eitaa logo
تبلیغات خرچنگ
5 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
463 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
۱۸ثبت
سه ماه از اومدنم به شهرستان برای مراقبت از مادرشوهرم میگذشت هر بار می‌گفتم برگردم خونه، شوهرم می‌گفت: «الان نمی‌شه.» دلو زدم به دریا و بی خبر با اتوبوس برگشتم ولی همین که در خونه رو باز کردم خشکم زد https://eitaa.com/joinchat/601360064C950a650ce2 ادامه کلیپ در کانال ام گذاشتم ☝️
من فاطمه هستم یه مامان دهه هفتادی و بندرعباس زندگی میکنیم همسرم مغازه داره و یه دختر ۵ساله دارم برای مراقبت از مادرشوهرم رفته بودم روستا ،ولی وقتی بی خبر برگشتم خونه..اتفاقی افتاد که تا مدتها توی ذهن بچه ام موند... 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/601360064C950a650ce2 ادامه کلیپ رو توی کانال ام براتون گذاشتم
منتخب اولین
هدایت شده از گسترده امید
روز عقدمون همسرم بهم گفت مادرم هر هدیه ای بهت داد رو قبول کن و جلو مهمونا بازش نکن...پرسیدم چرا؟گفت فعلا نپرس،فقط بازش نکن.. ....شب شد و مادرشوهرم بعنوان زیر لفظی یه جعبه  رو بهم داد..دل تو دلم نبود آخرشب بشه بازش کنم..بیبینم چیه و معنی حرف همسرم چیه...وقتی مهمونا رفتند خواستم بازش کنم که یهویی....ادامه ی داستان😱👇 https://eitaa.com/joinchat/1878458472C726d4dcc56
برملا شدن راز 35 ساله : سلام دوستان من شغلم پرستاری بود و بعد از 34 سال میخام عجیب و بزرگترین راز زندگیمو بگم : مردی 52 سالم که به تازگی بازنشست شدم.... 34 سال پیش خانواده ای به سراغم آمدن و با دادن رشوه ی زیادی خواستن که وقتی تخت بغلیشون بچشو به دنیا آورد با بچه ی خودشون که اون هم همزمان با آنها به دنیا میومد جابه جا کنم، اولش مخالفت کردم و برام عجیب بود که همچین خواسته ای دارن تا اینکه یه شب.....👇🏻👇🏻 دیـــدن ادامــه داســــتــان ......