eitaa logo
تابلو🖌 یادداشت‌های یک نویسنده دون‌پایه
366 دنبال‌کننده
369 عکس
34 ویدیو
2 فایل
🟢خودم را جا کرده‌ام میان نویسنده‌های مدرسه "مبنا" 🟢برای ارتباط با من: @Shirin_Hezarjaribi
مشاهده در ایتا
دانلود
با عرض سلام وتبریک ایام خدمت شما خانواده های محترم!!! مستحضر باشید مدرسه تا تاریخ دهم خرداد باز می باشد ودر خدمت دخترای گلمون هستیم.
اگر تهران هستید، یکشنبه‌های ادبیات و زندگی رو از دست ندید.
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رونمایی از جلسه هفتگی «یکشنبه‌های ادبیات و زندگی» با هدایت از ۷ خردادماه ۱۴۰۲ در خانه شعر و ادبیات افتتاحیه این جلسه هفتگی ساعت ۱۴ و با حضور علاقه‌مندان برگزار می‌شود. حضور در این جلسات آزاد است. دیگر یکشنبه‌ها قراری نگذارید، قرار ما؛ خانه شعر و ادبیات … @khanehadabiat 📄‏
نشست ادبی با محوریت رمان تشریف به همت اداره کتابخانه عمومی شهرستان بابل و موسسه فرهنگی هنری افرا و با حضور نویسنده کتاب جناب آقای علی اصغر عزتی پاک برگزار می شود. زمان: صبح پنجشنبه ۲۵خرداد ساعت ۱۰تا ۱۲ مکان:خیابان شریعتی ، کوچه معلم یک ، اداره کتابخانه های عمومی شهرستان بابل .
هو آدمی‌زاد همیشه یک قاشق ته و توی خرت و پرت‌هاش دارد برای تونل کندن و بیرون زدن. همین @tablo11
هو استعداد پایش را نگذاشته بیخ خر من. جمله قبل باید با قید متاسفانه شروع می‌شد. این شکلی نیست که من مدادم را بگذارم روی کاغذ و مخاطبم شره‌‌واژه بخواند. می‌نویسم و خط می‌زنم، می‌نویسم، خط می‌زنم. می‌نویسم و دست می‌برم لای موهام و سرم را می‌گذارم روی میز چون رسیده‌ام به دیوار بلند سیمانی ته کوچه . بلند می‌شوم چای می‌ریزم، قدم می‌زنم، با خودم حرف می‌زنم و حتی خدا را قسم می‌دهم که کمی از خلاقیت نویسنده‌ها را به من هم بدهد. هفته پیش یک داستان را بیست بار بازنویسی کردم، نتیجه نهایی ۲۵ درصد کوچکتر از نوشته اولیه بود، تعداد زیادی کلمه را جایگزین کرده بودم و شروع و پایان را بارها تغییر دادم. همین حالا با اینکه دوستش دارم، ازش راضی نیستم و فکر نمی‌کنم ساختمانش آن‌قدر مستحکم باشد که با فوت ویران نشود. حتما باز هم بازنویسی می‌کنم. اینکه متاسف نیستم یا نمی‌خواهم متاسف باشم، فقط یک دلیل دارد. من خودم را ورانداز می‌کنم که با همین دویدن‌ها زنده‌ام با همین عرق ریختن برای تراوش یک لغت درخور. 
15.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سرودخوان خطه نام و ننگ نادر ابراهیمی و جست‌وجوی ایران نادر ابراهیمی در ادبیات معاصر ایران وضعی خاص دارد. نویسنده‌ای زبر دست در قصه‌نویسی که از دوره‌ای به بعد اغلب مغضوب روشنفکران و دوستان دوره جوانی بوده و گاه از سوی برخی انقلابی‌ها نیز برخوردهای سخت دیده است. آنچه ابراهیمی را بدل به چهره‌ای منحصر به فرد می‌سازد دیداری است که بی ملاحظه با واقعیت تازه و نابهنگام انقلاب اسلامی ایران دارد. این واقعیت ساده و عادی، چنانکه برخی انقلابی‌های قصه‌نویسی گمان می‌کنند نیست. عجیب و ساختگی و دروغین چنانکه برخی روشنفکران نیز خطاب‌اش می‌کنند، نیست. فهمیدن و دریافتن آن ایرانی که با انقلاب و دفاع مقدس اتفاق افتاد، کاری دور از دسترس است و به سادگی محقق نمی‌شود. نادر ابراهیمی در آستانه حس و درک چنین ایرانی ایستاده است. 💡هر فیلم آغاز یک گفت‌وگوست @simafekr_com