✔️ زندگی بامعنا و اخلاقی زیستن، از منظر دیوید ثورو
مصطفی ملکیان: [از دیدگاه ثورو] پشت کردن به اخلاق، محصول غفلت از سه واقعیت است:
➖ ۱. اکتفا نکردن به حداقل ضروریات
او تعبیری دارد شبیه مارکس در مورد کالا: کالا تجسد و تبدیل یافتهی عمر و روح است. قیمت هر کالا (و نیز خدمات رفاهیِ بیشتر از معمول) مقدار عمر و روحی است که میدهی تا آن را بدست آوری.
ضرورتگراییِ (یا اسنشیالیزم) ثورویی به ما میگوید عمر و روحات را تا حداقل ممکن برای تامین جسم و کالای ضروری بفروش، چون مجبوری و گزیری از آن نیست. اما باقی را برای استعلای خود (رسیدگی به فریاد کودکِ درون از نگاه یونگ و رایگانبخشی) برای خودت باقی بگذار؛ تا هرگز و نیز در دوران ناتوانیِ پیری و احتضار، حسرت از ناکردهها و پشیمانی از جبران نکردن اشتباهات نداشته باشی. چون حسرت و پشیمانی برای کسی که همهی روح و عمرش را برای کسب کالای ناضروری داده، حسی است قطعی (مخصوصا با توجه به ۴۰ سال پژوهش الیزابت کوبلر راس بر روی محتضرین).
➖ ۲. عاریتی و بیاصالت شدنِ زندگیمان، به دلیل تجاوز از ضروریات حداقلی
علت اصلیِ رفتن به سراغ ناضروریات (تجملات و بَرجها)، پشت کردن به خود و روکردن به دیگران است [پارسایانِ روی در مخلوق، پشت بر قبله میکنند نماز! (سعدی)].
"بود"ها را رها میکنیم و به سراغ "نمود" میرویم. بالیدن سرشتمان را فراموش میکنیم و به شخصیتمان یا همان برداشت دیگران از "من" رو میکنیم.
مارکس، نیچه، فروید، فوکو و ... در پاسخ به انگیزهی ریشه ایِ رفتار آدمی، نظرات متفاوتی داشتند. پاسخ ثورو به این پرسش مهم این است: زیباکردن تصویر خود در ذهن دیگران.
او میگوید برای این کار باید به خود پشت کنیم، برای تامین هزینهی تجملات به هر رذالت احتمالی تن دهیم و از آن بالاتر رسیدگی به خود را کاملا فراموش کنیم و نحوه ی زندگی و نمود خود را همرنگ خواسته و "مد" تحمیلیِ دیگران و با "چشم وهم چشمی" تنظیم کنیم. کسب درآمد و زندگی برای خوشامد دیگران، طبعاً چیزی نیست جز زندگیِ عاریتی و بی اصالت.
➖ ۳. بیصداقتی و ناهمخوانی با خود، پیامد پیگیریِ ناضروریات است
غفلت سوم از رویاهایی است که از کودکی با تو بودهاند و همیشه آرزویِ پنهان و آشکارت بودهاند. وقتی دنبال پول بیشتر، برای کسب و حفظ تجملات و نمایش و نمود و شخصیت و وجاهت باشی، مجبوری به رویاهایت پشت کنی.
رویاها ممکن است عوض شوند، اما نکته ی مهم، همعنان بودن و وفاق داشتن انسان با آرمانهای هر لحظهی زندگیمان است. اگر زندگی فاقد این وفاق باشد یعنی با خودمان صداقت نداریم؛ درون و بیرونمان همخوانی ندارند.
معلمی را دوست داریم، اما به خاطر ماشین مدل بالاتر، شغلی کاملا بیربط با معلمی را دنبال میکنیم و در آن غرق میشویم. یادمان می رود که پیامد کسب کالای بیش از ضرورت و حتی ابزارهای بیشتر، بیصداقتی و ناهمخوانی با خودمان است. ساحات سرشتمان (باورها، احساسات، عواطف و ادراکات)مان با گفتارها و کردارهایمان نمیخواند.
➖ اگر این سه غفلت را نکنیم، طبعا اخلاقی زیستن و پیکرتراشیِ معنویمان قطعی میشود؛ و به انسانی تبدیل میشویم که زندگیاش اصیل است، با خود صداقت دارد، به رویاها و سرشتاش پشت نکرده و نه دچار حسرت و پشیمانیِ دمِ مرگ و نه دچار اضطرابِ دلنگرانی، دغدغهی افسردگی و قبض تنفر از خود، ملال و هرگونه احساس و هیجان منفی میشود و دنیا را دم به دم و هر روز، نو به نو کشف میکند و به معنای واقعی، "زندگی" و "زندگیِ با معنی" میکند.
@syounnos
✔️ شما ساخته شدهاید تا کارهای استادانه انجام دهید هدفهای مهم را تعقیب کنید و روی این سیاره کوچک دست به آفرینش بزنید.
سرشت شما چنان است که میخواهید در تمدنی که به آشفتگی گراییده، حکومت و استیلای از دست رفتهتان را بازپس بگیرید. میخواهید در جامعه جهانی که اکثریت اعضای آن به دنبال تجملات هستند و برای پرورش خویشتن حتی به اندازه خریدن یک جفت کفش اهمیت قایل نمیشوند شان و منزلت خود را احیا کنید.
➖ باید از قالب مُرده متحرکی که بیاراده و بیاختیار جذب اسباب و وسایل دیجیتالی میشود بیرون بیایید و زندگیتان را طوری بازسازی کنید که الگوی شایستگی باشد و صفت خودمحوری را که باعث محدودیت شماست بهکلی از آن حذف کنید. مردان و زنان بزرگ دنیا همگی از بخشندگان هستند و نه گیرندگان. این توهم را که هر کس بیشتر بیندوزد برنده است از خود برانید.
➖ در عوض کاری در خور قهرمانان انجام دهید؛ کاری که کیفیت و اصالت کالای وجودتان را نمایان سازد تا جهان از منفعتی که به دیگران میرسانید به حیرت بیفتد.
➖ توصیه میکنم در زندگی شخصی اخلاقیات را همواره سرلوحه قرار دهید، خود را در زیباییها غرق کنید و مُجدانه برای حفظ آرامش درونیتان بکوشید. بدین ترتیب همراه فرشتگان اوج میگیرید و با خدایان همگام میشوید.
▫️باشگاه پنجِ صبحیها، رابین شارما
@syounnos
✔️ سید مرتضی آوینی: عموم انسانها میان منطق حس و منطق عقل و منطق دین که مبتنی بر فطرت است سرگردانند و این سرگردانی، قلمرو حاکمیتِ لیبرالیسم است.
طبیعت انسان در وهلهی اول متمایل است به آب و رنگ و تنوع و نیستانگاری؛ و حرفهایها تلهی خویش را درست در همینجا میگسترانند، و البته فراتر از هرچیز، این مقتضای تمدن غرب است که بشر امروز از هر کار تلقی سودانگارانه و تاجرمآبانه دارد.
▫️حلزونهای خانهبهدوش، مقاله ژورنالیسم حرفهای
▫️۲۱ شهریور، سالروز تولد سید مرتضی آوینی
@syounnos
✔️ نعمتالله فاضلی: فرامرز رفیع پور در کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» برای هشیارسازی حکومت، شرح مفصلی از ظهور و گسترش «زرنگی» و «زرنگها» در ایران پساانقلاب میدهد.
➖ رفیعپور بهدرستی استدلال میکند «زرنگها» لزوما افراد باهوش و خلاقی نیستند، آنها همین «میانمایهها» و متوسطالحالهایی هستند که از قضا فاقد نبوغ، درخششهای فردی و قابلیتهای ممتاز ویژهاند.
➖ «زرنگها» توانستهاند زرنگی را به صورت یک ارزش اجتماعی درآورند. آنها فرصتطلبیها و سودجوییها و رانتخواریهایشان را، و این که توانستهاند سیستم را فریب دهند و بر خَرِ مراد سوار شوند، به حساب زرنگیشان میگذارند. زرنگها میدانند سیستم از آنها «کارآیی موثر» نمیخواهد بلکه آنها باید مدام وفاداریشان به ایدئولوژی رسمی را نشان دهند.
➖ شیوه خاص مدیریت بدن، طرز سخن گفتن و ارائه کارنامه و تولید آمار و اطلاعات، مهارتهای زرنگهاست. زرنگها گاه خوشخلقاند، حتی زیاده از حد! زرنگها، گاه میانهرو و معتدل میشوند و گاه تندرو؛ همه چیز به منطق موقعیت و منافع شخصیشان بستگی دارد.
➖ عملگراییِ کور از افراد فعالیت بیشتر میخواهد نه کیفیت بهتر.
زرنگها، میدانند به تعبیر خودشان «چگونه کارها را اول راه بیندازند و بعد جا بیندازند».
زرنگها، خلاقیت ندارند اما میکوشند نقابی از هوش و استعداد برای خود بسازند. افراد خلاق و اصیل در سیستمهای عملگراییِ کور حضور دارند اما اغلب حاشیه و دور از متن روابط قدرتاند؛ و گاه با برچسبهای ایدئولوژیکی که زرنگها برایشان ساختهاند کاملاً منزوی شدهاند.
➖ جمعیت زرنگها به مرور افزایش یافته و منافع و موقعیت آنها ایجاب میکند تا گفتمان عملگراییِ کور تقویت شده و تداوم یابد. زرنگها، مانع تأثیرگذاری در راه اصلاح سیستم و ظهور گفتمان تازه هستند.
زرنگها نیازمند ظاهرگرایی و نمادگرایی و مناسکگراییاند، زیرا اینها رویههای حافظ منافع زرنگهای میانمایه و متوسطالحال است.
@syounnos
یونس در اقیانوس
✔️ نعمتالله فاضلی: فرامرز رفیع پور در کتاب «دریغ است ایران که ویران شود» برای هشیارسازی حکومت، شرح
✔️ آنهایی که تاریخ معاصر پساانقلاب را مطالعه کردهاند میدانند خصوصیات گفته شده در متن تا چه حد بر جریانهای اصولگرا و اصلاحطلب منطبق است.
➖ و البته آنچه پروفسور رفیعپور به تصویر کشیده، مختص فضای حاکمیتی نیست. کافیست نگاهی بیندازیم به تشیعِ سنتیِ غیراجتماعی که چهگونه در مناسکگرایی فرو رفته است و چهطور زرنگها در آن فضا هم جولان میدهند.
@syounnos
✔️ انفجار پیجرها نشان داد باید بیش از پیش دربارهی نوع مواجههی خود با تکنولوژی بیندیشیم.
➖ غرب، تکنولوژی را وسیلهی اعمال قدرت خود میداند و حاضر نیست ما مشرقزمینیها در جهتدهی به آن حضور خلاقانه داشته باشیم. حتی چین هم پیشرفت تکنولوژیکاش ذیل پیشرفتهای غرب است. حداقل فعلا.
➖ اکنون آنها طراحی و تولید میکنند و ما هم منفعلانه مصرف. نتیجه آن است که سرِ بزنگاهها از اسرائیل تا آمریکا و فلان شرکت مستقر در اروپا یا جنوب شرقی آسیا و... دست به دست هم میدهند و دیدیم که چه شد.
➖ نگاه غربگرایان ایرانی در پذیرش تام و تمام سختافزارها و نرم افزارهای غربی، با این استدلال که این محصولات جهانشمول هستند و لزومی به بومیسازی نیست، این مواقع خطر خود را نشان میدهد.
@syounnos
✔️ مهمتر از خبر مورد هدف قرار گرفتن یا نگرفتن سید حسن نصرالله، شناخت "آمریکافیل"ها در سپهر سیاسی ایران است که در میانهی جنگ اسراییل و لبنان، کلمهای علیه جنایات آمریکا و اسرائیل نمیگویند و در عوض علیه روسیه موضع میگیرند.
این فرد حدود ده سال رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس هم بوده!
➖ عقلای سیاستِ ایران نه به روسیه اعتماد دارند نه علاقه. اگر هم بحثی هست داشتنِ دشمن مشترک است یعنی ایالات متحده. "روسفیل" نداریم اما تا بخواهید "آمریکافیل" و شیدای آمریکا داریم. چرایش بماند برای بعد.
➖ این افراد بیمارند و این بیماری را میخواهند به جامعه سرایت بدهند. یک بیماری به شدت سرایتکنندهتر و بدتر از هاری.
خطر اینها برای مقاومت از حذف نصرالله بیشتر است.
@syounnos
✔️ یکدسته شوروی را طرح میکردند تا آمریکا منسی بشود
➖ سید روح الله خمینی، ۱۱ تیر ۶۰: نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با آمریکا هستیم. ما در جنگ با امریکا و تفالههای امریکا [هستیم]، این تفالههایی که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الآن هم هستند...
➖ اینها میخواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یکسال دیگر بسیاری از جوانهای ما را منحرف کنند... بیجهت نیست که در آن نطقهای با اجتماع زیاد... پای نطق و سخنرانی یک نفر آدمی که با آنها دوست است کف میزنند و سوت میکشند و آمریکا را از یاد میبرند.
➖ خط این بود که اصلاً امریکا مَنسی [فراموش] بشود. یکدسته شوروی را طرح میکردند تا آمریکا منسی بشود، یک دسته الله اکبر را کنار میگذاشتند، سوت میزدند و کف میزدند آن هم روز عاشورا.
خط این بود که این قضیه مرگ بر امریکا منسی بشود.
@syounnos
✔️ به یاد طهرانی مقدم
➖ نحوهی مواجههی حسن طهرانی مقدم با تکنولوژی همانی است که ما بهدنبالش هستیم.
➖ از ساخت موشک با برد زیر ۱۰۰ کیلومتر تا تولید موشکهای برینصوت [هایپرسونیک] که به سرزمینهای اشغالی شلیک شد، راهی بسیار دشوار طی شده است.
➖ کسی باور نمیکرد روزی ایران به این تکنولوژی دست یابد. طهرانی مقدم در دستیابی به آن نقشی اساسی داشت. او تکنولوژی را "بهمثابه ابزار" در خدمت هدفش قرار داده بود.
ذات تکنولوژی مدرن آنگونه است که ابزار صِرف نیست اما هستند انسانهایی که با "اراده"ی خود بر این ذات غلبه میکنند.
به چند خط آخر نامه وی به رهبری توجه کنید.
➖ این روزها قدر راهی که او طی کرد را بهتر میدانیم.
@syounnos
✔️ باکلاسهای بیشخصیت
مجتبی لشکربلوکی: ما در جامعهمان یک مشکل جدید پیدا کردهایم. افرادی هستند که ظاهرشان کاملا امروزی، مدرن و کاردرست است اما بیشخصیت هستند. این افراد دست کم شش ويژگی دارند:
۱- این افراد ساعت لاکچری دارند اما...
این افراد ساعتهای لاکچری و گرانقیمت میبندند مانند برموند، شوپارد، امگا، پیاژه، رولکس.
اما تفاوت بین ۸ تا ۸:۱۵ را نمیدانند. ساعت را نه برای آنتایم (سروقت) بودن و مدیریت بهینه وقت خودشان و دیگران، بلکه برای زینت می بندند. بدقولاند. در هر جلسه ای دیر می رسند. به قولشان وفا نمیکنند و بابت تاخیر خجالت نمیکشند.
۲- مدرک دانشگاهی عالی دارند اما...
اما سطح تحلیل شان، سطح نگاهشان، با یک فرد فاقد تحصیلات دانشگاهی هیچ تفاوتی نمیکند. این افراد عاجزند از اینکه بر اساس یک مدل، یک تئوری، یک چهارچوب فکری روشن صحبت و تحلیل کنند.
از آن بدتر دارای ثبات فکری نیستند و چون چارچوب فکری منسجم ندارند به تناسب شرایط، حس و حال و مخاطب، افکار و مواضع خود را تغییر میدهند. در یک گفتوگوی یکساعته سه موضع متفاوت راجع به یک موضوع می گیرند چرخشهای ۱۸۰ درجه ای در کمتر از ۱۵ دقیقه!
۳- این افراد ماشین های گرانقیمت سوار می شوند اما ....
اما توجه ندارند که صدای ضبط شان را در محدوده خودروی خود نگاه دارند. آن قدر با شخصیت نیستند که برای خانمی که کودکش را بغل کرده ماشین را کاملا متوقف کنند تا با خیال راحت از خیابان رد شود. خیابان را سطل آشغال خود فرض می کنند و ته سیگارشان را به راحتی در سطل آشغال شخصیشان (همان خیابان عمومی شهر) میاندازند و علائم و خطوط راهنمایی و رانندگی را چیزهای زایدی میدانند.
۴- این افراد خوشصحبت هستند و خوشمحضر اما ...
اما دایره واژگان آنها شامل برخی واژهها نمی شود، آنها بلد نیستند بگویند اشتباه کردم، نمی توانند بگویند من این موضوع را بلد نیستم و نمی دانم. بلد نیستند بگویند فعلا حرفی ندارم باید مطالعه کنم و یا باید فکر کنم.
۵- این افراد سفر خارجی می روند اما ...
این ها درآمدشان و سبک زندگی و کارشان به گونه ای است که سفر خارج می روند. اما بلد نیستند که آداب خوب، افکار خوب، رفتارهای پسندیده را با خود به هدیه بیاورند. آنها فقط سرکوفت، حسرت، مرغ همسایه غاز است را برای ما تکرار میکنند.
۶- این افراد گوشیهای به روز دارند اما...
این ها گوشی های گرانقیمت دارند، همچنین شماره گوشی هایشان نیز رُند است اما سواد رسانه ای ندارند، هر مطلبی را می خوانند. هر مطلبی را فوروارد میکنند.
تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانهای را نمیدانند. متوجه نیستند که رسانه ها چگونه اطلاعات را به صورت نامحسوس دستکاری میکنند.
از آن مهمتر در زمینه رعایت "مالکیت معنوی" از هفت دولت آزاد هستند و دزدی محتوا و مطلب می کنند.
@syounnos