هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
کانال دورهمی مامانا 🤣👇
👩🍼🤰👩🍼🤰👩🍼🤰👩🍼🤰
👩🍼🤰👩🍼🤰👩🍼🤰👩🍼🤰
👩🍼🤰👩🍼🤰👩🍼🤰👩🍼🤰
بزن رو مامانا حالت خوب میشه😆👆
🤣👩🍼 | طنز مامانا 👉😂
من مامان فاطمه م، یه زن خونهدار که با پسراش زندگی میکنه ولی عاشق زندگیشه،کانالم پر از #روزمرگی و ایده است، داستان زنـــــدگـــــی و داستانهای جذاب و واقعی دیگهای دارم که مطمئنم از خوندنش لذت میبرید .
https://eitaa.com/joinchat/1663042599Cef4f21ed80
هدایت شده از تبلیغات گسترده منتخب
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آهای! ، میجان بانو رو میشناسی؟🤔
بانوی معروف گیلانی
که در طبیعت آشپزی میکنه
با کلی حالِ خوب🌱🥰👇
https://eitaa.com/joinchat/2694251778Cdb0d9d0ace
https://eitaa.com/joinchat/2694251778Cdb0d9d0ace
کانال اصلی میجان بانو اینجاست👆
همراه با روزمرگی های طبیعت شمال😍
جمع خانم های خانه دار جمعِ😎
تودل طبیعت آشپزی میکنه 🌳🌾
دریچهای برای لَمسِ زندگیِ روستایی🌱🍃❤️
بزن رو لینک تا پاک نشده 😱🥰👇
https://eitaa.com/joinchat/2694251778Cdb0d9d0ace
https://eitaa.com/joinchat/2694251778Cdb0d9d0ace
لحظههای ناب #شمالی رو تجربه کن!همین الان عضو شو🥰👆🏻
من شیرین دختر رعیت زاده ای که نشون کرده پسرعمو بودم روز عقدم داریوش پسر نصرالله خان با قشونش اومد در خونمون با فریاد میگفت که پسرتون خواهرمو دزدیده سریع تحویلش،بدین وگرنه همه جا رو به آتیش میکشم همه اومدیم دم در وقتی چشمش به من افتاد نمیدونم چی شد که اروم شد رو به پدرم کرد و گفت. دخترتون رو میبرم تا پسرتون بیاد خودش رو تحویل بده اما من نمیدونستم با وارد شدن تو اون کاخ قراره چه بلایی سرم بیارن اون منو ...😱😱😱😱
برا خواندن ادامه داستان روی لینک زیر بزنید👇👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2000553361C7fff6762ae
هدایت شده از گسترده امید
من جهانگیرم!
تازه بیست و چهارسالم شده بود که برادر بزرگترم رو توی تصادف از دست دادم.
بچه ی هشت ماهش وقتی زبون باز کرد، بهمگفت بابا! با اوقات تلخی از خونه بیرون زدم، از اون روز به بعد دیگه زن داداشم خونه ی ما نیومد.
بعد از چند روز مادرم بهش گفت که بچه ی برادرم تب کرده، دکتر بردنش و بهشون گفته که ببرنش پیش باباش.
مادرم بهم گفت که دوای دردش منم!
آوردنش پیش من و بچه حال روحیش خوب شد. مادرم بهمگفت نذارم زن و بچه ی برادرم آواره و اسیر دست غریبه بشن، زن برادرم و عقد کنم. وقتی دید راضی نمیشم، بهم گفت حق داری، سنی نداری، زن برادرت ازت بزرگتره، شرط می کنم که بتونی زن دوم بگیری.مجبور شدم به خاطر بچه ی برادرم برم خواستگاریش، شبی که رفتم خواستگاریش.....
https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
بعد از فوت برادرم زن برادرم و عقد کردم، اما به شرطی که زن دوم بگیرم.
برام مهم نبود و حسی بهش نداشتم، اما وقتی رفتم خواستگاریش....👇😱
https://eitaa.com/joinchat/3838443809C0fc180cfb3
سرگذشت واقعی جهانگیر تازه شروع شده، عضو شو و باهاش همراه شو👆