آنقدر گفتم که منوا مادرم هم گریه کرد
خواستم یک جرعه مهمانش کنم اما نشد . .
رو زدم بر حرمله گفتم علی، جان میدهد
رو زدم شاید پشیمانش کنم اما نشد . . 😭😭😭
امانتی رباب را زیر عبایش پنهان کرده
و سمت خیمه میرفت و برمیگشت.
این حسین بود که حیران شده بود...
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
#علیاصغرِحسین