جنگ بر سر منابع نیست؛ بر سر «امکان» است
#معماری_آینده_ایران
سالها قدرت کشورها را با مقدار منابعشان میسنجیدند. چند بشکه نفت دارند، چه میزان ذخیره معدنی در اختیارشان است، وسعت سرزمین و جمعیتشان چقدر است. اما جهان جدید یک حقیقت متفاوت را آشکار کرده است: داشتن منابع، قدرت نیست؛ توان تبدیل منابع به امکان، قدرت است.
کشوری ممکن است نفت داشته باشد، اما فناوری استخراج و صنایع پاییندستی نداشته باشد؛ جمعیت جوان داشته باشد، اما نتواند استعداد آنان را به علم و تولید متصل کند؛ معادن فراوان داشته باشد، اما محصول نهایی را از دیگران بخرد؛ دانشگاههای بسیار داشته باشد، اما مسئلههایش همچنان بیپاسخ بمانند. چنین کشوری ثروتمند است، اما قدرتمند نیست؛ زیرا میان «دارایی» و «توانایی» فاصله افتاده است.
رقابت بزرگ قرن بیستویکم دقیقاً بر سر پر کردن همین فاصله است. منازعه قدرتها دیگر فقط بر سر تصرف سرزمین یا دستیابی به ماده خام نیست؛ بر سر نیمههادی، هوش مصنوعی، دانش فنی، انرژی پایدار، امنیت غذایی، داده، مسیرهای ترانزیت و زنجیرههای تأمین است. هر قدرتی میکوشد امکان تولید و تصمیمگیری مستقل را برای خود حفظ کند و امکانهای رقیب را محدود سازد.
بنابراین، جهان از عصر «مالکیت منابع» وارد عصر «مالکیت امکان» شده است.
در چنین جهانی، پیشرفت دیگر صرفاً افزایش تولید یا جذب سرمایه نیست. پیشرفت، معماری شبکهای از امکانهاست: امکان آموختن، امکان تولید، امکان دسترسی به اعتبار، امکان دستیابی به فناوری، امکان ورود به بازار، امکان مالکیت ابزار کار و امکان تبدیل استعداد به ثروت و قدرت.
این است که مسئله اصلی ایران امروز نیز کمبود منابع نیست. ایران از حیث انرژی، معدن، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی، بازار داخلی و عمق فرهنگی، یکی از غنیترین کشورهای جهان است. مسئله این است که بخش بزرگی از این ظرفیتها هنوز به امکان عمومی تبدیل نشدهاند.
نفت، تا هنگامی که به صنعت، فناوری و رفاه پایدار تبدیل نشود، فقط مادهای در زیر زمین است. معدن، اگر به زنجیره تولید ملی پیوند نخورد، صرفاً خامفروشی است. دانشگاه، اگر نتواند مسئله کشور را حل کند، انبار مدرک است. جوان مستعد، اگر به سرمایه، فناوری و بازار دسترسی نداشته باشد، ظرفیت معطلمانده یک ملت است.
ما مفهوم دولت را نیز باید از نو تعریف کنیم. دولت نه مالک منابع است، نه رقیب مردم و نه دستگاهی برای توزیع پول. دولت، امین انفال و معمار امکان است. انفال، ماده خام ساخت قدرت عمومیاند. نفت، گاز، معادن، زمینهای عمومی، دریاها و دیگر ثروتهای مشترک، برای آن در اختیار حاکمیت قرار نگرفتهاند که هزینه روزمره دولت را تأمین کنند یا به رانت صاحبان نفوذ تبدیل شوند؛ باید به امکان تولید، علم، مالکیت و پیشرفت برای مردم تبدیل شوند.
وجه تمایز اقتصاد مردمی از سرمایهداری و کمونیسم، همین است. سرمایهداری امکانها را به سرمایهداران میسپارد؛ کمونیسم امکانها را در دیوانسالاری متمرکز میکند. اما در معماری تمدن نوین اسلامی، حاکمیت امانتدار منابع است و مردم صاحبان میدان خلق ثروتاند.
استقلالی که امام خمینی از آن سخن گفت، فقط استقلال در سیاست خارجی نبود؛ استقلال در توان ساختن بود. ملتی مستقل است که بتواند نیازهای اساسی خود را تأمین کند، مسئلههایش را با عقل و دانش خود حل کند و برای پیشرفت، منتظر اجازه یا نسخه دیگران نماند.
در ایران آینده، جوان برای آغاز تولید، میان بانک، مجوز و انحصار سرگردان نمیماند. اعتبار بر اساس توان خلق ارزش توزیع میشود، نه قدرت ارتباط. دانشگاه از حاشیه اقتصاد و حکمرانی به مرکز حل مسئله میآید. معادن و انرژی، خوراک صنایع ملی و پشتوانه توسعه مناطق محروم میشوند. روستا به محل انتظار برای مهاجرت تبدیل نمیشود؛ با دسترسی به آب، فناوری، سرمایه و بازار، به کانون تولید بدل میگردد. دولت نیز به جای آنکه هر روز دامنه تصدی خود را گسترش دهد، هر روز بر شمار مردمی میافزاید که قادرند مستقلاً بیافرینند، تولید کنند و مالک حاصل کار خود باشند.
در چنین ایرانی، ثروت در خزانهها انباشته نمیشود؛ در توانایی مردم تکثیر میشود. قدرت در بزرگی دستگاه دولت دیده نمیشود؛ در بزرگی انسانهایی دیده میشود که دولت برای آنان امکان ساخته است.
ملت قدرتمند، ملتی نیست که دارایی بیشتری دارد؛ ملتی است که امکانهای بیشتری برای شکوفایی مردمش معماری کرده است.
@syjebraily
مسئله ما درباره عدم بازگشت ارزهای صادراتی، کاهش مداوم ارزش پول ملی، شناور بودن نرخ ارز و فروش دلاری مواد اولیه به ملت ایران، یک مسئله اقتصادی نیست. بحث بر سر حاکمیت مردم بر ثروتهای ملی است. دلاری سازی اقتصاد و آزادسازی نرخ ارز یعنی محروم کردن ملت ایران از ثروتهای خدادادی این سرزمین؛ یعنی خدشهدار شدن عزت و استقلال یک ملت. پول ملی دارایی مشترک ایرانیان است. بیارزش شدن آن یعنی آسیب رساندن به هویت یک ملت.
@syjebraily
هدایت شده از حکمران
✍از وداع با رهبر شهید تا بازگشت به معیار، ضرورت ایفای نقش اندیشه امام خامنهای در عمل جمهوری اسلامی
🍃وفاداری به او، یعنی وفاداری به این دستگاه فکری، نه در قول که در فکر و عمل.پس از این باید روشن شود که جمهوری اسلامی یک دولت معمولی در میان دولتهای جهان نیست؛ بلکه صورت سیاسی یک انقلاب توحیدی است. سیاست خارجی آن دنبال تنظیم رابطه با قدرتها نیست؛ میدان نفی سلطه و دفاع از استقلال ملی است. اقتصاد آن میدان تحقق عدالت، کرامت، استقلال و توزیع امکان رشد است. فرهنگ آن میدان ساخت انسان مؤمن، آزاد، مسئول و مجاهد است. آموزش آن در پی ساخت هویت تمدنی است.
🍃پس از این باید همه برنامههای کشور با اندیشه رهبر شهید سنجیده شود. سیاست ارزی، بانکی، صنعتی، کشاورزی، آموزشی، رسانهای، جمعیتی، امنیتی و دیپلماتیک، هر کدام باید از این پرسش عبور کند: آیا این سیاست جامعه را مستقلتر، عادلانهتر، مؤمنتر، مقاومتر، منسجمتر و نزدیکتر به تمدن نوین اسلامی میکند، یا آن را وابستهتر، طبقاتیتر، مصرفزدهتر، منفعلتر و تابعتر میسازد؟
🍃ملاک عمل بودن اندیشه امام خامنهای یعنی هیچ تصمیمی صرفاً به دلیل کارآمدی تکنیکی پذیرفته نشود؛ بلکه نسبت آن با جهت انقلاب سنجیده شود.لازم است نهادهایی مؤثر برای تبدیل اندیشه رهبر شهید به شاخص حکمرانی ایجاد شود.
🍃بسیاری از انحرافات در جمهوری اسلامی نه از نفی صریح انقلاب، بلکه از تصمیمهای ظاهراً فنی آغاز شدهاند؛ تصمیمهایی که خود را اقتصادی، کارشناسی، مدیریتی یا بینالمللی معرفی کردهاند، اما در عمق خود، نسبت جامعه را با عدالت، استقلال، هویت و ولایت تغییر دادهاند. اندیشه رهبر شهید میتواند معیار تشخیص این انحرافات باشد. او همواره سیاست را در نسبت با ایمان، اقتصاد را در نسبت با عدالت، علم را در نسبت با فکر، پیشرفت را در نسبت با استقلال و مقاومت را در نسبت با عقلانیت فهم میکرد.
متن کامل مقاله را در سایت حکمران بخوانید:
hokmran.com/post/5340
@HokmranOnline
هدایت شده از حزب تمدن نوین اسلامی
الأمين العام لحزب الحضارة الإسلامية الجديدة يوجّه رسالة شكر إلى الشعب العراقي وقياداته
أصدر الدكتور سيد ياسر جبرائيلي، الأمين العام لحزب الحضارة الإسلامية الجديدة، رسالةً إلى الشعب العراقي ومرجعيته الدينية وقياداته ومسؤوليه وعشائره ومواكبه الحسينية وقواه الوطنية والمقاومة، عبّر فيها عن عميق تقديره للملحمة التاريخية التي صنعها العراقيون في تشييع الإمام الشهيد، سماحة آية الله العظمى السيد علي الخامنئي رضوان الله تعالى عليه.
وأكد جبرائيلي أن الحضور الشعبي المهيب في النجف الأشرف وكربلاء المقدسة وسائر المدن العراقية تجاوز حدود مراسم الوداع، ليشكّل إعلاناً حضارياً عن وحدة المصير بين الشعبين الإيراني والعراقي، وتجديداً للعهد مع نهج المقاومة والاستقلال وبناء الحضارة الإسلامية الجديدة.
https://htni.ir/p/600
در کانال پژوهشگاه علوم و معارف انقلاب اسلامی که وابسته به دفتر حفظ و نشر آثار امام شهید است عضو شوید و پژوهشهایی که حول اندیشه مام شهید انجام میشود را دنبال کنید.
https://eitaa.com/irseri_ir
هدایت شده از حکمران
«اعتراض، دعوتنامهای برای مداخله خارجی نیست؛ نارضایتی اقتصادی نیز به معنای همسویی با بیگانه نیست و حذف رهبران الزاماً به فروپاشی نظام منجر نمیشود. یک ملت میتواند با سوءمدیریت اقتصادی داخلی مخالف باشد و درعینحال در برابر تجاوز خارجی به دفاع از کشور برخیزد.»
برشی از مقاله «اصلاحات نئولیبرال، شکنندگی اجتماعی و خوانش راهبردی اشتباه از ایران» به قلم دکتر سیدیاسر جبرائیلی که در پایگاه علمی Taylor & Francis منتشر شده است.
https://doi.org/10.1080/19436149.2026.2679785
🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد
@HokmranOnline
جناب آقایان جلیلی و جبلی!
مطلع شدهام همان دلال ادویهای را که در دیماه برای توجیه پروژه گرانسازی ارز به صداوسیما میآوردید، بار دیگر به رسانه ملی دعوت کردهاید تا اینبار برای گرانسازی انرژی زمینهسازی کند. این رفتار، نه یک خطای رسانهای، بلکه نشانه تداوم یک الگوی خطرناک در حکمرانی اقتصادی کشور است. پیوسته تصمیماتی علیه معیشت مردم طراحی میشود و سپس صداوسیما مأمور اقناع افکار عمومی و عادیسازی فشار بر ملت میشود.
این روند در آبان ۱۳۹۸ آزموده شد و کشور هزینه سنگینی پرداخت. در اردیبهشت ۱۴۰۱، صداوسیما از بام تا شام در خدمت توجیه گرانسازی ارز و انتقال هزینه سیاستهای غلط به سفره مردم قرار گرفت. در دیماه ۱۴۰۴ نیز همان منطق، با تشدید فشار اقتصادی، تضعیف انسجام اجتماعی و افزایش آسیبپذیری کشور، بستری ساخت که دشمن از آن برای تعرض به امنیت ملی و ترور رهبر شهیدمان بهره گرفت. اینکه با بسترسازی برای گرانسازی و شورش اجتماعی، ترامپ را برای ترور اماممان وسوسه کنیم و بعد از شهادت امام، پشت میکروفون علیه ترامپ عربده بکشیم و او را نجس و کثافت و نحوست بخوانیم، انقلابیگری نیست؛ پوشاندن مسئولیت خویش با هیاهوی انقلابی است!
مسئله صرفاً افزایش قیمت ارز یا انرژی نیست؛ مسئله، تخریب اعتماد عمومی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تبدیل نارضایتی اقتصادی به آسیب امنیتی است. در همه این مقاطع، صداوسیما فقط روایتگر حوادث نبوده است؛ یکی از اضلاع اصلی تولید رضایت مصنوعی برای سیاستهایی بوده که هزینه آن را مردم و نظام پرداختند.
به شما هشدار میدهم که گرانسازی انرژی که در دستور کار دولت است و شما را، همچون موارد گذشته، به خدمت گرفته است، یک تصمیم صرفاً اقتصادی نیست؛ تصمیمی اجتماعی، سیاسی و امنیتی است. هرکس برای چنین سیاستی تریبون بسازد، آن را بزک کند و جامعه را برای پذیرش آن آماده سازد، در همه پیامدهایش مسئول خواهد بود.
صداوسیما باید از ستاد توجیه سیاستهای فشار بر مردم خارج شود و به جای سخنگویی برای ذینفعان گرانسازی، مدافع مستضعفان و منافع ملت و امنیت ملی باشد. تکرار این مسیر، دیگر خطا نیست؛ اصرار آگاهانه بر تجربهای شکستخورده و پرهزینه است.
سید یاسر جبرائیلی
۲۲ تیر ۱۴۰۵
@syjebraily
هدایت شده از حسین زمانی میقان
یکی از منافع آتشبس برای آمریکا، تلاش برای جابهجایی جای «متجاوز» و «مدافع» بود؛ یعنی تغییر روایت جنگ ۴۰ روزه از «دفاع مشروع ایران در برابر تجاوز آمریکا» به «تهدید ناوبری در هرمز از سوی ایران و ضرورت عملیات آزادیبخش آمریکا»
هدف، ساختن اجماع جهانی علیه ایران بود؛ پروژهای که گویا ظاهراً در آن هم بیتوفیق نبوده...
#فریب_مذاکره
@hzamanim
هدایت شده از حکمران
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 آغاز دوباره جنگ؟
مرحله جدید تقابل ایران و آمریکا
🔸با حضور دکتر فواد ایزدی، دکتر سید یاسر جبرائیلی و دکتر یوسف عزیزی
برنامه کامل را از لینک زیر ببینید:
📺 aparat.com/v/gaf2w28
@HokmranOnline
ماشین گرانسازی بنزین به راه افتاده است...
همیشه با خود فکر میکردم چرا بشار اسد با آنهمه تجربه شورش پس از گرانسازی، ۲ ماه قبل از سقوط خود نیز دوباره دست به گرانسازی سوخت زد. چرا از تجارب گذشته درس نگرفت؟! امروز با مشاهده وضعیت کشور خودمان که با وجود تجارب گذشته، باز پروژه گرانسازی کلید میخورد، برایم روشن شده که وقتی در کشوری، «فکر» کارگزاران مسموم شد، از داروی «تجربه» کاری ساخته نیست.
طرح «سهمیۀ بنزین خانوار» که این ایام دوباره مطرح شده است، کلید یکی از حساسترین بازارهای کشور را به دست سازوکاری خواهد سپرد که نه قانونپذیر است، نه قابلنظارت و نه قابلمهار.
این طرح، نه اصلاح است و نه عدالتگستری؛ این طرح، خصوصیسازی قیمت بنزین در قالب یک بازار غیررسمی و فراگیر است که کوچکترین مهار و سقفی بر آن وجود ندارد. قیمت بنزین از کنترل دولت خارج و بهدست میلیونها عرضهکننده واگذار خواهد شد که ساختار انگیزههایشان، ذاتاً قیمت را به سمت بالا خواهد برد.
چرا این اتفاق قطعیت دارد؟ زیرا خانواری که خودرو ندارد، از فروش سهمیه در قیمتهای پایین هیچ منفعتی نمیبرد. فروش بنزین با قیمت پایین، برای او «کار زائد» با «سود ناچیز» است. پس کاملاً طبیعی است که عرضه نکند. صبر میکند. او نه تبانی میکند و نه نیازی به هماهنگی با دیگران دارد. تورم در این طرح، از دل صبر فروشندگان زاده میشود، نه از تبانی آنان. وقتی فروشنده هیچ اضطراری ندارد و خریدار نیاز فوری، «قیمت بالا» تنها نقطهای است که معامله ممکن میشود.
در سمت تقاضا اما، میلیونها راننده، کسبوکار، تاکسی، وانتبار و شاغل خدماتی قرار دارند که هر لیتر بنزین برایشان «ابزار کار» است. آنها چارهای جز خرید ندارند.
این دقیقاً خطرناکترین نسبت ممکن است: «عرضۀ بیعجله» در برابر «تقاضای بیچاره». نتیجه، جهش قیمت است.
امروز این منطق را به وضوح در تاکسیهای اینترنتی میبینیم. رانندگان با دیدن قیمت پائین، درخواستها را نمیپذیرند تا قیمت بالا برود. حال تصور کنید همین منطق، بازار «بنزین کل کشور» را دربرگیرد. ابعاد التهاب، دهها برابر خواهد بود. بله! خانوادهای که بنزین را گرانتر میفروشد، در لحظه فروش خواهد گفت «آخ جون!»، اما با مشاهده قیمت اجناس در بازار، «آه جون» خواهد کشید!
بازار خرید و فروش بنزینِ خانوار همانقدر خطرناک است که بازار ارز در روزهای بیثبات. در همان لحظات اول، «چسبندگی صعودی» قیمت فعال میشود. مردم بهسرعت یاد میگیرند که بنزین در بازار قیمت بالاتری دارد و همین آگاهی، خود به محرک افزایش قیمت تبدیل میشود. قیمت ابتدا بالا میرود، سپس تثبیت میشود و نهایتاً «عرف» میشود. چیزی که یکبار عرف شد، دیگر پایین نمیآید. این همان فرمولی است که سالها بازار ارز، طلا، خودرو و مسکن را به گروگان گرفته است.
مهمتر از همه اینکه این طرح، دولت را از کنترل قیمت کنار میزند. دولت سهمیه را توزیع میکند، اما قیمتگذاری را به بازاری واگذار میکند که هیچ ابزار سیاستی بر آن کارگر نیست. یعنی دولت «توزیع» را به عهده دارد، اما «قدرت» را واگذار میکند؛ و واگذاری قدرت به بازار بیضابطه یعنی رهاسازی قیمت در مسیر بیپایان صعود. به محض آغاز این طرح، شبکههای دلالی، پلتفرمهای خرید و فروش سهمیه، واسطههای چندلایه و جریانهای سوداگری شکل میگیرد.
قیمت بنزین دیگر در پمپبنزین تعیین نمیشود؛ در گوشیهای موبایل، در گروههای مجازی و در معاملات غیررسمی تعیین میشود. از این نقطه به بعد، دولت تماشاگر است نه تنظیمگر.
پیامد این بیثباتی، تنها در قیمت بنزین نمیماند. بنزین، ستون فقرات حملونقل کشور است؛ یعنی ستون فقرات قیمت همه چیز. جهش قیمت بنزین یعنی جهش قیمت نان، گوشت، لبنیات، کرایه خانه، خدمات، تاکسی، تولید، توزیع و حتی آموزش. تورم ناشی از چنین بازاری، نه موضعی است نه موقتی؛ ساختاری و فراگیر است و از کنترل خارج.
طرحی که زرورق عدالت دورش پیچیده شده، به سازوکاری تبدیل میشود که هر ثانیه علیه عدالت کار میکند. در این سازوکار، فقیرترین خانوارها، که بیش از همه به ثبات قیمت سوخت وابستهاند، بیشترین آسیب را میبینند. زیرا «بازار خانوار به خانوار» نه دلسوزی میفهمد و نه تعادل؛ تنها منطقش این است: فروش در بالاترین قیمتی که خریدارِ ناچار، بتواند تحمل کند.
واگذاری قیمتگذاری بنزین به بازاری که نه سقف میشناسد، نه ضابطه و نه اخلاق، چیزی جز باز کردن دروازه گرانسازی افسارگسیخته و تورم مهارنشدنی نیست. این یک اصلاح نیست؛ یک ریسک عظیم ملی است که نتایجش نه بر کاغذ، که بر سفرۀ مردم، امنیت ملی و تمامیت ارضی آشکار خواهد شد.
جراحی اقتصادی مورد نیاز امروز ایران، گرانسازی انرژی نیست، مقابله با مفسدان اتوکشیدهای است که با گرانسازی ارز، از میلیونها ایرانی بیپناه، جیببری میکنند.
@syjebraily
هدایت شده از حزب تمدن نوین اسلامی
دیدهبان مردمی حکمرانی با ۹ موضوع اساسی و صفحه اختصاصی برای ۳۶۲ مسئول آغاز به کار میکند
به گزارش روابط عمومی حزب تمدن نوین اسلامی، سامانه «دیدهبان مردمی حکمرانی» که با هدف رصد و ارزیابی رویکرد و عملکرد کارگزاران نظام بر اساس شاخصهای برگرفته از قانون اساسی و بیانات رهبران انقلاب اسلامی طراحی شده است، با ۹ موضوع اساسی و صفحه اختصاصی برای ۳۶۲ مسئول آغاز به کار خواهد کرد.
۹ موضوع انتخاب شده عبارتند از: سلامت و درمان همگانی، تضمین حق مسکن، حاکمیت عمومی بر بانک و خلق اعتبار، مواجهه با دولت مستکبر، استقلال همه جانبه کشور، مهار ساختاری تورم، حاکمیت ملی بر آموزش و پرورش، حاکمیت عمومی بر انفال و ثروتهای عمومی، حاکمیت ملی بر ارز. برای تمامی این موضوعات شاخصهای دقیق طراحی شده است.
در حال حاضر برای تمامی وزرا، نمایندگان مجلس و استانداران صفحات اختصاصی ایجاد شده است. آن دسته از اعضای حزب که امتیاز لازم را کسب کردهاند، مجوز ثبت گزارش درباره رویکرد و عملکرد مسئولان بر اساس شاخصهای منتخب را خواهند داشت. در صفحه اختصاصی هر مسئول، گزارش عملکرد وی و نمرات کسب شده توسط وی بر اساس شاخصها، برای عموم مردم قابل مشاهده خواهد بود.
جزئیات این طرح به زودی اطلاع رسانی خواهد شد.
جهت عضویت در حزب تمدن نوین اسلامی و کسب امتیاز لازم برای مشارکت در دیدهبان مردمی حکمرانی میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://htni.ir/