[🕊🤍]
در میانهی بحرانهای انسانی، با پدیدهای مواجهایم که میتوان آن را "نفوذ خزندهی قساوت" نامید. قساوتی که نه با فوران خشونت، که با افول تدریجی اخلاق سر برمیآورد. زهری نهان، که از بیرون نمیآید، بلکه از اعماقِ تکرار بیتفاوتی، از زهدانِ ترس و از غفلتِ مداوم سر برمیکشد، و بیهیاهو در خون میخلد. نه تب میآورد، نه رعشه؛ تنها اثرش، خشکی آرام و مرگبارِ شفقت است.
آدم مسموم، بی توجه به شرایط زیستی و رنج تحمیل شده بر انسان، مرگ را در شمارِ امور طبیعی مینهد. این زهر، فرزندِ نظارهی ممتد رنجِ بیپاسخ، میوهی قضاوتهای تهی و میراثِ خاموشی در برابر ستم است.
و آنگاه که قساوت، به عادت بدل شود، و بیرحمی، ردای روزمره بپوشد، فروپاشی آغاز شده است؛ نه با فریاد، آنجا که دلها به سنگ بدل میشوند و مرز میان حیات و مرگ در هم میریزد..
-سیده تکتم حسینی
•. 👒
ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق؟
-برو ای خواجهی عاقل هنری بهتر از این؟
-حافظ
[❤️🩹]
تقدیم به تمام کودکانی که عروسکهایشان کنار آرزوهایشان دفن شد:
تمام خویش را میان خانه جا گذاشتم
عروسکت... عروسک تو را کجا گذاشتم؟
مرا ببخش اگر زمان جستجو عزیزکم
به اشتباه بر عروسک تو پا گذاشتم
ببخش اگر نیافتم تمامی تو را.. ولی...
ولی به روی دامنم سر تو را گذاشتم
تن تو را... نه! پاره پاره های قلب خویش را
میان قبر کوچکت جدا جدا گذاشتم
تو را به جای من چرا بغل گرفته است خاک؟
چرا گذاشتم چرا؟ ... چرا چرا گذاشتم؟
عروسکی که چشم او شبیه چشم های توست
عروسک تو را عزیز من کجا گذاشتم؟
#محدثه_نبی_حسینی
-ایهام
「 ایــھامـ」
•. 🌱♥️ ای کاش امشب کربلا بودم... #شبجمعه
•.
اگر به دامن وصل تو دست ما نرسد
کشیدهایم در آغوش آرزوی تو را...❤️🩹
-حافظ
شبیه خواب آشفته...
_ایهام
📞•.
به هر که زنگ زدم، خندهی تو میآمد :)
چگونه است که آنسوی هر شماره تویی!
-سعید مبشر