eitaa logo
تابلو🖌 یادداشت‌های یک نویسنده دون‌پایه
366 دنبال‌کننده
372 عکس
34 ویدیو
2 فایل
🟢خودم را جا کرده‌ام میان نویسنده‌های مدرسه "مبنا" 🟢برای ارتباط با من: @Shirin_Hezarjaribi
مشاهده در ایتا
دانلود
یا وفا، یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
هو کتاب، "اسراییلی که من دیدم، نه صلح، نه حرف اضافه" را وحید خضاب به فارسی ترجمه کرده. در این کتاب، عاطف حزین روزنامه‌نگار مصری، با یک دستور از بالا ویزای اسراییل می‌گیرد و وارد سرزمین‌های اشغالی می‌شود. ماموریت دارد بفهمد، دو طرف فلسطینی و صهیونیست، چه گام‌هایی برای تحقق صلح در ارض موعود برداشته‌اند. او بعد از اینکه نمایندگان شرکت هواپیمایی اسراییلی در فرودگاه قاهره و ماموران امنیتی در فرودگاه بن‌گوریون، باقیمانده خمیردندان روی مسواکش را هم آزمایش می‌کنند، پا می‌گذارد زیر باران پوست‌سوراخ‌کن تل آویو. اولین جاذبه تل‌آویو، تلاش آدم‌هاست برای ندیدن همدیگر. حتی بدتر، برای فرار از هم. ترس انگار جزیی از خوی این مردم شده؛ با همه تجهیزات نظامی، ایست‌های بازرسی و امنیتی‌های توی خیابان. آن لبخند غربی که ما ایرانی‌ها فکر می‌کنیم روی لب هر مرد و زن بلوند چشم آبی باید باشد، اینجا پیدا نمی‌شود. اهالی تل‌آویو، همه اروپایی‌های یهودی هستند، چکیده تمام قاره سبز. و این چکیده اصرار دارند، بدعنقی‌شان را به رخ بقیه بکشند. عاطف حزین با یک ژنرال اسراییلی، سفیر مصر در تل‌آویو، مدیر هتل و آدمهای دیگری گفتگو می‌کند و وقتی چیزی زیادی دستش نمی‌آید و آینده، رنگی تیره به خود می‌گیرد، چاره‌ای جز رفتن به غزه نمی‌بیند. غزه که از روبرو دیده نمی‌شود و پنهان شده پشت دیوار قلعه زمین‌های تصرف شده. غزه در محاصره. بعد یک نصفه روز معطلی در گذرگاه ورودی، عاطف وارد غزه می‌شود. او با یک راننده تاکسی، مدیر هتل، سفیر مصر در فلسطین، نماینده مجلس فلسطین، نماینده حماس حرف می‌زند و همه اینها فرق دارند با همتاهایشان در تل‌آویو و در هر جای دیگری در دنیا. او فکر می‌کرده آرامش غزه‌ای‌ها ساختگی‌ست و لبخندشان مصنوعی و از سر غرور و ناچاری. اما وقتی دیدارها تمام می‌شود، عاطف حزین نوع جدیدی از جنگ را کشف کرده. نوعی که آدم را وادار می‌کند جنگجوهای جبهه مقاومتش را دوست داشته باشد. وقت خداحافظی از غزه، راننده تاکسی را بغل می‌کند و مراقب است اشکهایش حال مبارزان مدافع شهر را خراب نکند. برای من علاوه بر تمام گفتگوهای کتاب که جزیی از تاریخ سلطه و مقاومت هستند، برخورد عاطف حزین با یک خبرنگار زن آمریکایی بسیار جذاب بود. جایی که نگاههای ردو بدل شده، تنفر از صهیونیست‌ها را فریاد می‌زدند و هر دو مراقب بودند راننده تاکسی اسراییلی‌شان چیزی نفهمد.
Michael Heart Michael Heart - We Will Not Go Down [wikiwook.ir].mp3
زمان: حجم: 4.5M
متن انگلیسی آهنگ we will not go down مایکل هارت A blinding flash of white light Lit up the sky over Gaza tonight People running for cover not knowing whether they’re dead or alive They came with their tanks and their planes With ravaging fiery flames And nothing remains Just a voice rising up in the smoky haze We will not go down in the night without a fight You can burn up our mosques and our homes and our schools But our spirit will never die We will not go down in Gaza tonight Women and children alike murdered and massacred night after night While the so-called leaders of countries afar Debated on who’s wrong or right But their powerless words were in vain And the bombs fell down like acid rain But through the tears and the blood and the pain You can still hear that voice through the smoky haze We will not go down in the night without a fight You can burn up our mosques and our homes and our schools But our spirit will never die We will not go down in Gaza tonight … We will not go down in the night without a fight You can burn up our mosques and our homes and our schools But our spirit will never die We will not go down in the night without a fight
زعفرونای مامانم احتمالا سالهای آینده مامانم ورامین رو تبدیل می‌کنه به قطب زعفرون کشور😂😂، البته اگر ساخت و ساز‌های وحشیانه بذارن. نفوذ به زمین‌های کشاورزی و تغییر کاربری‌ها کاملا شبیه تهاجمه. جایی که قبلا بین گندم‌هاش بازی می‌کردیم، حالا باید پشت دیوارهای سیمانی‌ش قایم‌ بشیم. البته می‌گن که آب نیست برای کشاورزی و بدبختی‌های تابستون هم نشون می‌ده که آب نیست. اما خوب این همه ویلا، مگه آب نمی‌خواد؟ یعنی آدمای توشون ضد آبن؟
هو هفته پیش، یکی از هم‌دوره‌ای‌هایم در یکی از شونصدتا دوره‌ای که شرکت کرده‌ام، گفت: چرا اینقد همه داستانا دردناکن؟ و من گفتم: چون اگه تا قیامت هم از دردها بنویسیم، تموم نمی‌شن. امروز را تمام کردم در حالیکه در یک چهارم پایانی، مدام باید جدال اشک و چشم و پلک را فیصله می‌دادم. به تمام نوجوان‌ها فکر می‌کردم، به خواهرزاده‌ام، پسرهای دوستانم، به دخترم و دوستهایش، به همه‌ دختر و پسرهای رد شده از کودکی. همه‌شان که گاهی بین نیاز و وظیفه باید دیوانه بشوند. داستان عرفان؛ که با بلوغ و تبعاتش دست و پنجه نرم می‌کند را به تمام پدر و مادرها توصیه می‌کنم. بلوغ که باید فهمیده شود تا درد نشود روی دردهای دیگرمان.
هدایت شده از روزهای مادرانه
این مجله رو از اولین شماره‌ش یادمه. اون شماره‌ای که هنوز تر و تمیز نبود، نویسنده‌های کمی داشت، گرافیکش قوی نبود... اما ایده خوب و اراده خوب‌تری پشتش بود! حالا محفل یه روایت درست‌درمون از حرف‌ها و حرفه‌هاست با یه تیم حرفه‌ای. توی این قحطی محتوای خوب، حیفه نبینیدش! . https://eitaa.com/mahfelmag کانال ایتای محفل👆 . https://mabnaschool.ir/?s=%D9%85%D8%AD%D9%81%D9%84&post_type=pr لینک خرید محفل👆
سید خندان می‌بینین؟ حالا ببینین شاید سارا و خواهراشم بودن اون وسط😍😍😍
هدایت شده از 🇮🇷 نوش جان
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚡️ 📌خرافات 🔸دوستان و عزیزان 🤚 هرچیزی رو همینجور الکی الکی قبول نکنین😒 بعدا میبینین یه عمر مبنای زندگیتون بر اساس خرافات بوده😶‍🌫😄 اگه خوشت اومد برا دوستاتم بفرست.. یکی نفرستاد فرداش مُرد 🤦‍♀🤪😂 👤امین شفیعی محمد عظامی محدثه مطهری لیلا تندرو مینا گودرزی احمد رفیعی وردنجانی فهیمه انوری ابوالقاسم سیفی 💭نوش‌جان، اولین انجمن شعر اینجوری در جهان 🇮🇷 @nooshejan_tanz 🔨