eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
58.6هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
1هزار ویدیو
92 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از علی علیزاده - جدال
36.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
واکنش های عجیب برای تشکیل یک حزب در ایـران در گفتگوی جدال با امیر خراسانی 🌐 youtu.be/F0ssiEMrtbI
دکتر پزشکیان گفته‌اند «هدف غربی‌ها از فعال‌سازی مکانیسم ماشه، محدود کردن فروش نفت ایران است». کارشناسان کلاه سرتان گذاشته‌اند بزرگوار! مکانیسم ماشه و اسنپ بک هیچ ارتباطی به فروش نفت ایران ندارد. یک بار وقت بگذارید ۶ قطعنامه شورای امنیت را بخوانید. نتیجه تحلیل غلط، تصمیم غلط است. توضیح اینکه طی سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ شورای امنیت سازمان ملل ۶ قطعنامه علیه ایران صادر کرد. در هیچ یک از این قطعنامه‌ها، محدودیتی برای فروش نفت ایران ایجاد نشده است. @syjebraily
شهر را بورس نکنید! سرانجام نئولیبرالیسم ایرانی به یکی از آرزوهای دیرینه خود که توکنایز کردن مسکن بود رسید. طرح «مسکن بهشت» که شهرداری تهران آن را با شعار حمایت از کارکنان خود و در قالب توکنایز کردن مسکن آغاز کرده، در ظاهر تلاشی است برای به‌کارگیری ابزارهای نوین مالی در خدمت رفاه اجتماعی؛ اما در واقع، یکی از آشکارترین نمودهای رسوخ منطق نئولیبرالی در ساحت سیاست عمومی و مدیریت شهری ایران است. پشت چهره به‌ظاهر نوگرای این طرح، دگرگونی عمیق‌تری نهفته است: دگرگونی در نسبت انسان، شهر و حاکمیت؛ یعنی جایگزینی حق با سرمایه، و تبدیل نیاز اجتماعی به کالای مالی. در منطق نئولیبرالیسم، دولت نه حافظ عدالت که تنظیم‌گر گردش سرمایه است؛ و شهر، نه بستر زیست جمعی، بلکه میدان بازی سود و دارایی. در چنین پارادایمی، مفهوم «حق مسکن» جای خود را به «امکان سرمایه‌گذاری در مسکن» می‌دهد. هر واحد مسکونی به توکن‌هایی تقسیم می‌شود که می‌توان آن‌ها را در بورس خرید و فروش کرد؛ و از همین‌جا، مسکن از «خانه بودن» تهی می‌شود. آنچه زمانی مأوای انسان بود، اکنون به «سهم»ی از دارایی بدل می‌گردد. شهرداری نیز به جای آنکه نهاد تدبیر امور عمومی باشد، در قامت کارگزار بازار ظاهر می‌شود؛ و بدین‌سان، مدیریت شهری از هنر تأمین زیست انسانی به فن مالی‌سازی دارایی‌ها فروکاسته می‌شود. اما این تنها تغییر در ابزار نیست؛ تغییر در هستی سیاست شهری است. شهر، که باید تجلی هم‌زیستی، عدالت فضایی و هویت جمعی باشد، به عرصه مبادله اعداد و نشانه‌ها بدل می‌گردد. «امر اجتماعی» در این فرایند به «امر مالی» فروکاسته می‌شود؛ «شهر» از موجودی زنده و دارای روح، به الگوریتمی از سرمایه تبدیل می‌شود. طرح «مسکن بهشت» در حقیقت گامی است در مسیر بورسی‌سازی شهر و سهام‌دارسازی شهروندان. شهروند دیگر در خانه‌اش زندگی نمی‌کند، بلکه در سهمی که خریده است نفس می‌کشد. او از زیستن در فضا به معامله در داده‌ها کوچ می‌کند. این، صورت جدیدی از ازخودبیگانگی است: انسانی که به جای ساختن خانه، به تماشای نوسان ارزش توکن خود دل‌خوش است. آنچه در این مسیر از دست می‌رود، تنها عدالت در توزیع مسکن نیست؛ بلکه روح شهر است؛ روحی که بر هم‌زیستی، معنا و حضور انسان در مکان استوار بود. شهری که به توکن و عدد فروکاسته شود، دیگر بازتاب زیست انسانی نیست، بلکه بازتاب زیست مالی است؛ شهری که در آن انسان نه شهروند، بلکه «دارنده دارایی دیجیتال» است. در اینجا دیگر نه از تمدن شهری سخن می‌توان گفت و نه از عدالت فضایی؛ زیرا شهر به جای آنکه صورت تحقق اجتماع انسانی باشد، به نمود گردش سرمایه بدل می‌شود. @syjebraily
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مدح خاویر میلی، نماد وفاق «نئولیبرال‌های ریش‌دار» و «نئولیبرال‌های شش تیغ» روی پروژه آرژانتینایز کردن ایران است. اخبار آرژانتین را با دقت دنبال کنید. این نکته را هم در پس ذهن خود داشته باشید که اینجا آمریکای لاتین نیست، اینجا غرب آسیاست. ترامپ هم رفیق آقای پزشکیان نیست، دشمن ایشان است. راه آرژانتین، که در ایران طی می‌شود، به سوریه ختم خواهد شد. بشار اسد در اواخر عمر سیاسی خود ماجرا را فهمید و در اجلاس اتحادیه عرب به صراحت گفت که خاورمیانه را دو خطر تهدید می‌کند: صهیونیسم و نئولیبرالیسم. ولی خیلی دیر شده بود... @syjebraily
ادغام بانک آینده در بانک ملی، اگر با محاکمه متخلفان و مصادره کامل دارایی‌های افراد و نهادهای مرتبط با این بانک همراه نباشد، چیزی جز «ملی‌سازیِ زیان» نیست. هر تسهیلاتی که از محل منابع بانک آینده پرداخت شده و منجر به ایجاد دارایی‌ای شده که در زیان کنونی بانک سهم دارد، باید بدون استثنا مصادره شود؛ از جمله پروژه‌هایی نظیر «ایران‌مال». پیش از آن‌که زیان سایر بانک‌های خصوصی نیز به همین شیوه بر دوش مردم گذاشته شود، لازم است بساط بانک‌های خصوصی جمع شود. اقتصاد ایران نه از بانک‌های خصوصی خیری دیده و نه از خصوصی‌سازی بانک‌های دولتی. @syjebraily
مبارزه با قاچاق، از مهار قاچاق ارز آغاز می‌شود نئولیبرالیسم ایرانی هر از چند گاهی با نمایش قاچاق سوخت، خواهان دلاری کردن قیمت آن می‌شود. یک منطق ساده هم دارد و آن اینکه سوخت را گران می‌کنیم و از محل این گرانی، به ملت یارانه می‌دهیم. فارغ از اینکه ملت ایران یک بار این فریب را تجربه کرده و یارانه ۴۵ هزار تومانی به سرعت ارزش خود را از دست داده، «خرس خاله‌ها» به این واقعیت توجه ندارند که انرژی، آناناس نیست! گرانی آناناس تاثیری روی قیمت اقلام زندگی مردم ندارد، اما گرانی انرژی همه چیز را گران می‌کند. یافته مرکز پژوهش‌های مجلس این بود که ۱۰٪ افزایش قیمت بنزین، ۱.۵ واحد درصد تورم را افزایش می‌دهد. اخیراً وزیر اقتصاد نیز در یافته‌ای اذعان کرد هر ۱۰٪ افزایش قیمت انرژی ۴.۷ واحد درصد بر تورم می‌افزاید. به اینجای ماجرا که می‌رسیم، جمله آشنای «بد اجرا شد» تکرار می‌شود. واقعیت این است که اجرای خوب اساساً در کار نیست، چون مشکل از ایده است. اما چرا مشکل از ایده است؟ دلیل اصلی قاچاق سوخت در ایران را نباید در «ارزانی نامعقول سوخت» جست، بلکه باید آن را در «گرانی نامعقول ارز» و ساختار ناسالم نظام ارزی کشور دید. قاچاقچیان سوخت، نه به‌دلیل تفاوت قیمت بنزین، بلکه به‌دلیل تفاوت فاحش ارزش ریال با دلار و منطق سوداگرانه ناشی از آن، انگیزه صادرات غیرقانونی سوخت دارند. آنان در واقع از مرز انرژی وارد مرز پول می‌شوند: سوخت را صادر می‌کنند تا ارز به دست آورند و ارز را در بازار سیاه به ریال تبدیل کنند. اما ریشه گرانی نامعقول ارز در کجاست؟ در همان جایی که دولت اقتدار خود را از دست داده: در قاچاق ارز و فرار سرمایه. از ۱۳۹۷ تاکنون، نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار ارز صادرات غیرنفتی به کشور بازنگشته است. این حجم عظیم از «ارز مفقود» نه تنها تراز ارزی کشور را مختل کرده، بلکه با ایجاد کمبود مصنوعی ارز، نرخ دلار را بالا برده و به‌صورت زنجیروار، همه قیمتها را به آتش کشیده است. در این میان، مخالفان «پیمان‌سپاری ارزی کامل» ــ یعنی الزام صادرکنندگان به بازگرداندن ارز ــ در سمت قاچاقچیان ارز ایستاده‌اند. این مخالفت‌ها هرچند در ظاهر با شعار «آزادی اقتصادی» یا «اعتماد به بازار» توجیه می‌شود، در واقع پوششی است برای تداوم فرار ارز و سوداگری ارزی. قاچاقچیانی که با هر جهش نرخ ارز، ثروت‌های افسانه‌ای می‌اندوزند، در حقیقت از جیب ۹۰ میلیون ایرانی می‌دزدند؛ زیرا هر دلار خارج‌شده از کشور، به معنای بی‌ارزش‌تر شدن ریال است. عجیب آن است که همین گروه، که از قاچاقچیان ارز دفاع می‌کنند، ناگهان در نقش «مبارز با قاچاق سوخت» ظاهر می‌شوند و نسخه گران کردن سوخت را می‌پیچند. آنان با یک مغالطه خطرناک، می‌گویند چون بنزین در کشورهای همسایه گران‌تر است، باید قیمت داخلی را نیز بالا برد تا قاچاق از بین برود. اما این منطق، وارونه کردن رابطه علت و معلول است. ریشه قاچاق در تفاوت قیمت ارز است، نه در تفاوت قیمت سوخت. تا زمانی که ارزش پول ملی با سازوکارهای سوداگرانه تعیین شود، هر کالای داخلی (از سوخت تا سیمان و گندم) قابلیت قاچاق پیدا می‌کند. بنابراین، مبارزه واقعی با قاچاق، نه با گران کردن سوخت، بلکه با بازگرداندن اقتدار پول ملی و اعمال حاکمیت ارزی ممکن است. اگر ارز حاصل از صادرات به چرخه رسمی بازنگردد، نه بانک مرکزی می‌تواند سیاست پولی اعمال کند، نه دولت می‌تواند بودجه را مدیریت کند، و نه جامعه می‌تواند از ثبات قیمتی برخوردار باشد. در سطحی عمیق‌تر، ما با دو منطق متقابل روبه‌رو هستیم: منطق نخست، منطق ملی است که ارز را «دارایی عمومی ملت» می‌داند و بازگشت آن را وظیفه‌ای ملی و اخلاقی تلقی می‌کند. منطق دوم، منطق نئولیبرالی است که ارز را «ملک خصوصی» می‌داند و از رهاسازی کامل آن در بازار دفاع می‌کند. در عمل، پیروزی منطق دوم به معنای تسلیم حاکمیت اقتصادی در برابر شبکه‌های رانت، فرار سرمایه و فساد ساختاری شده است. در نتیجه، مسئله امروز کشور نه «ارزانی سوخت» است و نه حتی «گران بودن ارز»؛ مسئله اصلی، «بی‌صاحبی ارز» است. ارزی که باید پشتوانه تولید ملی باشد، در حساب‌های بانکی خارج از کشور یا در بازارهای غیررسمی گردش می‌کند. تا زمانی که این وضعیت اصلاح نشود، هر سیاستی برای اصلاح قیمت انرژی، جز افزودن بر نابرابری و فشار بر طبقات پایین نتیجه‌ای نخواهد داشت. عدالت اقتصادی در گرو بازگرداندن حاکمیت ملی بر ارز و انرژی است. اگر ارز، ابزار سلطه باشد و انرژی، ابزار جبران بودجه، جامعه‌ای شکل می‌گیرد که در آن فقرا هزینه سیاست‌های ارزی را می‌پردازند و ثروتمندان از تفاوت نرخ‌ها ثروت‌اندوزی می‌کنند. اصلاح این چرخه، نه با آزادسازی قیمت‌ها، بلکه با بازسازی اراده حاکمیت بر منابع ملی آغاز می‌شود. @syjebraily
هدایت شده از حکمران
پرسش و پاسخ جالب یک کاربر با هوش مصنوعی توئیتر(گروک) 📱گروک باتوجه به توییت های یاسر جبرائیلی به نظرت ایده های اون به کمونیست نزدیک نیست؟ 💡با بررسی توییت‌های دکتر جبرائیلی، ایده‌هاشون بر پایه معارف انقلاب اسلامی، عدالت اجتماعی و مقاومت اقتصادی متکیه داره. ایشون صریحاً کمونیسم رو نقد می‌کنن (مثل "توزیع برابر فقر") و هر دو ایدئولوژی کمونیسم و لیبرالیسم رو رد کردن. شباهت‌های ظاهری با سوسیالیسم، ریشه در اصول اسلامی داره، نه کمونیسم. 📱 از نظر اقتصادی ایده‌هاش به کمونیسم نزدیکه یا به لیبرالیسم؟ 💡ایده‌های اقتصادی دکتر جبرائیلی بر مبنای اقتصاد اسلامی استوار است که مالکیت خصوصی را حفظ می‌کند و ربا را ممنوع می‌شمارد، لذا به لیبرالیسم نزدیک نیست. از سوی دیگر، با نقد توزیع برابر فقر در کمونیسم و تأکید بر کارآفرینی و رقابت سالم، از آن فاصله می‌گیرد. این رویکرد، راه سومی را ترسیم می‌کند که عدالت اجتماعی را با مکانیسم‌های بازار ترکیب می‌نماید، نه ایدئولوژی غربی یا شرقی. 📱حاجی حالت خوشه؟ ایشون کلا مالکیت خصوصی رو نفی میکنه!! 💡دکتر جبرائیلی مالکیت خصوصی رو نفی نمی‌کنه؛ بلکه بر گسترشش در میان مردم برای عدالت اجتماعی تأکید داره. ایشون فرمودن: «نسخه نظام اقتصادی اسلام، گسترش مالکیت خصوصی در سطح عموم مردم به‌منظور تأمین عدالت اجتماعی است.» این رویکرد اسلامی، مالکیت رو مشروط به مصالح عمومی می‌دونه، نه انکار مطلق مثل کمونیسم. 📱یعنی ایشون موافق خصوصی سازی و بازار آزاد هستن؟ 💡دکتر جبرائیلی با خصوصی‌سازی نئولیبرال که به نابرابری و رانت منجر می‌شود مخالف است، اما بر گسترش مالکیت خصوصی در میان عموم مردم برای عدالت اجتماعی تأکید دارد. بازار آزاد را بدون قید و بندهای اسلامی و عدالت‌محور رد می‌کند و اقتصاد را بر پایه اصول اسلامی می‌بیند که رقابت سالم را با نظارت عمومی ترکیب می‌نماید. این رویکرد، نه کمونیسم است و نه لیبرالیسم افراطی، بلکه راه سومی مبتنی بر تمدن نوین اسلامی. 📱بازار آزاد بدون قید بند های اسلامی یعنی چی؟ 💡بازار آزاد بدون قید و بندهای اسلامی، به معنای اقتصاد نئولیبرال است که در آن سود حداکثری بدون رعایت احکام شرعی مثل ممنوعیت ربا، زکات، انفاق و عدالت اجتماعی حاکم می‌شود. این مدل منجر به انباشت ثروت در دست عده‌ای معدود، استثمار کارگران و نابرابری فزاینده می‌گردد، بدون نظارت اخلاقی اسلام برای حفظ کرامت انسانی. دکتر جبرائیلی چنین بازاری را رد می‌کند و بر اقتصاد اسلامی اصرار دارد که رقابت را با عدالت ترکیب نماید. حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻 @HokmranOnline
به مناسبت خارج نشدن ایران از لیست سیاه FATF باوجود الحاق به کنوانسیون‌های CFT و پالرمو، از مردم شریف ایران می‌خواهم این مناظره با آقای باهنر (عضو مجمع تشخیص) را که ۲۰ دیماه ۱۴۰۳ پیش از تصویب الحاق به این دو کنوانسیون در مجمع برگزار شد را ملاحظه بفرمایند. https://youtu.be/lgw2Kn6KgCQ?si=Du4XheX3eIpiNUaF
امشب که در جاده مشغول رانندگی بودم، این ارائه طوفانی نیک هانوور را گوش کردم و لذت بردم. چقدر زیبا بنیان‌های سست نئولیبرالیسم را به چالش می‌کشد و تعارض اصول این مکتب را با واقعیت نمایش می‌دهد‌. از دوستان حکمران خواستم متن کاملش را منتشر کنند. نیک می‌گوید برخلاف ادعای نئولیبرال‌ها که می‌گویند افزایش دستمزدها موجب افزایش بیکاری می‌شود، به تجربه دیدیم که در سیاتل پس از افزایش دستمزدها اشتغال افزایش یافت. افزایش دستمزدها باعث از بین رفتن مشاغل نمی‌شود، بلکه موجب ایجاد اشتغال می‌شود. ‌ https://youtu.be/th3KE_H27bs?si=LxcmHtYCrDc0cBdr
هدایت شده از جریان
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦️پیش‌بینی چند ماه پیش دکتر جبرائیلی: با وجود تصویب الحاق به CFT و پالرمو، ایران در لیست سیاه FATF باقی می‌ماند... ▪️غربگرایان دیدید ایران با قبول CFT و پالرمو ایران در لیست سیاه ماند @Jarian_com