eitaa logo
طبیب
127 دنبال‌کننده
10 عکس
4 ویدیو
7 فایل
بنیاد طب و تربیت طبیب پاسخگویی: @masir2024
مشاهده در ایتا
دانلود
خدایا ما را جز زمره رضایت داده به آتش بس ندان؛ آمین
من چرا بر امام حسین(ع) گریه میکنم؟ این سوالی بود که این چند شب میومد به ذهنم، حتی بین روضه هم حواسم را به خودش جلب میکرد؛ چرا گریه میکنی؟ و کلا از فضای مراسم دور می‌شدم. از نگاه تئوری انتخاب که به نظرم بخاطر مفهومی چون «دنیای مطلوب» بیشتر شبیه به شناخت درمانی الیس هست، چون از بچگی به ما گفتند که شخصی در کربلا مظلوم بوده و بهش ظلم شده هست این فرد در دنیای مطلوب ما، یعنی در دایره گرایشات و دوست داشتنی های ما قرار میگیرد و ظلم بر او دشنه‌ای هست بر قلب دوست‌داشتنی های ما؛ این برای ما گریه‌آور هست. یا مفاهیم و ارزش هایی در دنیای مطلوب مان جای دادیم؛ مثل اینکه «زنان و خانم ها باید مورد تکریم قرار گیرند» و وقتی کربلا را بازنمایی میکنن در روضه برای ما، این برای ما دردآور است و گریه میکنیم. حالا این دو دسته که بیان شد ۱- اشخاص دوست داشتی و ۲- مفاهیم دوست داشتنی می‌توانند در دو حالت مادی یا معنوی باشد ۱- یک نفر آن فردی را که دست از بدنش جدا کردن را بنام عباس ابن علی میداند که بر او جفا شد؛ فردی دیگر عباس(ع) را فرزند اسدالله غالب و کسی میداند که ستون حرم هست میداند؛ یقینا شدت و مدت و فراوانی گریه‌اش میتواند متفاوت باشد. من گریه‌ای را، گریه میدانم که برگرفته از این دو دسته باشد، حقیقتا بیشتر نمی‌فهمم. ☄️ اما گاهی در وسط گریه میگویم نکند این گریه بخاطر ترس من از جهنم باشد؟ نکند من در پس ذهنم چون خودم را انسان خوبی نمیدانم، گریه میکنم تا خدا مرا ببخشد؟ نکند این گریه بخاطر این باشد که من خودم را در پس ذهنم انسان خوبی نمیدانم و باید گریه کنم تا به بهشت بروم؟ 🤯نکند من خود را ضعیف میدانم و باید بر تو گریه کنم؟ ( بابت این با خود تو روضه بسیار کلنجار رفتم دیشب) نکند دنیا و کائنات بر خواسته گریه کننده گان می‌رود جلو و اگر کسی گریه نکند عذاب می‌شود در دنیا؟ 💢بخاطر این بود که من بارها در شب شش محرم ۱۴۰۴ در ذهنم میگفتم: «حسین من چیزی نمیخواهم بهم بدی، من برای خودت گریه میکنم» ✍🏼 م. دهقانی شورکی - طبیب روانشناس @tabibam
هنوز عکسی بیرون نیامده است اما بعضا میگویند امشب رهبری در مراسم عزاداری حضور داشتند؛ خیلی پیام داره این حرکت...
نمیدانم آیا در امام معصوم، هیجانی مثل «اضطراب» چقدر می‌تواند شکل بگیرد؟ چون رضایت دارد، ترسی ندارد، اما اما امام ما در زیارت عرفه، یک مطلبی را بیان میکند که انگار نگران است، انگار اضطراب دارد: «خدایا مرا به بیگانگان میسپاری که با من ترش‌رویی کنند؟ مرا به کسانی میسپاری که خوارم کنند؟» از این جملات نگرانی را مشاهده میکنید؟ حسین(ع) گفتی ترش‌رویی؟، من نمیدانم خدا تو را به کدام بیگانه سپرد که حتی با عصا تو را زدند، برای رسیدن به همان خدا.... حسین(ع) گفتی خوار؟، نمی دانم چیزی بالاتر از (نمیتوانم بنویسم، همان نعل و....) خدایا حسین(ع) از چه نگران بود؟ بعید میدانم اون نگران خودش بوده باشد؟ او که در مقام رضایت و اطمینان قلبی به تو به سر میبرد یقینا بابت خودش نگرانی ندارد... شاید شاید نمیدانم شاید این نگرانی او بخاطر شبی،چون امشب بوده شبی که دیگر ظالمان بر خیال خود عباس(ع) را ظاهر نمی‌بینند.