eitaa logo
طبقه‌ی‌ وسط
102 دنبال‌کننده
43 عکس
6 ویدیو
0 فایل
من یک تن‌ام یا برجی از مستأجر بدنام؟ ولگرد و مست و سایه دزد و جاهل و گمراه... حرفی حدیثی: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1ersgg5&btn=واسط
مشاهده در ایتا
دانلود
فارغ از عناوینی که میچسبونن به پیشونی آدم‌ها به نظرم آدم خوبی بودن از همه چیز مهم تره. شهادت هم فقط نصیب همین آدم‌های خوب میشه. و فرمول خوب بودن رو میشه از روی زندگی اونایی که شهید شدن برداشت. کانال شهیده ریحانه سادات ساداتی رو نگاه میکردم. پره از جملاتی با این فرم که: « اگر چه نمیتونم [کارهای بزرگ] انجام بدم اما میتونم به اندازه خودم [فلان کار کوچیک] رو انجام بدم. آدم خوبی نیستم اما تلاش میکنم [فلان کارهای خوب] رو انجام بدم. فرمول خوب بودن همینه انگار. و ابدا پیچیده نیست. ساده است. من کارهای خوبی میکنم تا جایی که از دستم برمیاد. کارهای خوبی که ممکنه هیچکدوم بزرگ نباشن. کار خوب رو نمی‌فروشم به کار بزرگ. خوب میمونم. ساده و خوب.
واقعا دوست دارم بدونم اهالی نظریه تکامل چه توضیحی برای تداوم نسل کبوترها دارن.
طبقه‌ی‌ وسط
واقعا دوست دارم بدونم اهالی نظریه تکامل چه توضیحی برای تداوم نسل کبوترها دارن.
در واقع این کفتر چاهی ها به خصوص، دارن تمام تلاششون رو خلاف جهت بقا انجام میدن و هنوز نسل‌شون ادامه داره. در حالی که منطق حکم می‌کنه هر روز ده برابر جمعیت‌شون کشته بدن و هیچکدوم از اون لونه‌های سستی که در رندوم‌ترین جاهای جهان میسازن محل تولد یه جوجه جدید نباشه.
از عجیب‌ترین چیزهایی که دیدم آدمایی‌ان که در معیت و همراهی کامل با چیزی هستن اما بیشتر از همه ازش محروم‌ان. حتی در ذهن‌شون، در شناخت‌شون، در ملکه و عادت‌شون و حتی، جلب الخالق! در عمل‌شون هست اما در حقیقتِ وجودشون نیست‌ انگار. تشنه‌ی آبی هستن که هر روز باهاش دوش میگیرن ولی دریغ از جرعه‌ای که از گلو پایین بره‌. ماهیان تشنه.
میدونستید ما تمام این مدت تصورات غلطی در مورد عرق کاسنی داشتیم؟
به شخصه میدونستم وجود داره. بیشتر از این واقعا تصوری نداشتم.
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هر کس شخصی را دوست دارد، یادش می‌کند.
ظهر سلف دانشگاه ماهی داده، من هنوز دارم پشت‌بندش آب میخورم و به این بیت فکر می‌کنم: عاشق به فنا سیر ز معشوق نگردد ماهی طلب آب کند، گرچه غذا شد
«کسی که زیادی به داشتن چیزی وانمود می‌کند، یعنی تلاش میکند مدام به بقیه نشان بدهد که فلان چیز را دارد، یا در واقع آن چیز را ندارد یا در معرض خطرش میبیند. فکر میکنم این یک قاعده است.»
خدا من رو ببخشه ولی همین الان تو ایستگاه مترو یه مردی داره جلوم راه می‌ره که شباهت خیلی زیادی به آقای خرچنگ داره. حتی یه پاش لنگ میزنه. متاسفم که اینو میگم ولی لهجه‌اش هم اصفهانیه. فقط تو همین چند دقیقه چندتا تلفن زد که معلوم بود بحث معامله های خیلی بزرگ مطرحه. اما آقای خرچنگ اصفهانی با مترو تردد می‌کنه و لباسهاش از شدت کهنگی دارن از تنش میفتن.
دیس جالب توجه مرحوم عین‌صاد به فروید و روانشناسی آمریکایی: «راستی چقدر فاصله است میان فروید که در برابر محرومیت‌ها، عقده‌ها را بزرگ می‌کند و میان این‌هایی که از درد، درمان ساختند و نه جزع و نه صبر، که به شکر و طلب رسیده اند. جوانکی را دیدم که به سبک فلان مجله می‌گوید که من کمبود محبت دارم و کسی را می‌خواهم که به من محبت کند و باز به سبک همان گفت که کسی مرا درک نکرده، کسی مرا درک نمی‌کند. خندیدم در حالی که درونم طوفانی بود. آرام گفتم برادر تو هنوز ظرفیت خودت را درک نکرده‌ای. تو خودت را درک نکردی وگرنه محتاج درک دیگران نبودی و گفتم کسی که با این همه محبت از خدا کمبود محبت دارد، کسی که محبت خدا او را پر نکرده، دیگر محبت چه کسی او را سرشار می‌کند؟ بیچاره! تو که دریای محبت را احساس نکرده‌ای با قطره‌های به منت آلوده‌ی این زن و فرزند و پدر و مادر چه می‌کنی؟ ما نمی‌دانیم که حرف‌هامان به کجا می‌خورد و همینطور تقلید زده می‌گوییم کمبود محبت داریم. ما کمبود محبت نداریم ما محبت را نمی‌شناسیم و جلوه‌های گوناگون آن را نمی‌فهمیم. خیال می‌کنیم مرگ پدر، مریضی مادر،تنهایی و بی‌کسی و خواری و ذلت دلیل بر کمبود محبت است همین‌ها بزرگترین محبت‌هاست که می‌سازد، که بارور می‌کند. مگر آمده‌ایم که با پدربزرگ بشویم و دست مادر را بر صورت خود احساس کنیم؟ و مگر این کمبودها خودش سرشار کننده نیست؟ ما هنوز نمی‌خواهیم از این تربیت آمریکایی صرف نظر کنیم. ما نمی‌خواهیم ارزش عقده‌ها را بفهمیم عقده‌هایی که اگر با شناخت و آگاهی نو ترکیب شوند و اگر با رهبری تو هدایت شوند بزرگترین حرکت‌ها را به دنبال می‌آورد. دنیا راه است، کلاس است، کوره است. آنقدر می‌سوزانندت که آماده درس‌ها شوی و در راه گام برداری. لوس بازی بس است که دستگاه هستی با تربیت آمریکایی هماهنگ نیست. واقعیت‌ها با این لوس بازی‌ها نمی‌خواند. این دستگاه می‌خواهد آدم تحویل بدهد. آدمی که با کوله‌بار رنج، راه دراز هستی را طی کرده و به هستی‌آفرین رسیده است.» - کتاب صراط