند از سلطه نهادهای بین‌المللی متکی به یک‌جانبه‌گرایی فاصله بگیرند. در چنین فضایی، ایران می‌تواند با استفاده از دیپلماسی چندجانبه مبتنی بر احترام متقابل، پیوندهای اقتصادی و امنیتی تازه‌ای با کشورهای جنوب جهانی، آسیا و غرب آسیا ایجاد کند و ضمن حفظ استقلال خود، در تدوین قواعد جدید بازی مشارکت کند. در مقابل، هرگونه تلاش برای بازسازی یا توجیه مشروعیت نظم فعلی (از جمله در قالب تلاش برای تداوم مذاکرات با غرب)، به معنای بازتولید همان زنجیری است که طی دهه‌ها منافع ملی ایران را محدود ساخته است. دفاع از شورای امنیت یا قطعنامه‌هایی که بر مبنای موازنه ناعادلانه قدرت شکل گرفته‌اند، نه عقلانی است و نه منطبق بر منافع ملت. جهان امروز در آستانه فروپاشی نظم تک‌قطبی است و رفتار هماهنگ چین، روسیه و ایران در این پرونده، یکی از نشانه‌های روشن این دگرگونی است. بنابراین، مسیر آینده ایران نباید در حفظ وضع موجود جست‌وجو شود، بلکه در بهره‌برداری از شکاف‌های جدید در ساختار جهانی و حضور فعال در بازتعریف قواعد نظم بین‌الملل است. تهران باید دیپلماسی خود را از حالت تدافعی به حالت تهاجمیِ عقلانی تغییر دهد، روایت خود را از چندجانبه‌گرایی مستقل و احترام متقابل بازسازی کند و هم‌زمان با تقویت توان اقتصادی، علمی و دفاعی داخلی، بنیان‌های قدرت ملی خود را از وابستگی به نهادهای جهانی بی‌طرفی‌نما رها سازد. بیانیه ۱۸ اکتبر نه پایان یک مناقشه هسته‌ای، بلکه آغاز دوره‌ای تازه در سیاست بین‌الملل است؛ دوره‌ای که در آن مشروعیت دیگر از مسیر قدرت نظامی و ساختارهای فرسوده شورای امنیت نمی‌گذرد، بلکه از توان کشورها برای ایجاد نظم‌های عادلانه‌تر، مبتنی بر احترام متقابل و استقلال واقعی سرچشمه می‌گیرد. در چنین جهانی، ایران اگر خود را بازیگر مؤسس بداند، می‌تواند از موضع ضعف به جایگاه ابتکار عبور کند؛ اما اگر همچنان در پی حفظ نظمی باشد که از دل آن زیان دیده است، از این گذار تاریخی بازخواهد ماند. @syjebraily
هدایت شده از ایماژ | سیدهادی فقیه
باورتان می‌شود؟ هر بار به نام «حذف رانت»، نرخ ارز را بالا می‌برند تا در کوچه سرمایه‌داران عروسی و در خانه مردم عزا برپا شود. یکبار و دوبار هم نه، سی سال است با همین دست‌فرمان، فقیر را فقیرتر و غنی را غنی‌تر کرده‌اند...! اگر هم کسی این تناقض را داد بزند، می‌شود طرفدار رانت!!! پ.ن: یادمان نرفته که همتی، یک‌شبه نرخ ارز را سی‌هزارتومان گران کرد تا مثلاً جلوی «توزیع رانت» را بگیرد و هنگامی که به او اعتراض شد، تمام رسانه‌هایشان را با پول بیت‌المال فعال کردند تا به تمسخر منتقدان بپردازند. @taravoshaat
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
36.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش های عجیب برای تشکیل یک حزب در ایـران در گفتگوی جدال با امیر خراسانی 🌐 youtu.be/F0ssiEMrtbI
دکتر پزشکیان گفته‌اند «هدف غربی‌ها از فعال‌سازی مکانیسم ماشه، محدود کردن فروش نفت ایران است». کارشناسان کلاه سرتان گذاشته‌اند بزرگوار! مکانیسم ماشه و اسنپ بک هیچ ارتباطی به فروش نفت ایران ندارد. یک بار وقت بگذارید ۶ قطعنامه شورای امنیت را بخوانید. نتیجه تحلیل غلط، تصمیم غلط است. توضیح اینکه طی سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ شورای امنیت سازمان ملل ۶ قطعنامه علیه ایران صادر کرد. در هیچ یک از این قطعنامه‌ها، محدودیتی برای فروش نفت ایران ایجاد نشده است. @syjebraily
شهر را بورس نکنید! سرانجام نئولیبرالیسم ایرانی به یکی از آرزوهای دیرینه خود که توکنایز کردن مسکن بود رسید. طرح «مسکن بهشت» که شهرداری تهران آن را با شعار حمایت از کارکنان خود و در قالب توکنایز کردن مسکن آغاز کرده، در ظاهر تلاشی است برای به‌کارگیری ابزارهای نوین مالی در خدمت رفاه اجتماعی؛ اما در واقع، یکی از آشکارترین نمودهای رسوخ منطق نئولیبرالی در ساحت سیاست عمومی و مدیریت شهری ایران است. پشت چهره به‌ظاهر نوگرای این طرح، دگرگونی عمیق‌تری نهفته است: دگرگونی در نسبت انسان، شهر و حاکمیت؛ یعنی جایگزینی حق با سرمایه، و تبدیل نیاز اجتماعی به کالای مالی. در منطق نئولیبرالیسم، دولت نه حافظ عدالت که تنظیم‌گر گردش سرمایه است؛ و شهر، نه بستر زیست جمعی، بلکه میدان بازی سود و دارایی. در چنین پارادایمی، مفهوم «حق مسکن» جای خود را به «امکان سرمایه‌گذاری در مسکن» می‌دهد. هر واحد مسکونی به توکن‌هایی تقسیم می‌شود که می‌توان آن‌ها را در بورس خرید و فروش کرد؛ و از همین‌جا، مسکن از «خانه بودن» تهی می‌شود. آنچه زمانی مأوای انسان بود، اکنون به «سهم»ی از دارایی بدل می‌گردد. شهرداری نیز به جای آنکه نهاد تدبیر امور عمومی باشد، در قامت کارگزار بازار ظاهر می‌شود؛ و بدین‌سان، مدیریت شهری از هنر تأمین زیست انسانی به فن مالی‌سازی دارایی‌ها فروکاسته می‌شود. اما این تنها تغییر در ابزار نیست؛ تغییر در هستی سیاست شهری است. شهر، که باید تجلی هم‌زیستی، عدالت فضایی و هویت جمعی باشد، به عرصه مبادله اعداد و نشانه‌ها بدل می‌گردد. «امر اجتماعی» در این فرایند به «امر مالی» فروکاسته می‌شود؛ «شهر» از موجودی زنده و دارای روح، به الگوریتمی از سرمایه تبدیل می‌شود. طرح «مسکن بهشت» در حقیقت گامی است در مسیر بورسی‌سازی شهر و سهام‌دارسازی شهروندان. شهروند دیگر در خانه‌اش زندگی نمی‌کند، بلکه در سهمی که خریده است نفس می‌کشد. او از زیستن در فضا به معامله در داده‌ها کوچ می‌کند. این، صورت جدیدی از ازخودبیگانگی است: انسانی که به جای ساختن خانه، به تماشای نوسان ارزش توکن خود دل‌خوش است. آنچه در این مسیر از دست می‌رود، تنها عدالت در توزیع مسکن نیست؛ بلکه روح شهر است؛ روحی که بر هم‌زیستی، معنا و حضور انسان در مکان استوار بود. شهری که به توکن و عدد فروکاسته شود، دیگر بازتاب زیست انسانی نیست، بلکه بازتاب زیست مالی است؛ شهری که در آن انسان نه شهروند، بلکه «دارنده دارایی دیجیتال» است. در اینجا دیگر نه از تمدن شهری سخن می‌توان گفت و نه از عدالت فضایی؛ زیرا شهر به جای آنکه صورت تحقق اجتماع انسانی باشد، به نمود گردش سرمایه بدل می‌شود. @syjebraily