eitaa logo
سید یاسر جبرائیلی
72.5هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
1.1هزار ویدیو
96 فایل
🔸️استادیار تمدن اسلامی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی ارتباط با ما: @jebraily_admin
مشاهده در ایتا
دانلود
سید یاسر جبرائیلی
امام خمینی(ره) :«مالکیت بدان صورت که در امریکا مطرح است اصولاً در اسلام وجود ندارد. اسلام مالکیت را
‌در این بیان کوتاه اما سرنوشت‌ساز، حضرت امام تصویری از ماهیت مالکیت در اسلام ترسیم می‌کند که جایگاه آن را در برابر دو منظومه‌ بزرگ اندیشه مدرن به‌روشنی آشکار می‌سازد. سخن ایشان نه یک بحث اقتصادی صرف، بلکه یک بیانیه فلسفی درباره انسان، اختیار، عدالت و نسبت دولت و جامعه است. امام قاطعانه می‌فرمایند: «مالکیت بدان صورت که در آمریکا مطرح است اصولاً در اسلام وجود ندارد.» این جمله یک نفی ریشه‌ای است؛ نفی مطلق‌سازی مالکیت خصوصی، نفی شیوه‌ای که در آن مالکیت به حقی بی‌مرز، بی‌تعهد و بی‌قید اخلاقی تبدیل می‌شود. در منطق سرمایه‌داری لیبرال، مالکیت نه فقط یک حق اقتصادی، بلکه نقطه ثقل آزادی فردی است و هیچ سقفی جز قدرت بازار برای آن تعریف نمی‌شود. فرد آزاد است که بیندوزد، انباشته کند و زمین و سرمایه را تا هرجا که توانش برسد به تملک خود درآورد. اما همین آزادی، در فلسفه امام خمینی، به نوعی اسارت تبدیل می‌شود: انباشتِ نامحدود، دیگران را از حق زیست و عدالت محروم می‌سازد و آزادی بعضی را به قیمت محرومیت بسیاری تأمین می‌کند. اسلام چنین مالکیت افسارگسیخته‌ای را نمی‌پذیرد، زیرا نگاه اسلام به مالکیت، نگاه به یک «نظام توزیع قدرت» است. در اسلام، مالکیت هیچ‌گاه یک حق مطلق نیست؛ حق مشروط است، مشروط به عدالت، مشروط به حرمت ربا و احتکار، مشروط به حدود زمین‌داری، مشروط به مسئولیت اجتماعی و اخلاقی. در منطق اسلام، فرد مالک است، اما مالکیت او تا آنجا معتبر است که جامعه را از مدار عدالت خارج نکند. درست در همین نقطه است که اسلام از لیبرالیسم جدا می‌شود. لیبرالیسم آزادی مالکیت را اصالت می‌دهد، اما اسلام عدالت را محور قرار می‌دهد؛ لیبرالیسم هدف را فرد می‌بیند، اسلام انسان را؛ انسانی که هم فرد است و هم عضوی از یک کل. اما امام خمینی در همان لحظه که مالکیت بی‌حد و مرز را نفی می‌کند، مالکیت‌زدایی کمونیستی را نیز رد می‌کند. کمونیسم با حذف مالکیت خصوصی می‌خواهد عدالت را برپا دارد، اما این حذف، از نگاه اسلام، با فطرت انسان ناسازگار است. مالکیت در اندیشه اسلامی تنها یک پدیده اقتصادی نیست؛ عرصه اختیار و مسئولیت انسانی است. اگر مالکیت نباشد، اختیار فردی فرومی‌ریزد، تلاش و خلاقیت بی‌معنا می‌شود و دولت به یک قدرت مطلقه تبدیل می‌شود. در کمونیسم، انسان از صحنه اقتصاد حذف می‌شود و دولت جایگزین انسان می‌گردد، در حالی که در اسلام، دولت نمی‌تواند جایگزین مردم شود. جامعه بدون مالکیت خصوصی، جامعه‌ای است که در آن مالکیت را دولت قبضه می‌کند و فرد به کارمندی تبدیل می‌شود که نه اختیار دارد و نه انگیزه. اسلام نه مالکیت مطلق لیبرالی را می‌پذیرد و نه مالکیت‌زدایی کمونیستی را؛ اسلام مالکیت را می‌پذیرد اما در شبکه‌ای از قوانین آن را تعدیل می‌کند. وقتی امام می‌گوید: «اگر به قوانین اسلام عمل شود هیچ کس دارای زمین‌های بزرگ نمی‌شود»، این تنها یک گزاره فقهی نیست؛ نقدی بنیادین بر منطق انباشت سرمایه است. در اسلام، قوانین زکات، خمس، انفال، ارث، حدود زمین‌داری، حرمت ربا و احتکار و ده‌ها حکم دیگر، به‌گونه‌ای در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند که تمرکز ثروت را ناممکن و پیدایش طبقات مسلط را نابسنده می‌کند. اسلام با این نظام، نه مالکیت را می‌سوزاند و نه رها می‌کند؛ آن را در مدار عدالت قرار می‌دهد تا جامعه به دو قطب «غنی غالب» و «فقیر مغلوب» تقسیم نشود. در ادامه همین منطق است که امام خمینی به نکته‌ای کلیدی می‌رسد: «وقتی مالکیت این چنین تعدیل شد چرا پای دولت را به میان کشیم و زمین‌ها و صنایع را به دست مردم نسپاریم؟» این جمله، جوهره نگرش اقتصادی اسلام را آشکار می‌کند: اسلام نه بازارسالاری لیبرال را می‌پذیرد، نه دولت‌سالاری کمونیستی را. اسلام، اقتصاد را بر قدرت مردم بنا می‌کند؛ اما مردمی که در مدار عدالت زندگی می‌کنند، نه مردمی که زیر چکمه‌های رانت و سرمایه و انحصار خُرد شوند. دولت در اسلام ناظر است، نه مالک؛ هادی است، نه تاجر؛ حافظ عدالت است، نه رقیب مردم. آن‌گاه که مالکیت تعدیل شود و انباشت ثروت نامشروع ناممکن گردد، اقتصاد از آن مردم می‌شود و جامعه از سلطه دولت بزرگ و سرمایه‌دار بزرگ رها می‌گردد. آنچه امام بیان می‌کند صرفاً یک نسخه‌ اقتصادی نیست؛ یک نظریه‌ی انسان‌شناسی است. لیبرالیسم آزادی بدون عدالت را تقدیس می‌کند؛ کمونیسم عدالت بدون آزادی را. اما اسلام آزادی را در خدمت عدالت قرار می‌دهد. اسلام نه فرد را فدای جامعه می‌کند و نه جامعه را فدای فرد؛ برای اسلام، انسان مهم است؛ انسان مختار، انسان مسئول، انسان رها از سلطه دولت و سرمایه. از همین رو اسلام نه راه سوم میان کمونیسم و لیبرالیسم است، بلکه افقی برتر است؛ افقی که در آن مالکیت هست اما مالکیت‌پرستی نیست، دولت هست اما دولت‌سالاری نیست، آزادی هست اما بی‌عدالتی نیست. @syjebraily
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اظهارات آقای طباطبایی خلاف واقع است و اگر آقای هاشمی نیز این سخن را گفته باشند، خلاف گفته‌اند. فیلم اجلاسیه ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ خبرگان موجود است. آقای هاشمی در آن جلسه صریحا می‌گویند امام هم با رهبری شورایی مخالف بودند. ضمنا آقای هاشمی با علم به نظر حضرت امام حضرت امام درباره رهبری حضرت آقا، و با علم به نظر مخالف امام با رهبری شورایی، اولا تا لحظه آخر از رهبری شورایی دفاع کردند و ثانیا تنها پس از اینکه اعضای خبرگان از وی مطالبه کردند، نظر امام درباره حضرت آقا را بیان کردند. در کتاب «روایت رهبری» مبسوط به این بحث پرداخته‌ام: https://khameneibook.ir/book/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C
هدایت شده از  سالار سنجری
34.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 سخنان منطقی و علمی امام جمعه چهاردانگه در مورد نظر عده ای از کارشناسان مبنی بر افزایش قیمت بنزین 🔺 محاسبه قیمت بنزین با نرخ جهانی به دلایل مختلف صحیح نمی باشد . 🔺اگر مبنای قیمت بنزین جهانی است ( لیتری یک دلار ) چرا حقوق کارگری جهانی نباشد ( هزار دلار ) ▫️خطبه های نمازجمه چهاردانگه 🔸@SalarSanjari
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌مادرم... تو یک تنه در برابر تاریخ ایستادی؛ تاریخ لجوج، تاریخ قدرت‌پرست، تاریخ رجالی که تا پیامبر در میانشان بود، برای «حقیقت» شمشیر می‌زدند و بلافاصله پس از او، زیر سایه «مصلحت» پنهان شدند. و در آن ساعتی که همه خاموش شدند، تو شعله شدی. در لحظه‌ای که حق را در اتاق‌های بسته دفن می‌کردند، تو فریاد شدی. پهلوی تو را شکستند، اما منطق تو نشکست. درب خانه‌ات را سوزاندند، اما قامت پرچم حقانیت تو چنان بلند بود که شعله‌های آتش بدان نرسید. گمان کردند حقیقت را با فشار درب و ضرب تازیانه می‌توان شکست؛ غافل از اینکه حقیقت، آنگاه که در جان یک زن جا بگیرد، کوه می‌شود، آتش می‌شود؛ معیاری می‌شود که تاریخ ناگزیر است با آن سنجیده شود و هیچ قدرتی، هیچ زمان و هیچ ظلمی، توان خاموش کردنش را ندارد. ناله‌های تو، اعلامیه قیامی بود که تا امروز ادامه دارد. اشک‌های تو، نه سند مظلومیت که سند مشروعیت بود. تو جاودانه‌ای! چرا که حقیقت اگر به خون آغشته شد، دیگر در زمان نمی‌میرد... @syjebraily
‌شهید رئیسی با موضوع تورم جلسه‌ای گذاشته بودند که حقیر هم دعوت بودم. آقای دکتر منظور هم دعوت بودند و کنار هم نشسته بودیم. نوبت‌شان که شد گفتند اگر آقای جبرائیلی به ما نگویند نئولیبرال، فریدمن می‌گوید تورم همیشه و همه‌جا یک پدیده پولی است. به شوخی گفتم ایشان می‌گویند «قال فریدمن»، اما انتظار دارند نگوئیم نئولیبرال! مثل اینکه من بگویم «اشهد ان لا اله الا الله، اما به من نگوئید مسلمان»! نمی‌دانستم اینقدر مسحور اشعار فریدمن هستند که حرف بی ربط وی درباره شن‌های بیابان را با عکس او توئیت می‌کنند. و شگفت‌آور است که این برادران، بی آنکه احساس تناقض کنند، این همه دولت‌ستیزی را با منصب‌گیری در دولت‌ها به راحتی جمع می‌کنند! بخواهیم یا نخواهیم، بدانیم یا ندانیم، تفکر نئولیبرال بر سیاستگذاری اقتصادی ایران چیره است و رفت و آمد دولت های اصولگرا و اصلاح‌طلب، تغییری در حاکمیت نئولیبرالیسم ایجاد نکرده است. اصولگرا و اصلاح‌طلب، در واقع از نظر فکری «راست محافظه‌کار» و «راست لیبرال» هستند. هرچند گروه نخست، چون نتوانسته لیبرالیسم اقتصادی را با فرهنگ و سیاست خارجی محافظه‌کارانه جمع بزند، در سر بزنگاه‌ها به طرفه‌العینی از اصول عدول می‌کند و ظریف‌تر از جواد، به معاشقه با آمریکا علاقه نشان می‌دهد. نئولیبرالیسم علم نیست، آئین است؛ و فریدمن و هایک و میزس پیشوایان آن هستند. پیروانشان، چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا، چه ریشدار و چه بی‌ریش، چه از دانشگاه امام صادق(ع) چه از دانشگاه شریف، چندین دهه است که مدیریت اقتصاد ایران را بر عهده دارند. و واقعیت این است که چینش سیاسی کشور به گونه‌ای انجام می‌شود که مومنین به این آئین، در مناصب کلیدی قرار گیرند. عمده پیروان ایرانی فریدمن، خالصانه، فی سبیل‌الله و برای خدمت به کشور آیات نئولیبرالیسم را حفظ کرده و سرلوحه عمل قرار داده‌اند. لکن همانگونه که بت‌پرستی در عصر جاهلیت، با منافع اشرافیت گره خورده بود، نئولیبرالیسم نیز با منافع الیگارشی گره خورده است. آموزه‌های این آئین شاید در ظاهر بی‌طرف و علمی به نظر برسند، اما در اعماق، ابزار خدمت به منافع قدرت‌های پنهان‌اند. نه به نئولیبرالیسم، نه به چپاول سفره ملت به دست الیگارشی است... @syjebraily
می‌گویند انرژی را هم مانند فولاد و پتروشیمی دلاری به ملت بفروشیم و در ازای آن «یارانه ریالی» یا «کالابرگ» بدهیم. ملت ایران صدقه نمی‌خواهد. به همان شکلی که هزینه‌ها را دلاری کرده‌اید، دستمزدها را هم دلاری کنید. با دستمزد دلاری نه یارانه می‌خواهیم، نه تثبیت، نه دلارزدایی! به کانال دکتر جبرائیلی در ایتا بپیوندید https://eitaa.com/joinchat/890109952Cc8072c06f8