ما به فرازهای تاریخ ایران افتخار میکنیم و از فرودهایش درس عبرت میگیریم. ما ایرانی هستیم و تاریخ این سرزمین بخشی از هویت ماست. اما نمایش افتخارات ایران باستان همزمان با لاپوشانی خبر گرانسازی ارز و بنزین، کار فرهنگی نیست، یک پردهٔ سیاسی است برای پنهانکردن درد معیشت مردم؛ چنانکه خاویر میلی در آرژانتین با برگزاری کنسرت قصد لاپوشانی رنج مردم از سیاستهایش را دارد.
در تاریخ پرشکوه ایران، از آرش کمانگیر تا سردار سورنا، از رئیسعلی دلواری تا سپهبد سلیمانی همه ایستادند و فداکاری کردند تا به این نقطه رسیدیم.
راهِ اقتدار و تعظیم دوبارۀ غرب در برابر ایران، از بازپسگیری اقتصاد ملی میگذرد.
باید زنجیر دلار از پای اقتصادمان باز کنیم. تردید نداریم تا قله راهی نمانده است.
@syjebraily
هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
18.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥| آیتالله میرباقری: وقتی شما دانشآموز را در مقابل تمدن غربی و توسعۀ غربی، تحقیر میکنید، دیگر نمیشود در درس «تعلیمات دینی» به او بگویی: "با مدل غربیها لباس نپوش! و سبک زندگی آنها را نپذیر!". چون قبول نمیکند!
☑️ @mirbaqeri_ir
هدایت شده از خبر فوری سراسری
6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ رسایی: از جیب هر ایرانی 80 میلیون تومان صرف خروج سرمایه شده است / کارشناسان زالوصفت هر چند سال یکبار به بهانه رانت نسخه افزایش نرخ ارز میدهند
نماینده مردم تهران در صحن علنی مجلس:
🔹سه دهه سیاستهای اقتصادی غلط قدم به قدم سفرههای مردم را کوچک و سرمایه داران را فربه کرد
🔹سیاستها به گونهای بوده است که از دهه 70 هر کس ارز در اختیار داشت سود نجومی به دست آورد
🔹هر چند سال یکبار جریان کارشناس زالو صفت میگوید فاصله ارز آزاد و ترجیحی زیاد است و باعث رانت میشود و هر بار به بهانه مبارزه با رانت نرخ ارز را بالا میبرند
🔹در یک سال اخیر نرخ ارز بیش از دو برابر شده است اما برخی با بهانه رانت به دنبال افزایش نرخ ارز هستند
📌 #فوری_سراسری
به بزرگترین کانال ایتا بپیوندید👇
@fori_sarasari
هدایت شده از حکمران
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 گلایه آیتالله مدرسی امام جمعه بخش مرکزی یزد در خطبه های نماز جمعه از سیاست های ارزی دولت و تنگ شدن سفره مردم
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
هدایت شده از حکمران
💢آیتالله کعبی: صادرات بدون بازگشت ارز، مصداق خروج سرمایه است
🔹آیت الله عباس کعبی نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری نوشت: صادرات بدون بازگشت ارز، مصداق خروج سرمایه است. در شرایطی که تولید صادراتمحور در ایران عمدتاً بر پایه یارانههای انرژی، زیرساختهای دولتی، و نیروی کار داخلی شکل میگیرد، انتظار میرود ارز حاصل از صادرات به چرخه رسمی اقتصاد بازگردد.
🔸با این حال، در عمل، بخش قابل توجهی از این ارزها یا در حسابهای خارجی نگهداری میشود، یا در فرآیندهای غیررسمی واردات و سوداگری ارزی مصرف میگردد. این رفتار، عملاً به معنای خروج سرمایه از کشور و تضعیف بنیانهای پولی و مالی جمهوری اسلامی است.
🔹عدم بازگشت ارز صادراتی در صورتی که منجر به اخلال در نظام اقتصادی، تضییع حقوق عمومی، یا مخالفت با مقررات حکومت اسلامی شود، از نظر تکلیفی «حرام» است واز نظر حکم وضعی چناچه در اثر ترک فعل و یا تقصیر موجب ضرر وزیان عمومی شود ضمان اور است و خسارات وارده باید توسط فرد یا دستگاه متخلف باید جبران شود.
🔻متن کامل این یادداشت را در اینجا بخوانید
حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد🔻
@HokmranOnline
هدایت شده از روایت حقیقت اقتصاد ایران
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باید انتخاب کرد یا دولت ارزش پول ملی را تعیین کند یا سرمایهدار؟!
#جبهه_مردمی_روایت_حقیقت
✔️@econo_fact
هدایت شده از مرکز مطالعات پیشرفت عماد
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 #ببینید | اندازه دولت خیلی بزرگ است!!!
🔹 مرکز مطالعات پیشرفت عماد
ایتا 🔅 ویراستی 🔅 آپارات 🔅 بله 🔅 وبسایت
#موشن
#مرکزمطالعاتپیشرفتعماد
💠 @emaadcenter
مراد از دلارزدایی چیست؟
پول در اقتصاد، سه وظیفه دارد: ۱- واسطه مبادله ۲- ذخیره ارزش (پس انداز) ۳- معیار سنجش (قیمتگذاری).
به هر مقداری که عناصری غیر از پول ملی این وظایف را بر عهده بگیرند، تقاضا برای پول ملی کاهش مییابد و ارزش آن سقوط میکند. اگر مردم بخواهند در مبادلات روزمره خود، از چیزی غیر از ریال برای داد و ستد استفاده کنند، اگر بخواهند پساندازهای خود را به شکلی غیر از ریال نگهداری کنند، و اگر قیمتگذاری اجناس و کالاها با واحدی غیر از ریال صورت گیرد، ریال لاجرم ارزش خود را از دست میدهد.
دلاریزه شدن اقتصاد(Dollarization) به پدیدهای اطلاق میشود که طی آن، یک ارز خارجی(معمولا دلار)، وظایف پول ملی یک کشور را ایفا میکند.
دو نوع دلاریزه شدن وجود دارد: ۱- کامل ۲- نسبی.
در دلاریزه شدن کامل(Full Dollarization)، یک کشور رسما ارز خارجی را به عنوان پول رایج، جایگزین پول ملی معرفی میکند. پاناما، اکوادور، السالوادور و زیمبابوه، کشورهایی هستند که دلار آمریکا را به عنوان پول رایج خود پذیرفتهاند. در دلاریزه شدن نسبی(Partial Dollarization)، ارز خارجی در کنار پول ملی وظایف پول را در محدوده یک سرزمین ایفا میکند.
یکی از انواع دلاری شدن نسبی این است که پول ملی همچنان به عنوان «واسطه مبادله» در داد و ستدها استفاده میشود، اما ارز خارجی نقش «معیار سنجش» و «ذخیره ارزش» را تصاحب میکند. به نحوی که کالاها رسما به دلار (یا هر ارز خارجی دیگر) قیمتگذاری میشوند، اما در داد و ستد، معادل دلاری پول ملی مبادله میشود. همچنین، مردم میتوانند حساب رسمی بانکی به دلار داشته باشند و پول ملی را به دلار تبدیل کرده و پسانداز نمایند. استنلی فیشر (Stanley Fischer) بیستمین قائم مقام فدرال رزرو آمریکا که در یک دورهای ریاست بانک مرکزی رژیم صهیونیستی را نیز برعهده داشته است، طی یک سخنرانی در سال ۲۰۰۶ در ترکیه، روایت کرده است که اقتصاد رژیم صهیونیستی از مصادیق «دلاریزه شدن نسبی» است و در سرزمینهای اشغالی برخی اقلام از جمله مسکن، اجارهبها، و برخی خدمات نظیر دستمزد حسابداران و وکلا به دلار قیمتگذاری میشود. او میگوید در نتیجه این دلاریزه شدن نسبی، وقتی نرخ ارز تغییر میکند(یعنی ارزش شِکِل در برابر دلار بالا و پائین میشود)، نه تنها قیمت کالاهای وارداتی تغییر میکند، بلکه قیمتهای داخلی نیز دچار نوسان میشود. لذا افزایش نرخ ارز ظرف چند ماه باعث افزایش قیمتها میشود.
در ادبیات علمی، سه اثر سوء برای دلاریزه شدن اقتصاد ذکر شده است: ۱- کاهش تقاضا برای پول ملی و در نتیجه کاهش ارزش آن ۲- کاهش اثربخشی سیاستهای پولی ۳- ناتوان شدن دولت برای مدیریت فرآیندهای اقتصاد کلان.
متاسفانه اقتصاد ایران نیز در دولت نهم به صورت نسبی دلاریزه شد. به نحوی که پیرو جهانیسازی قیمت نفت و گاز و فلزات و مواد پتروشیمی و پالایشی، وظیفه «معیار سنجش» (Unit of Account) از وظائف سهگانه پول تقریبا به طور کامل از ریال سلب شده و به دلار واگذار شد.
با جایگزینی دلار با ریال برای ایفای نقش «معیار سنجش» طبیعتا هرگونه افزایش در نرخ ارز، منجر به افزایش قیمت مواد اولیه ایرانی و نهایتا افزایش قیمت محصولات مصرفی مردم میشود. در چنین شرایطی، جایگزینی دلار با ریال برای ایفای دو وظیفه دیگر یعنی «واسطه مبادله» و «ذخیره ارزش» نیز آغاز میشود. وقتی مردم میبینند که قیمت همه اقلام زندگیشان با دلار تعیین میشود، تمایلی برای فروش اجناس یا حتیالامکان دریافت دستمزد خود به ریال را ندارند (بجز قشر کارگر و کارمند که چارهای جز دریافت حقوق ریالی ندارند).
متن کامل این یادداشت را در اینجا بخوانید
@syjebraily
هدایت شده از دکتر حسین صمصامی
19.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ملت شریف ایران
هزینۀ تمام شدۀ یک لیتر بنزین برای دولت زیر ۲۰۰۰ تومان است و اینکه میگویند دولت برای هر لیتر بنزین ۵۰ هزار تومان هزینه میکند، حرف غلطی است.
دولت حتی یک ریال و یک سنت هم بابت خرید بنزین پول نمیدهد و همۀ هزینهها از نفت ملی پرداخت میشود.
توئیت بعدی را حتما ببینید.
کانال دکتر حسین صمصامی در ایتا
https://eitaa.com/dr_hsamsami
چین و مسئله نقدینگی؛ پاسخ تجربهمحور به افسانه نئولیبرالها
یکی از عمیقترین خطوط گسست میان اندیشۀ نئولیبرالی و واقعگرایی نهادی، مسئلۀ «نقدینگی» است. در روایت نئولیبرال، نقدینگی صرفاً یک متغیر پولی است که اگر رشد کند، تورم میآورد و اگر مهار شود، ثبات ایجاد میکند. اقتصاد در این نگاه، دستگاهی است که باید از «مداخله دولت» و «انبساط اعتبارات» مصون بماند؛ و نقش دولت به حفظ انضباط بودجهای و کنترل پایه پولی تقلیل مییابد. اما تجربه چین به عنوان یکی از بزرگترین جهشهای توسعهای انسان در طول تاریخ، این روایت را به چالش میکشد و نشان میدهد که نقدینگی میتواند نه تهدید اقتصاد، بلکه سوخت آن باشد؛ مشروط به اینکه به درستی در معماری تولید جایگذاری شود.
پکن پس از بحران ۲۰۰۸، بهجای ریاضت مالی، اعتبار را به ابزار حکمرانی تولیدی تبدیل کرد. نظام بانکی چین طی پانزده سال بیش از ۳۰ تریلیون دلار دارایی جدید خلق کرد و تا ۲۰۲۴، ترازنامه بانکهای این کشور به ۵۹ تریلیون دلار رسید (سه برابر GDP چین و بیش از نیمی از GDP کل جهان!). این «سیل نقدینگی» برخلاف تصور نئولیبرالها، به سفتهبازی و تورم افسارگسیخته منتهی نشد؛ بلکه بهصورت سازمانیافته برای پشتیبانی از شتاب صنعتی، مقیاسسازی زنجیرههای ارزش، توسعه زیرساختهای تولید، و تجاریسازی فناوریهای نو به کار رفت.
این الگوی اعتباری، موتور اقتصادی چین را به سطحی رساند که امروز این کشور یکسوم کالاهای جهان را تولید میکند و در حوزههایی چون کشتیسازی، خودروهای برقی، باتری، مواد معدنی کمیاب، دارو، و پنلهای خورشیدی بیش از کل بقیه جهان تولید دارد. شهرهایی مانند شنژن و هفی قادرند یک طرح صنعتی را ظرف چند روز از مرحله نمونه اولیه به تولید انبوه برسانند؛ توانی که بدون انبوهسازی اعتبارات، شبکه برق عظیم، سرمایهگذاری در زیرساخت، رباتیک گسترده و هماهنگی دولت–صنعت ممکن نبود.
تجربه چین نشان میدهد نقدینگی نه ذاتاً «تورمزا»ست و نه ذاتاً «مخرب». نقدینگی، همانند انرژی، بسته به معماریای که در آن جاری میشود، میتواند یا اقتصاد را بسوزاند یا آن را به پرواز درآورد. نئولیبرالیسم با بیتوجهی به ظرفیت سازمانی دولت و بیاعتنایی به رابطه ساختاری میان پول و تولید، نقدینگی را صرفاً یک متغیر بیطرف یا خطرناک تلقی میکند. اما چین نقدینگی را در دل نظام تولید، زیرساخت، تحقیق و توسعه، زنجیره تأمین و شرکتهای دولتی و خصوصی نشاند و آن را به نیروی مهندسیشده توسعه تبدیل کرد.
این الگو، البته جایگزین نسخههای کلاسیک اقتصاد آزاد نیست؛ اما بهروشنی نشان میدهد که نقدینگی در خلأ خطرناک است، نه در تولید. آنچه نئولیبرالیسم از آن غفلت میکند همین «جایگذاری نهادی» است: پول وقتی به سمت کارخانه، شبکه حملونقل، انرژی، فناوری، رباتیک، صادرات و بهطور کلی «ظرفیت تولیدی» هدایت شود، نه تنها موجب تورم نمیشود، بلکه بنیان جهش اقتصادی را میسازد. و در مقابل، نقدینگی سرکوبشده یا محبوسشده در اقتصاد، به جای ثبات، موجب رکود ساختاری میشود. نسبت نقدینگی به تولید ناخالص داخلی در چین بالای 240 درصد است، اما در ایران، در نتیجه معادله ویرانگر «اقتصاد دلاریزه+نرخ ارز رها+کنترل نقدینگی»، این نسبت به زیر 50 درصد رسیده و تولید در حال تلف شدن از تشنگی است.
نمونه چین، با همه پیچیدگیها و تفاوتهایش، یک درس ساده اما بنیادی دارد: نقدینگی اگر در چارچوب یک استراتژی ملی تولید بنشیند، نه عامل بیثباتی، بلکه موتور توسعه است. مشکل نقدینگی نیست؛ معماریای است که نقدینگی در آن جاری میشود.
@syjebraily
ما با نظم مخالف نیستیم، اما نظمی که بر پایه بیعدالتی باشد، همان بینظمی رسمی است. تا بساط غارت انفال و رانت بانکی و ارزی جمع نشود، برخورد با دستفروش و ضعیفترها فقط نقاب قانون است بر چهره تبعیض.
صلاح ملک و مملکت در عدالت بیتناقض است.
@syjebraily
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برادر عزیزمان آقای دکتر زاکانی در جهت همراهی با تلاشهای دولت و مجلس برای توجیه گرانسازی سوخت گفته است: «۴۷ درصد مردم اصلاً از بنزین استفاده نمیکنند، اما یارانه آن بهطور مساوی میان همه تقسیم میشود».
چنانکه دکتر صمصامی به روشنی توضیح دادهاند، هزینه تمام شده بنزین برای دولت زیر ۲ هزار تومان است و «یارانه»ای در کار نیست. اما اگر محل محاسبه این یارانه، قیمت جهانی و دلاری نفت است، ملت ایران یارانه نمیخواهد، ابتدا حقوق و دستمزدها را دلاری و جهانی کنید، سپس قیمت بنزین را هم جهانی کنید. از کارکنان شهرداری هم پرداخت دلاری حقوقها را شروع کنید!
@syjebraily