﴿فَنَادَاهَا:
يَا فَاطِمَةُ!
كَلِّمِينِي ...
فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ
فَفَتَحَتْ عَيْنَيْهَا فِي وَجْهِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ
وَ بَكَتْ وَ بَكَى﴾
@T_GHALAM💔
「 ایــھامـ」
﴿فَنَادَاهَا: يَا فَاطِمَةُ! كَلِّمِينِي ... فَأَنَا ابْنُ عَمِّكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ فَفَت
○
•
علی ؏ هر چقدر فاطمه را صدا زد جوابی نگرفت
تا اینکه فرمود:
فاطمه!
منم علی...
با من حرف بزن ..!💔
فاطمه چشم هایش را به روی او باز کرد
(نگاه آخر گره خورد)
چشمان فاطمه شروع کرد بہ باریدن
علی هم بہ گریه افتاد ...
#لحظاتآخر🥀
@T_GHALAM
4_5765019053915638022.pdf
حجم:
1.7M
•○📚
میخواهم به دل تاریخ سفر ڪنم
بہ شهر مدینه،
میخواهم بدانم آنجا چہ گذشت؟
چه شد ڪہ مردم عھد شکستند؟
با من همسفر میشوی؟
#کتابPdf
#فریاد_مهتاب
#مهدیخدامیانآرانی
@T_GHALAM